دانلود تحقیق آبگرمكن خورشیدی

دانلود تحقیق آبگرمكن خورشیدی

دسته بندی محیط زیست
فرمت فایل doc
حجم فایل ۳۴ کیلو بایت
تعداد صفحات ۲۷
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

آبگرمكن خورشیدی

مقدمه:

سیستم های حرارتی خورشیدی نقش مهمی در انرژی خورشیدی دارد، استفاده از دستگاه های خورشیدی سابقه طولانی دارد، گفته شده است ارشمیدس تقریباً در سال ۲۱۴ قبل از میلاد از آینه مقعر برای داغ كردن آب استفاده كرده است. سیستم های حرارتی امروزی نیز كم هزینه ترین كاربرد انرژی خورشیدی را دارد.

حرارت خورشید استفاده از حرارت انرژی خورشید را توجیح می كند. بنابراین تعداد متفاوتی از دستگاه های فنی وجود دارد كه اضافه بر گرم كردن فضا، داغ كردن آب یا فرآیندهای صنعتی سیستم های انرژی خورشیدی را می توان برای سرمایش یا تولید برق با كارخانه های تولید برق خورشیدی مورد استفاده قرار داد. قسمت های عملیاتی اصلی عبارتند از:

  • گرم كردن استخر شنای خورشیدی
  • آبگرمكن های خانگی خورشیدی
  • حرارت كم خورشید برای گرم كردن فضای داخل ساختمان ها
  • پردازش حرارتی خورشیدی
  • تولید برق خورشیدی

چون این حیطه های عملیاتی خیلی دور از دسترس هستند، این بخش فقط جنبه های مهم آبگرمكن های خانگی خورشیدی و استخرهای خورشیدی را با سیستم های دارای صفحات خورشیدی بسته و باز مورد بحث قرار می دهیم. بخش های زیر به كاربرد بعضی كمیت های ترمودینامیك در توضیح اصول نیاز دارد. جدول ۱-۳ مهمترین پارامترها، علائم آنها و واحدهایشان را نشان می دهد.

جدول ۱-۳: كمیت های ترمودینامیك را برای محاسبات حرارتی نشان می دهد.

نام

نشانه

واحد

حرارت، انرژی

جریان حرارت

درجه حرارت

درجه حرارت ترمودینامیك

ظرفیت حرارتی خاص

رسانایی حرارتی

ضریب همبستگی انتقال حرارت

ضریب همبستگی انتقال حرارت

ضریب همبستگی سطحی انتقال حرارت

انرژی به شكل حرارت Q با جریان گرماQo مرتبط می باشد.

۱-۳

هر تغییر درجه حرارت نیز باعث تغییر حرارت می شود تغییر در حرارت را می توان با ظرفیت خاص c و جرم m ماده تحت تأثیر قرار گرفته محاسبه كرد.

۲-۳

ممكن است بعضی ابهامات رخ دهد كه به استفاده از معیارهای متفاوت دما مرتبط باشد، مقیاس فارنهایت معمولاً برای كار عملی استفاده نمی شود. ولی همزیستی درجه حرارت در مقیاس سلسیوس و درجه حرارت مطلقT به كلوین مسئله سازی می باشد. تبدیل سلسیوس به كلوین از فرمول زیر استفاده می شود.

۳-۳

فرمول تبدیل فارنهایت به سلسیوس و كلوین را می توان در ضمیمه دید. مقدار عددی تفاوت درجه حرارت به درجه سلسیوس مانند تفاوت دمادر كلوین (k) می باشد. برای تعادل صحیح واحدها تفاوت دما در فرمول بالا برای تغییر حرارت باید به كلوین باشد. همین مورد به معادلاتی مربوط می شود كه در بخش بعد ارائه خواهند شد. ولی چون مقیاس سلسیوس نسبت به كلوین رایج تر است، مقیاس سلسیوس برای اكثر تفاوت های درجه حرارتی ومعادلات این بخش مورد استفاده قرار داده می شود. جریان حرارتQo كه باعث تغییر حرارت با ظرفیت حرارتی ثابتc می شود به صورت زیر است:

۴-۳

برای ظرفیت حرارت مواد متفاوت به جدول ۲-۳ مراجعه شود.

شكل ۱-۳ ساخت لایه های n با حیطه سطحی را نشان می دهد. از یك طرف درجه حرارتو از طرف دیگر وجود دارد. گردیان دما، جریان دما از طریق لایه ها با فرمول زیر را به دست می آورد.

۵-۳

این جریان دما Qoباعث می شود دما در سمت دارای درجه حرارت كمتر افزایش یابد و در سمت دیگر كاهش داشته باشد تا اینكه هر دو طرف از همان دما برخوردار شوند. اگر میزان دما یك طرف بیشتر از طرف دیگر باشد تغییردرجه حرارت در سمتی كه از دمای بالاتری برخوردار است را می توان نادیده گرفت. برای مثال میزان دمای محیط اطراف یك ساختمان خیلی بالاتر از داخل ساختمان است. جریان گرما از طریق دیوارهای ساختمان درجه حرارت هوای خارج را تغییر نمی دهد و این مصداق دارد خواه درجه حرارت محیط نسبت به درجه حرارت ساختمان كمتر باشد یا بیشتر باشد.

جدول ۲-۳: ظرفیت گرمایی (c) برای بعضی مواد در را نشان می دهد.

نام

شكل ۱-۳ انتقال حرارت از طریق لایه هایn با همان حیطه سطحی A

شكل

ضریب همبستگی انتقال حرارت به صورت فرمول زیر است:

۶-۳

كه می توان با ضریب همبستگی سطح انتقال حرارت a2 a1 هر دو طرف، رسانایی حرارتی و ضخامت لایه SI، تمام لایه های n محاسبه كرد. جدول ۳-۳ رسانایی حرارتی مواد متعدد را نشان می دهد.

سیستم های حرارتی خورشیدی برای آبگرمكن

گرمكن خورشیدی استخر شنا

این بخش ابتدا گرمكن استخر شنا را مورد بحث قرار می دهد، به این دلیل نیست كه استخرهای شنای آب گرم مزایای اكولوژیكی ندارد- آنها همیشه نیاز زیادی در ارتباط با آب پاكیزه و انرژی دارد. ولی تقاضا برای دمای پایین برای گرم كردن استخر باعث می‌شود كه از سیستم های انرژی خورشیدی ساده و اقتصادی استفاده شود كه در این بخش كاربرد گسترده ای دارد.

فایل ورد ۲۷ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل بیستم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان حسابداری علمی با پارادایم های گوناگون

خلاصه فصل بیستم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان حسابداری علمی با پارادایم های گوناگون

دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pdf
حجم فایل ۳۴۴ کیلو بایت
تعداد صفحات ۴
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل بیستم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان حسابداری علمی با پارادایم های گوناگون

شامل:

مفهوم پارادایم را تعریف کرده و اجزای آن را بنویسید

پارادایم انسان شناختی – استقرا را توضیح دهید؟

پارادایم سود حقیقی – قیاس را توضیح دهید

پارادایم سودمندی در تصمیم گیری ها را توضیح دهید؟

پارادایم مدل تصمیم گیری کل بازار را توضیح دهید؟

پارادایم مدل تصمیم گیری شخص استفاده کننده را توضیح دهید؟

پاردایم ارزش اقتصادی اطلاعات را توضیح دهید؟

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل نوزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان مباحث مطروحه در حسابداری بین المللی

خلاصه فصل نوزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان مباحث مطروحه در حسابداری بین المللی

دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pdf
حجم فایل ۲۱۳ کیلو بایت
تعداد صفحات ۷
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل نوزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان مباحث مطروحه در حسابداری بین المللی

شامل:

تعریف حسابداری بین الملل

عوامل ایجاد کننده تفاوت ها در حسابداری بین الملل

تفاوت های دو مدل حسابداری انگلیسی – آمریکایی با مدل اروپایی و گروه های زیرمجموعه

ویژگی های مدل اروپایی

نوع بازارهای مالی

حسابداری بخش خصوصی

حسابداری در بخش عمومی

تسعیر ارز

دو عامل در تعیین نرخ ارز

استاندارد حسابداری بخش ۱۶ – تسعیر ارز

تسعیر اقلام ارزی در تاریخ ترازنامه

عملیات خارجی لاینفک از عملیات واحد تجاری گزارشگر

واحدهای مستقل خارجی

یکنواخت کردن استانداردهای حسابداری در سطح بین الملل

محدودیت های یکنواختی

کمیته بین المللی استانداردهای حسابداری

فدراسیون بین المللی حسابداری

اتحادیه اروپایی

سازمات همکاری و توسعه اقتصادی

قضاوت های گوناگون در حسابداری بین المللی

مبانی نظری حسابداری

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل هجدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان افشای اطلاعات مالی

خلاصه فصل هجدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان افشای اطلاعات مالی

دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pdf
حجم فایل ۱۴۹ کیلو بایت
تعداد صفحات ۵
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل هیجدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان افشای اطلاعات مالی

شامل:

مقدمه

مخاطبین افشا

اطلاعات برای چه اشخاصی باید افشا شود

افشا برای گروه های ذینفع

سطوح افشا

سطح افشا

افشای داوطلبانه در مقایسه با افشای اجباری اطلاعات مالی

شکل های افشا

پیش بینی های مالی

رویه های حسابداری

تغییرات حسابداری

رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه

افشای اطلاعات بر حسب قسمت های مختلف یک واحد انتفاعی

نیاز به افشای اطلاعات مربوط به قسمت های مختلف

روش های افشا

اصطلاحات و ارائه مطالب توصیفی

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل هفدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان حسابداری نفت و گاز

خلاصه فصل هفدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان حسابداری نفت و گاز

دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pdf
حجم فایل ۲۰۰ کیلو بایت
تعداد صفحات ۷
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل هفدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان حسابداری نفت و گاز

شامل:

مقدمه

دو روش مطرح در حسابداری نفت و گاز

منابع طبیعی

مهمترین مسائل مربوط به این دارایی ها

تفاوت های مفهومی بین روش های بهای تمام شده کامل و روش های کوشش های موفق

تدوین استانداردهای مربوط به حسابداری نفت و گاز

تاریخچه تدوین استانداردهای مربوط به حسابداری نفت و گاز

تحقیقات مشاهده ای انجام شده درباره حسابداری نفت و گاز

سایر تحقیقات مشاهده ای انجام شده

عوامل سیاسی

حسابداری شناخت ذخایر

وضیعت جاری در حسابدرای نفت و گاز

معیار گردش وجوه نقد آتی تنزیل شده

تحلیل منایع طبیعی

نکات قابل توجه در مورد منابه طبیعی

روش حسابداری تخصیص مخارج منابع طبیعی

مقایسه روش های حسابداری منابع طبیعی

و شامل نکات کلیدی…..

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل شانزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان بازنشستگی و سایر مزایای بعد از آن

خلاصه فصل شانزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان بازنشستگی و سایر مزایای بعد از آن

دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pdf
حجم فایل ۱۹۴ کیلو بایت
تعداد صفحات ۷۰۰۰
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل شانزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان بازنشستگی و سایر مزایای بعد از آن

شامل:

مقدمه

طرح های بازنشستگی

انواع طرح های بازنشستگی

مزایای روش های پرداخت مزایای بازنشستگی

مزایای متعلقه

نحوه محاسبه مزایای متعلقه

طرح های با یک یا چند کارفرما

انواع روش های سپرده گذاری

سپرده گذاری به روش محاسبه بیمه ای

روش سپرده گذاری نهایی

پیچیدگی های سپرده گذاری در صندوق بازنشستگی

روش های سپرده گذاری مبتنی بر محاسب بیمه ای

مسائل حسابداری مرتبط با طرح های بازنشستگی

تدوین و توسعه استانداردهای حسابداری طرح های بازنشستگی

سایر مزایای دوران بازنشستگی

جنبه های نظری حسابداری مزایای دوران بازنشستگی

نتایج اقتصادی شناسایی مزایای دوزان بازنشستگی

و شامل نکات کلیدی این فصل …..

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل پانزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان سرمایه گذاری بین شرکت ها

خلاصه فصل پانزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان سرمایه گذاری بین شرکت ها

دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pdf
حجم فایل ۸۹ کیلو بایت
تعداد صفحات ۲
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل پانزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان سرمایه گذاری بین شرکت ها

شامل:

مقدمه

وضیعت مربوط

تلفیق

روش خرید

رویکرد شخصیت حسابداری جدید

تلفیق نسبی

روش ارزش ویژه

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل چهاردهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان قراردادهای اجاره

خلاصه فصل چهاردهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان قراردادهای اجاره

دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pdf
حجم فایل ۱۸۴ کیلو بایت
تعداد صفحات ۶
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل چهاردهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان قراردادهای اجاره

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل سیزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان مالیات بر درآمد در حسابداری مالی

خلاصه فصل سیزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان مالیات بر درآمد در حسابداری مالی

دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pdf
حجم فایل ۱۹۲ کیلو بایت
تعداد صفحات ۶
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل سیزدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان مالیات بر درآمد در حسابداری مالی

شامل:

مقدمه

اختلاف دائمی

اختلافات موقتی

تفاوت های ناشی از زمان

تفاوت های مبنی بر تعیین ارزش (ارزشیابی)

روش مبتنی بر ترازنامه

نظریات موافق و مخالف تخصیص مالیات

اصل تطابق

تداوم فعالیت

شیوه مدیریت

دلایل مخالفین

قابل فهم نبودن

هزینه نبودن مالیات

مربوط نبودن

ابهام

تخصیص موردی مالیات

تنزیل مبالغ تخصیص یافته مالیات

تحقیقات مشاهده ای

مالیات انتقالی به دوره های آتی و مبانی نظری

مقایسه دیدگاه مقابله هزینه ها با درآمدفروش با دیدگاه دارائی – بدهی

ارائه نتایج تخصیص مالیات

تخصیص طی دوره مالیات

روش خالص مالیات

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل دوازدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان حسابداری تورمی و آثار تغییر قیمت ها

خلاصه فصل دوازدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان حسابداری تورمی و آثار تغییر قیمت ها

دسته بندی حسابداری
فرمت فایل pdf
حجم فایل ۲۰۰ کیلو بایت
تعداد صفحات ۷
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

خلاصه فصل دوازدهم کتاب تئوری حسابداری دکتر شباهنگ (جلد دوم) با عنوان حسابداری تورمی و آثار تغییر قیمت ها

شامل:

گزارش مالی و حسابداری تغییر قیمت ها

تغییر سطح عمومی قیمت ها

دلایل تغییر سطح عمومی قیمت ها

شاخص قیمت

قدرت خرید

قدرت خرید عمومی و خاص

دیدگاه شناسایی سود و زیان غیرعملیاتی تغییر در قیمت های خاص کالای نگهداری شده

تغییر قیمت های نسبی

انتخاب شاخص عمومی قیمت ها

طبقه بندی اقلام پولی و غیرپولی

سود زیان اقلام پولی

نحوه محاسبه شاخص قیمت ها

شاخص قیمت خاص

شاخص عمومی قیمت

تعدیل بر حسب تغییر قدرت خرید

تعدیل اقلام غیرپولی

مدل های تعدیل براساس تغییرات قیمت

حسابداری بر حسب ارزش های جاری

اهداف و مزایای سیستم حسابداری مبتنی بر ارزش جاری

مزایای روش ارزش های جاری نسبت به بهای تمام شده تاریخی

اندازه گیری سود و مفهوم حفظ و نگهداشت سرمایه

حفظ سرمایه مالی

حفظ سرمایه برحسب قدرت خرید عمومی

حفظ سرمایه مادی (توان تولیدی)

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق نقش و اهمیت فرآیند آموزش و بهسازی منابع انسانی در ادامه حیات هر سازمان یا مؤسسه

دانلود تحقیق نقش و اهمیت فرآیند آموزش و بهسازی منابع انسانی در ادامه حیات هر سازمان یا مؤسسه

دسته بندی مدیریت
فرمت فایل doc
حجم فایل ۱۳ کیلو بایت
تعداد صفحات ۱۰
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

مقدمه:

روند مستمر و مداوم تغییر و تحول در شئون مختلف حیات اجتماعی و پیشرفتهای شگرف و عمیق علوم و فنون گوناگون در جامعه موجبات تحول و تغییر ساختارهای سازمانی را از اشكال سنتی بسوی ساختارهای پیچیده تر و تخصصی تر فراهم آورده است. چنانكه می توان گفت تغییر شتابنده، مهمترین خصیصه قرن حاضر است كه سازمانها موسسات بعنوان پدیده‌ای جدا ناشدنی از خویش با آن روبرو هستند. در چنین شرایطی ( شرایط تغییر ) اگر سازمانها و مؤسسات نتوانند خود را به گونه‌ای سازنده و تناسب با این تغییر همگام كنند قربانی آن خواهند شد. اگر نتوانیم دنیای اطراف خود را شكل دهیم شلاق طبیعت برما فرود خواهد آمد و نیروهای محیطی ما را در خود حل خواهد كرد و ما تنها از طریق اتخاذ موانعی فراكنشی در این باره خواهیم توانست چرخه و آثار آنرا پیش بینی و حتی كنترل كنیم و در خدمت خود قرار دهیم، در این راستا لازم است منابع و اقدامات لازم شناسایی و در یك مدل علمی متناسب برنامه ریزی شود. بهسازی منابع انسانی در این زمینه راهبرد اصلی تلقی می‌شود. در محیط بسیار متغیر امروزی سرمایه انسانی، سرمایه‌ ای گرسنگ و دارای نقش اساسی است و آموزش بعنوان تنها عامل ایجاد و توسعه آن « لاسلحه ای رقابتی » محسوب می شود. استفاده صحیح از این اسلحه و به تبع آن برنده شدن در رقابت، مستلزم توسعه شناخت، تحلیل، مقهوم سازی و طراحی و باز مهندسی مسترم و مستر قیانه است. نیروی انسانی امروزه بعنوان عامل استراتژیك مطرح است. دلیل این امر در یك سطح كلی. تغییراتی است كه با شتاب فزاینده حادث می شود و آموزش و بهسازی منابع انسانی اقدامی راهبردی است كه در سطح فردی باعث ارزشمندی فد، در سطح سازمانی باعث بهبود و توسعه سازمان و در سطح ملی و حتی فرا ملی منجر به افزایش بهره‌وری و نتایج بترتیب بعدی می‌شود، پس می توان گفت: در فلرنی آموزش منابع انسانی یكی از اقدامات زیر بنایی است كه منجر به كارآمدی سازمان می‌شود، و از طرف دیگر شناخت و تحلیل اثر بخش نیازهای آموزشی پیشنیاز یك سیستم آموزشی موفق است. تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه ریزی آموزشی كاركنان و در واقع نخسیتن عامل ایجاد تضمین اثر بخشی كاركرد آموزشی و بهسازی است كه اكر براستی انجام شود مبنای عینی تر باری برنامه‌ریزی بعنوان نقشه اثر بخشی و تبعاً.

نتیجه اینكه تعیین نیازهای آموزشی نقطه آغاز هر نوع آموزشی است كه با توجه به نقش و تأثیری كه در اثر بخشی و نیز فراهم آوردن مبنایی برای ارزیابی و تصمیم‌گیری در زمینه‌های مختلف آموزشی دارد می‌توان همسو با راملد ( ۱۹۸۷ ) گفت: « هیچ وظیفه‌ای مهمتر از آن ( نیاز سنجی ) در فرآیند آموزش و بهسازی وجود ندارد».

بیان مسئله:

بدون تردید نیروی انسانی یا عامل انسانی شریفترین، مهمترین و با ارزش‌ترین عامل بین عوامل و منابع تولید می باشد، این عامل به همراه و امكانات مادی به اطارف و خواسته‌های سازمانها كه ارایه بازده و محصولات با حداكثر كارآیی به مردم و جوامع بصورت كالاها و خدمات است، جنبه تحقیق می‌بخشد. عامل شغلی در سازمانها و دیگر مؤسسات كامل كلیه افراد و كاركنان شاغل در سازمان اعم از مدیران، متخصصین، كارشناسان، كارمندان و كارگران در رده‌‌ای مختلف شغلی می باشد.

امروزه رشد و تعالی سازمانها و مؤسسات در گرو و بكارگیری صحیح منابع انسانی است و انسانها در زمانهای خالص ایفاگر نقسها و وظایف گوناگونی می باشند.

بنابراین منابع انسانی سازمان اعم از مدیران، سرپرستان، كارشناسان و سایر كاركنان، منابع دیگر را تلفیق، تركیب و برای نیل به اهداف سازمان هماهنگ، یكپارچه و مجهز می‌كند.

سازمانها منهای منابع انسانی در واقع یعنی هیچ و هیچ ارزشی ندارند، انسان مهمترین سرتآ سازمان است، چنانچه عامل انسانی سازمان را حذف كنند، آنچه باقی می‌ماند یعنی عوامل و امكانات چون ساختمان‌ها، ماشین آلات، تجهیزات و … كه به فوری خود قابل استفاده نمی‌باشد و پیشیزی ارزش ندارد، انسان است كه به آن روح می‌دهد و از آنه۹ا در جهت ارتقاء بهبود تكامل زندگی خویش بهره می‌برد، انسان بزرگترین و با ارزش ترین دارایی یك سازمان است كه هرگز در ترازنامه‌ها و صورتهای سود و زیان شركتها و مؤسسات منعكس نمی شود در جایی كه سودآوری یازمان با انسان است و انسانها پشتوانه مطمئن مستحكم برای كسب موفقیت سازمانها هستند.

اگر اولین جریان رشد و تعالی سازمانی را انسانها یا منابع انسانی آنها بشمار آوریم، آموزش و بهسازی منابع انسانی در بین جریان در رشد و توسعه و بهبود سازمانی می‌باشد. آموزش نوعی سرمایه‌گذاری مفید و یك عامل كلیدی در توسعه محسوب می‌گردد كه چنانچه بدرستی و شایستگی برنامه‌ریزی و اجرا شود می‌تواند بازده اقتصادی قابل ملاحظه‌ای داشته باشد… آموزش و بهسازی منابع انسانی یك اقدام راهبردی است كه در سطح فردی باعث ارزشمندی فرد، در سطح سازمانی باعث بهبود و توسعه سازمانی و در سطح ملی و حتی فراملی منجر به افزایش بهره‌وری می‌گردد. در كل می‌توان سودآوری آموزش و بهسازی منابع انسانی را یك فرآیند دو طرفه بین فرد و سازمان دانست كه هر دو طرف به شرح جدول ذیل منفعت خواهند برد:

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

فرد

افزایش انگیزش

افزایش رضایت شغلی

مسئولیت پذیری

خودباوری

اعتماد به نفس

كاهش ضایعات

تأمین نیازها

سازمان

سودآوری

بهبود

دانش

بهبود مهارت

شناسایی اهداف سازمانی

توسعه سازمانی

تصمیم‌گیری اثر بخش

افزایش بهره‌وری و مسئولیت پذیری

بنابراین اهمیت مقوله و پروژه نیاز سنجی یا برآورد و تعیین نیازهای آموزشی منابع انسانی از آنجا ناشی می‌شود كه شناخت و تحلیل اثر بخشی نیازهای آموزشی، پیش نیاز یك سیستم آموزشی موفق است و تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه‌ریزی آموزش كاركنان و در واقع نخستین عامل ایجاد و تضمین اثر بخش كاركرد آموزش و بهسازی است كه اگر بدرستی انجام شود مبنای عینی‌تری برای برنامه‌ریزی به عنوان نقشه اثر بخشی و تبعاً سایر فعالیتها فراهم خواهد شد.

فایل ورد ۱۰ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق نقش خانواده در جامعه امروزی

دانلود تحقیق نقش خانواده در جامعه امروزی

دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل ۲۶ کیلو بایت
تعداد صفحات ۳۰
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

مقدمه

خانواده‌ اولین و مهم‌ترین نهاد درتاریخ فرهنگ و تمدن انسانی است واولین مدرسه ای است كه انسان درآن تعلیم می‌یابد و با اصول زندگی اجتماعی وروش تفاهیم بادیگران آشنا می‌شود. خانه، فضایی است كه درزیر سقف آن ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی ازنسلی به نسل دیگر منقل می‌شود و اسباب رشد عاطفی، اخلاقی، اجتماعی افراد فراهم می‌گردد. درجهان امروز متأسفانه به رغم تعالیم حیات‌بخش انبیاء‌ بنیان خانواده دركشورهای صنعتی درحال فرو ریختن است واگر خرمندان و متفكران برای جلوگیری از این پیش‌آمد، تدابیر لازم را اتخاذ نكند، بخش عظیمی از ارزش‌های والای انسانی دسخوش خطر خواهد شد و عالم بشری با بحران‌‌های مضاعفی روبرو خواهد گردید. سست‌شدن اساس خانواده، افزایش خشونت، اضطراب، ناامنی و بحران‌های اجتماعی به‌واقع ریشه درعدم توجه به اهمیت و نقش خانواده‌ دارد. همان‌طور كه می‌دانیم شخصیت هرفرد درخانواده شكل می‌گیرد. روابط عاطفی پدران و مادران با فرزندان خود، اهمیت وئ نقش خانواده دارد. همان‌طور كه می‌دانیم شخصیت هرفرد درخانواده شكل می‌گیرد. روابط عاطفی پدران و مادران با فرزندان خود، اهمیت خانواده و نقش آن را روشن می‌سازد. ادراك ارزش‌های معنوی واخلاقی، رشد اجتماعی، عاطفی، عقلانی و بدنی، درحد وسیع درخانواده صورت می‌گیرد. بنابراین خانواده را باید نهادی مقدس یا باارزش تقلی كرد. ازسوی دیگر، خانواده نهادی است كه عواطف فرد در آن شكل می‌گیرد فرد درخانواده نحو بروز عواطف را فرا می‌گیرد. كنترل كردن عواطف را می‌آموزد و نیازهای عاطفی خود را تأمین می‌كند. شاید هیچ نهاد اجتماعی دیگری به اندازه خانواده در تامین نیازهای اساسی روانی به ویژه نیازهای عاطفی، موثر نباشد. به زعم‌ اكثر قریب به اتفاق دانشمندان علوم انسانی آنچه تحت عنوان نابسمانی‌ هاغی رفتار بشری و به بیان صحیح تر اختلات رفتاری از قبیل بزهكاری، اعتیاد به مواد مخدر، سرقت، سرگشتگی‌های جنسی، فرار از كانون خانواده و … در جامعه مشاهده می‌شود ، درحقیقت منشاء و مأوا در تربیت‌های غیر اصولی و نابسامی‌های خانوادگی دارد. بنابراین از روزی كه توجه علمای انسان‌شناسی و به خصوص روان‌شناسان به منشأ علت عمده اختلالات رفتاری بشری جلب گردید، دروان كودكی سال‌ها ی سرنوشت‌ساز برای پرورش شخصیت و به تبع آن محیط خانواده به عنوان اولین و مهم‌ترین پرورشگاه، مورد توجه و بررسی پژوهشگران قرار گرفت.

یكی از ویژگیهای دنیای امروز انفجار علم ودانش درهمه حوزه‌های و تأثیر ژرف آن در زندگی فردی و اجتماعی است. به تناسب گسترش علوم، حیات‌روانی انسان‌ها، پیچیده‌گی‌ می‌یابد. و برای شناخت بهتر انسان‌ها نسبت به یكدیگر در مناسبات اجتماعی كه خانواده بارزترین نمونه آن است، محتاج به علم و دانش بیش از مناسبات اجتماعی كه خانواده‌ بارزترین نمونه آن است، محتاج به علم و دانش بیش از گذشته هستیم و این امر آموزش‌های خانواده را برای هرزن و هرمردی ضروری می‌سازد. آموزش‌هایی كه ضمن ایجاد شناخت بیشتر اعضای خانواده را قادر می‌سازد نقش‌ها و وظایف خود را در رابر همسر و فرزندان به بهترین شكل انجام دهند.

رویكرد نظریه پردازان به مساله تاثیر محیط و عوامل محیطی بر پرورش ورشد قوا و استعدادهای انسانی و اهمیت این عوامل دردوران كودكی مساله آموزش والدین را به عنوان یك راه روش كار مطرح ساخت. از طرف دیگر می‌دانیم كه مدرسه دومین واحد متشكل و درحقیقت به عنوان پلی برای ورود كوكان از محیط محدود بسته و تحت كنترل خانواده به جامعه بزرگ و متنوع انسانی است كه درمسیر تلاش برای آموزش والدین مورد توجه مجریان برنامه‌های آموزش والدین قرار گرفت. مدارس از این جهت كه خانه دوم فرزندان محسوب می‌شوند، مكان مناسبی برای بررسی و تنظیم برنامه‌های متناسب برای‌ آموزشی والدین هستند. بنابراین نخستین كوشش‌ها درجهت آموزش والدین درهمین مكان‌ها و با كمك و مساعدت مربیان مدارس و استادان دنشگاهها صورت می‌گیرد. انجمن اولیاء و مربیان وزارت آموزش و پرورش متكفل برگزاری این گونه كلاسهای آموزش مسائل تربیتی برای والدین دانش‌آموزان در ایران است. این كلاسها تحت عنوان كلاسهای آموزش خانواده دایر شده است كه در وهله اول گام مثبت و موثری درجهت شكوفایی استعدادهای دانش‌آموزان این آینده‌سازان جامعه است.

طرح مساله و انگیزه تحقیق

پیش‌ از بیان موضوع و اهمیت آن، گفتن اینت نكته لازم است كه آموزش و پرورش باید پیشرفت و ترقی و تعالی هرجامعه و هرممكلت است، زیرا نوآوریهای علمی، فنی و مسائل مربوط به تكنولوژی و دیگر دانشهای بشری وابستگی نام با مجموعه آموزش و پرورش دارد.

اصولا تحولات و دگرگونیهای سریع اجتماعی در پرتو آموزش و پرورش برنامه‌ریزی شده منظم، انعطاف‌پذیر و اساسی امكان‌پذیر است.

ژان مونه متفكر فرانسوی عقیده دارد: در رقابت اقتصادی بین كشور مادر‌آینده برد از آن كشوری است كه بتواند مجموعه آموزش و پرورش منظم‌تر و مفیدتری را ارائه نماید. این سخن نباید موجب این تصور شود كه وظیفه آموزش و پرورش محدود به آموزش كودكان و نوجوانان از طریق اعمال شیوه‌های آموزشی توین درفراگیری علوم تجربی و طبیعی و آ‌ماده‌كردن آنان برای مشاركت دریك مسابقه اقتصادی درزندگی اجتماعی آینده است. انسان از نظر فطرت دارای دوقعد مادی و معنوی است. چنانچه در تعلیم و تربیت وی خصوصاً در دوره كودكی و نوجوانی این دوبعد درنظر گرفته نشود و در امر پرورش، قوای جسمسی و روحی او هماهنگی بوجود نیاید در پرورش یكی از این ابعاد نسبت به دیگری غفلت شود، طبیعی است زمینه اختلال در شخصیت و عدم تعادل جسمی و روحی كودك و نوجوان فراهم شده و باید در انظارزندگی ناخوشایند و نامطلوبی در آینده برای او بود. علیرغم نظر برخی از نظریه‌پردازان كه معتقدند تغیرات و تحولات سریع اجتماعی موجب ظهور و نفوذ موسسات آموزشی و تربیتی درجامعه شده و با جایگزینی و فعالیت‌ آنها كاركردهای خانواده كاهش یافته و میرود كه خانواده نقش تربیتی و آموزشی خود را دررابطه با فرزندان ازدست بدهد. باید گفت كه این نظریه‌پردازان تحت تأثیر تحولات شگرف علمی، فنی و مسائله۹ مربوط به تكنولوژی دركشورهای غربی و یا بهتر بگوئیم جوامع بك بعدی قرار گرفته و به این چنین باورهای بیهوده و اظهار نظرهای بی‌پایه و بی‌اساس اعتقاد پیدا كرده و پرداخته‌اد. بحران نسل نوجوان وجوان، اضطرابات روانی، روحی و عاطفی، بزهكاریها، ناهنجاریهای اجتماعی روزافزون درمیان كودكان و نوجوانان دركشورهای غربی زائیده تحولات و دگرگونیهای سریع اجتماعی و كم‌رنگ بوده نقس خانواده در تربیت نونهالان دراین جوامع است و درك این موضوع است كه متفكران غربی را به بازنگری به اهمیت دادن به نقش و پایگاه اجتماعی خانواده دررابطه با تربیت فرزندان واداشته و موجب شده كه خانواده بعنوان محور اصلی پرورش كودكان و نوجوانان و تضمین‌كننده زندگی آنان از جهات اخلاقی، عاطفی، روانی، اجتماعی شناخته شود. توجه به نقش و وظیفه خانواده در تربیت و اجتماعی بارآوردن فرزندان موجب شده كه سازمان تربیتی و فرهنگی یونسكو را وادار به اعلام سال جهانی خانواده نموده و از طریق نظرمردم جهان و موسسات بین‌المللی را متوجه اهمیت وظیفه و جایگاه اجتماعی خانواده دررابطه باتربیت فرزندان نماید. بنابراین خانواده نقش اصلی و حیاتی در تربیت و تكوین شخصیت كودك و نوجوان را دارد و ازنظر پرورش جنبه‌های عاطفی، روانی، و اخلاقی كودك، هیچ ‌نهادی نمی‌توند جایگزین آن گردد. مدرسه و آموزشگاه باوجود آموزش مهارتهای علمی، فنی و حرفه‌ای به كودكان و نوجوانان در حقیقت تكمیل كننده نقش پرورشی و تربیتی خانواده دركودك هستند و ازاین لحاظ نقش و اهمیت آنها بعد از خانواده قرار می‌گیرد. اشتغالات والدین ازخانه، دشواریهای روزمره زندگی و پیچیدگی شیوه‌های آموزشی و پرورشی كه حاصل تحولات سریع اجتماعی است كاركردهای خانواده را محدود ساخته و موجب گردیده توانایی برنامه‌ریزی علمی و تربیتی در دنیای امروز ضرورت همكاری و هماهنگی مؤثر بآن بار با آموزشگاه ایجاب می‌كند. مدسه ضمن نشان دادن علاقه به تربیت كودكان و نوجوانان ممكن است در محیط خود كمتر به شناخت نیازهای عاطفی و روانی آنان فائق آید. درحالیكه خانواده به‌علت تماس بیشتر و مستقیم‌تر با كودكان و نوجوانان ویژگیهای اخلاقی و روانی آنان را بهتر شناخته و نیازهای آنان را دراینگونه موارد بهتر تشخیص می‌دهد. همكاری و هماهنگی خانه و مدرسه، تبادل آگاهیها و تجارب والدین و مربیان و هماهنگی میان والدین و مسؤلین آموزشگاه آنانرا درشناخت نیازهای متحول و مختلف كودكان و نوجوانان یاری بخشیده‌ به توانمندی و قابلیت این دونهاد مؤثر در چاره‌جویی ورفع كمبودها و نیازهای آنان خواهد افزود تأثیر همكاری خانه و مدرسه زمانی چشمگیرتر است كه پدران و امور تربیتی و مسائل مربوط به روانشناسی تربیتی دررابطه با فرزندان خود آگاهی و دانایی بیشتری باشند هرچه خانواده به رموز و فنون تربیتی و پرورشی آگاه‌تر باشد هماهنگی و همكاری مؤثر بین‌ مدرسه و خانواده امكان پذیرتر می‌شود و زمینه‌ اجرایی برنامه‌های مشترك و هدفهای همسان تربیتی این دو نهاد دررابطه با تعلیم و تربیت كودكان و نوجوانان آسانتر فراهم شود. برنامه آموزش خانواده‌ از مؤثرترین اقداماتی است كه به خانواده‌ها كمك خواهد كرد تا درتربیت كودكان و نوجوانان از لحاظ روحی، عاطفی و اخلاقی از روشهای نوین تربیتی و مسائل مربوط به روانشناسی در برخورد رفتاری با‌ آنان به گونه‌ ای عمل كند كه درهمكاری و هماهنگی با‌ آنچه درمدرسه از نظر تربیتی سازمان یافته و انجام میگرد موفقیت آمیز بوده و تضمین‌كننده زندگی اجتماعی آنها و آینده‌ باشد از این روی اهمیت افزایش آگاهیهای تربیتی والدین از طریق ایجاد و گسترش كلاسهای آموزش خانواده درشرایط متحول اسلامی ایران با مسائل روانشناسی تربیتی و اعمال شیوه‌های درست برخورد رفتاری آنان باكودكان و نوجوانان مساله است كه انگیزه انتخب موضوع مورد بررسی گردید.

هدف تحقیق

خانواده‌ در تفكر اسلامی از اساسی‌ترین و نتیجه‌بخش‌ترین واحدهای اجتماعی است كه مبانی آن برالفت، صمیمیت، فداكاری و ازخودگذشتگی استوار است. درچنین واحد اجتماعی مؤثری چه بسیارند عواملی كه ممكن است.‌ آگاهانه و یا ناآگاهانه در بنیان آن نفوذ كرده و آنرا كرده متزلزل سازد.

برای جلوگیری از نفوذ زیانبار و ویرانگر این عوامل زن و شوهر به آموزش و آگاهی ویژه محتاج‌اند تا از به‌هم پاشیدگی خانواده جلوگیری بعمل آورند. این عوامل ممكن است اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، دینی واخلاقی و غیره باشند. زن و شوهر را به اجبار نمی‌توان وادار به زندگی دائم دركنار یكدیگر نموده و آنان را وادار نمود كه علیرغم تمایلات درونی سالیان دراز زندگی مشتركی را ادامه دهند. اما با راه حل‌های معقول از طریق آموزش می‌توان جهت ادامه حیات و از بین بردن عواملی كه زندگی مشترك آنان را مورد تهدید قرار داده به تعلیم و تفهیم اصول دوجانبه‌ای ك وظایف زوجین را شامل میگردد پرداخت و آنان را جهت ادامه یك زندگی مسالمت‌آمیز تحت آموزش قرار داد. علاوه برآن، پیچیدگی روزافزون روابط اجتماعی، ناشی از تحولات اقتصادی و اجتماعی و تبادل و تهاجم فرهنگی بین ملتها و تأثیر مثبت و منفی زائیده از آنها از یكسو و نقش مؤثر والدین در تربیت اجتماعی كودكان و نوجوانان، ضرورت هم‌آهنگی بین خانه و مدرسه، وجود سلیقه‌‌های فردی ازنظر تربیتی، تفاوتهای فردی بین فرزندان و اختلافاتی كه پس از تشكیل خانواده ممكن است بین زن ومرد بوجو آید از سوی دیگر نیاز خانواده را به آموزش و افزایش سطح آگاهی درروابط با تربیت فرزندان اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. بنابراین هدف از تحقیق زمینه‌یابی درمورد یادگیری والدین در موضوعات تربیتی و تأثیر كلاسهای آموزشی خانواده برروی اولیایی كه از این كلاسها استفاده كرده در مقایسه بااولیایی كه از این كلاسها استفاده نكرده‌اند می‌باشد.

اهمیت تحقق

خانواده بعنوان یك نهاد عمومی در دنیا و بخصوص در دیده‌گاه اسلامی از ریشه‌دارترین و مقدس‌ترین نهادهای اجتماعی است. زیرا در وهله اول مناسب‌ترین مكان برای اسن والفت، همدلی و ابراز صمیمیت بین زن و شوهر بوده و نخستین هسته اجتماع است كه برپایه روابط زناشویی و خویشاوندی سببی یا نسبی در محدوده‌ای بنام خانه بوجود می‌آید و با تأمین نیازهای جسمی، آرامش روحی و تكامل روانی یكدیگر را فراهم می‌كنند و بدین طریق باایجاد رشته‌های استوار عاطفی، اخلاقی و روانی از لحاظ ذهنی و فكری پیوندی الهی می‌یابد فزون بر آن، خانه و خانواده جایگاه مطمئن و پناهگاه امن و سرشار از عواطف انسانی است كه در آن فرزندان وئ اعضای خانواده تربیت اجتماعی یافته و بارشد و تكوین شخصیت آنان برای زندگی اجتماعی آینده درزمینه‌های مختلف بار می‌آیند.

فایل ورد ۳۰ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق نظریه امامت در ترازوی نقد

دانلود تحقیق نظریه امامت در ترازوی نقد

دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل ۳۱ کیلو بایت
تعداد صفحات ۶۲
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

اركان اصلی نظریه

نظریة امامت، از ابتدای تكون تاكنون فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر نهاده و عالمان و متكلمان شیعه در طول تاریخ، قرائت‌های مختلفی از آن داشته‌اند. لكن یك قرائت خاص همواره رواج و شهرت بیشتری داشته و خصوصاً در عصر حاضر سطرة خود را بر تلقی‌های دیگر گسترانده و شكل تفسیر رسمی را پیدا كرده است. اركان این تلقی خاص به شرح زیر است:

الف) وجود امامان معصوم پس از پیامبر (ص) ضرورت دارد و بر خداوند واجب است برای رهبری و هدایت امت و حفظ شریعت، امامان معصومی را به عنوان جانشینان پیامبر اسلام نصب كند، (اصل وجوب و ضرورت امامت)

ب) خداوند برای دوران پس از پیامبر (ص) دوازده امام معصوم را- كه اولین آنها امام علی‌بن‌ابیطالب و آخرینشان حضرت مهدی (ع) می‌باشد- به امامت امت نصب نموده است. (نصب الهی امامان دوازده‌گانه)

ج) امامان معصوم، به دلیل نصب الهی، عصمت و علم مصون از خطا و اشتباه، بر كلیة‌ امور دینی و دنیوی امت، ریاست دارند و سخن آنها حجت قاطع است. لكن شأن اصلی آنها تفسیر دین و حفظ شریعت است و اگر به دلیل شرایط خاص جامعه، بر مسند قدرت و حكومت نباشند، مقام مرجعیت دین آنها همچنان باقی است.

د) دوازدهمین امام، به دلیل بی‌لیاقتی مردم و تهدید دستگاه حكومتی و خوف شهادت، به فرمان الهی و تا مدتی نامعلوم، غایب شده است و در آخر الزمان ظهور می‌كند تا همة‌ دنیا را از ظلم و فقر و فساد و گمراهی نجات دهد.

در این نوشتار می‌كوشیم تا نشان دهیم كه اولاً ادلة ارائه شده برای اثبات نظریة امامت ناتمام است، ثانیاً ناسازگاری درونی، این نظریه را رنج می‌دهد و ثالثاً شواهد و قرائنی وجود دارد كه این نظریه را نقض می‌كند. از آنجا كه متكلمان شیعه، امامت را استمرار نبوت می‌دانند، مجبور می‌شویم بحث خود را از فلسفة نبوت آغاز كنیم.

فلسفة نبوت

در بحث فلسفة نبوت، دو سئوال مهم مطرح می‌شود. نخست آنكه چرا خداوند پیامبران به سوی بشر فرستاده است، دوم آنكه آیا بعثت پیامبران، ضرورت دارد یا اینكه پیامبران، موهبتهای الهی هستند و در ارسال آنها به سوی بشر، وجوب و ضرورتی رد كار نبوده و نیست. پیداست كه برای یافتن پاسخ سئوال اول، می‌توان به تعالیم پیامبران و كتابهای آسمانی آنها رجوع كرد و فهمید كه هدف و غرض خداوند از ارسال رسل چه بوده است. اما در مورد سئوال دوم، كار به این سادگی و آسانی نیست. اگر قائل به وجوب و ضرورت نبوت باشیم، باید با دلیل عقلی و پیشین (بدون استفاده از تعالیم پیامبران) این مدعا را اثبات كنیم.

متكلمان شیعه قائل به وجوب و ضرورت بعثت پیامبران هستند و این ضرورت را مقتضای حكمت الهی و قاعدة لطف می‌دانند. ما در اینجا از میان ادلة متعددی كه در اثبات این مدعا اقامه شده است، دو نمونه را آورده و به نقد و بررسی آنها می‌پردازیم و معتقدیم كه با مبانی ارائه شده در این نقدها، همة‌ ادلة ضرورت نبوت را می‌توان نقد كرد.

دلیل اول (مقتضای حكمت الهی)

این دلیل بر مبنای نقصان علم و دانش بشری و عدم كفایت عقل انسان در شناخت راه كمال و سعادت اقامه شده است:

«الف. خدای متعال انسان را برای تكامل اختیاری آفریده است.

ب. تكامل اختیاری درگرو شناخت صحیح راجع به سعادت و شقاوت دنیا و آخرت است.

ج. عقل انسان برای چنین شناختی كفایت نمی‌كند.

نتیجة این مقدمات این است كه حكمت خدای متعال اقتضاء دارد كه برای اینكه نقض غرض از خلقت انسان پیش نیاید، خدا راه دیگری (وحی) در اختیار انسان قرار دهد تا از آن راه پی به سعادت دنیا و آخرت ببرد و بتواند كمال اختیاری پیدا كند.[۱]»

شبیه همین استدلال، در جای دیگر و با تعابیری متفاوت چنین آمده است:

«1. هدف از آفرینش انسان،‌ حركت به سوی خدا، بسوی كمال مطلق و تكامل معنوی در تمام ابعاد است.

  1. بدون شك انسان این راه را بدون رهبری یك پیشوای معصوم نمی‌تواند به انجام برساند و طی این مرحله بی‌رهبری یك معلم آسمانی ممكن نیست.

نتیجه: بعثت پیامبران و نصب امامان معصوم بعد از پیامبر اسلام (ص) ضروری است و در غیر این صورت نقض غرض از جانب خداوند لازم می‌آید.» [2]

همانطور كه بوضوح معلوم است، اینگونه ادله مدلولی نام دارند و در پی اثبات ضرورت وجود پیشوایان معصوم و معلمان آسمانی (اعم از پیامبر یا امام) رد میان مردم هستند. اما خوب است نگاهی انتقادی به مقدمات این دلیل بیندازیم:

  1. درست است كه خداوند به دلیل حكیم بودن، كار عبث و بیهوده انجام نمی‌دهد، اما چگونه می‌توان غرض او از آفرینش انسان را به روش عقلی كشف كرد و حتی آنرا به همة انسانها تعمیم داد؟ فراموش نكنیم كه ادلة اثبات ضرورت بعثت پیامبران، ادله‌ای عقلی و پیشینی هستند. یعنی اولاً مقدمات آنها باید از قبل و به روش عقلی اثبات شده و ثانیاً قبل از بعثت پیامبران هم قابل اقامه باشند. فرض كنیم در زمانی (یا مكانی) زندگی می‌كنیم كه خداوند هنوز پیامبری به سوی مردم نفرستاده و یا اینكه ما هنوز خبری از بعثت یك پیامبر نشنیده‌ایم. در چنین فضایی فقط می‌دانیم كه خالق ما خدای یكتاست و این خدا حكیم است و كار عبث و بیهوده انجام نمی‌دهد. حال چگونه با تحلیلهای عقلی صرف می‌توان فهمید كه غرض خداوند از آفرینش انسان [به عنوان مثال] تكامل اختیاری است، تا بعد از آن بتوانیم حكم كنیم كه برای تحقق آن غرض، باید پیامبر هم بفرستد؟ لازمة منطقی حكمت الهی این است كه از آفرینش هر موجودی (مثلاً انسان) هدفی داشته باشد. اما این هدف می‌تواند مصادیق بی‌شماری داشته باشد و نمی‌توان با دلیل عقلی و پیشین، هدف (یا غرض) خداوند از آفرینش موجودی خاص (مثلاً انسان) را كشف كرد. اندكی تأمل در ادله ضرورت نبوت (مانند دلیل مورد بحث) نشان می‌دهد كه این ادلهه از دو پیش فرض تغذیه می‌كنند. اول اینكه قبل از ارسال رسولان الهی و بدون استفاده از تعالیم آنها، با تحلیلهای عقلی محض می‌توان به این نتیجه رسید كه انسان برای پیمودن راهی خاص و رسیدن به مقصدی خاص آفریده شده است. دوم آنكه پیمودن این راه (برای رسیدن به هدف آفرینش) در گرو شناخت مجهولانی است كه عقل از دست یابی به آنها عاجز است. هیچكدام از این دو مقدمه قابل اثبات نیستند. در مورد غیر قابل اثبات بودن مقدمة اول توضیح مختصری دادیم و تفصیل مطلب را به دلیل وضوحی كه دارد، لازم نمی‌دانیم. اما مقدمة‌ دوم نیاز به توضیح بیشتری دارد. فرض كنیم كه ما با دلیل عقلی و پیشینی فهمیده‌ایم كه غرض خداوند از آفرینش انسان، تكامل اختیاری و یا مثلاً رسیدن به سعادت دنیا و آخرت است. اما چگونه می‌توان نشان داد كه عقل انسان برای شناختن و پیمودن راهی كه به این هدف منتهی می‌شود، كافی نیست؟ اگر غرض خداوند از آفرینش انسان، تكامل اختیاری باشد، می‌توان گفت كه عمل كردن به احكام عقل و فطرت و وجدان و اخلاق، انسان را (حداقل به درجه‌ای از) تكامل می‌رساند و نیازی به رسولان الهی احساس نمی‌شود. حال برای اثبات ضرورت بعثت پیامبران، ابتدا باید نشان داد كه كمال مورد نظر خداوند (كه انسان را برای رسیدن به آن خلق كرده است) چیزی فراتر از آن است كه بتوان با عمل كردن به احكام عقل فطری و اخلاق و وجدان بشری به آن رسید. این مقدمه قابل اثبات نیست و تاكنون نیز هیچ دلیل و برهانی برای اثبات آن اقامه نشده است. اینجاست كه دور پنهان این ادله، آشكار می‌شود. بدون استفاده از تعالیم پیامبران، چگونه می‌توان فهمید كه رسیدن به كمال مورد نظر خداوند درگروی شناخت حقایقی است كه از عهدة عقل برنمی‌آید؟ مگر ما مقصد (= كمال مورد نظر خداوند) را از راه عقل و بدون استفاده از تعالیم پیامبران الهی دیده و یا شناخته‌ایم كه می‌گوییم با پای عقل و با عمل كردن به احكام عقل و اخلاق فطری و وجدان بشری نمی‌توان به آن رسید؟ حال فرض كنیم كه غرض خداوند از آفرینش انسان، پیمودن راهی خاص برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت باشد. اما باز هم می‌توان فرض كرد كه عمل كردن به احكام عقل و فطرت و اخلاق و وجدان بشری، انسان را به سعادت دنیا و آخرت می‌رساند و لذا همین احتمال (كه كاملاً عقلای است)، ادعای ضرورت نبوت را نقض می‌كند. در اینجا نیز برای اثبات ضرورت بعثت پیامبران، ابتدا باید نشان دهیم كه سعادت دنیا و آخرت در گروی ایمان به حقایقی خاص و عمل به وظایفی خاص است كه عقل از شناخت آنها عاجز است و عمل كردن به احكام عقل و فطرت و وجدان به تنهایی نمی‌تواند سعادت دنیا و آخرت را برای انسان تأمین كند.

بدون اثبات چنین مقدمه‌ای، دلیل مورد بحث (و ادلة مشابه آن) مشتمل بر دور و مصادره به مطلوب می‌شود. اما با دلیل عقلی و پیشینی و بدون استفاده از تعالیم پیامبران نمی‌توان چنین مقدمه‌ای را اثبات كرد. زیرا اگر سخن از سعادت دنیا باشد، پیداست كه نیازی به رسولان الهی وجود ندارد و بشر با بكارگیری عقل و دانش و تجربه و با روش آزمون و خطا می‌تواند به تدریج برای خود دنیایی آباد بسازد و اگر سعادت آخرت نیز مطرح باشد، معلوم است كه تعیین شرط آن به عهدة خداوند است.

اگر خداوند بخواهد شرط سعادت آخرت را عمل كردن به احكام عقل و فطرت و اخلاق و وجدان بشری قرار دهد، پیداست كه نیاز ضروری به ارسال رسولان الهی احساس نمی‌كند( زیرا بنا به فرض كه مورد قبول متكلمان شیعه نیز هست، عقل قادر به شناخت حسن و قبح اعمال و مصادیق عدل و ظلم است و برای همین حجت باطنی شمرده می‌شود) و اگر بخواهد سعادت آخرت را در گروی شرایطی قرار دهد كه عقل انسان از شناخت آنها عاجز است، لاجرم به طریقی كه خود صلاح بداند (مثلاً ارسال پیامبران) آدمیان را با آن شرایط آشنا می‌كند. بنابراین ما با دو احتمال كاملاً عقلایی روبرو هستیم و همین، ضرورت نبوت را نقض می‌كند و كار را به عهدة خداوند می‌گذارد تا او چه تصمیمی بگیرد. اكنون شاید آشكار شده باشد كه برای فرار از اتهام «تعیین تكلیف برای خداوند» بایستی پیش فرضها و مقدمات ادلة ضرورت نبوت، به روش عقلی و پیشین اثبات شوند. در غیر اینصورت، تبرئه شدن از این اتهام ناممكن به نظر می‌رسد. ممكن است بگویید كه ما در همة مواردی كه پیش از این آمده با دو یا چند احتمال روبرو هستیم كه عقل انسان هیچكدام را نمی‌تواند اثبات كند و یا ترجیح دهد و اتفاقاً به همین دلیل، لازم است پیامبرانی از طرف خداوند مبعوث شوند و به ما بگویند كه كدام احتمال، صحیح و مورد نظر خداست تا ما از حیرت و سرگردانی نجات یابیم و تكلیف خود را بدانیم. پاسخ ما این است كه حكم عقل (برای خروج از حیرت و معلوم شدن تكلیف) این نیست كه باید پیامبرانی مبعوث شوند تا به آدمیان بگویند كدام یك از آن احتمالات صحیح است. آنچه عقل بدان حكم می‌كند این است كه اگر احتمالاتی كه لازمة منطقی آنها ارسال رسولان الهی است درست باشد، خداوند حتماً رسولانی را به سوی بشر می‌فرستد و اگر نفرستد، معلوم می‌شود كه ضرورتی در كار نبوده است. اما این حكم ( كه مشتمل بر گزاره‌ای شرطی است) با ادعای ضرورت نبوت فاصله‌ای ناپیمودنی دارد.

فایل ورد ۶۲ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق فلسفه تنظیم خانواده

دانلود تحقیق فلسفه تنظیم خانواده

دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل ۱۲ کیلو بایت
تعداد صفحات ۱۷
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

((فلسفه تنظیم خانواده : نجات نسل آینده از غرق شدن در اقیانوس آدمهای بی غذا بی مدرسه بی خانه بی كار و بی هدف است))

روزانه ۹۱۰ هزار نوزاد در دنیا متولد می شود و سالیانه ۹۰ میلیون نفر به جمعیت جهان افزوده می شود. بر اساس پیش بینی های بعمل آمده از سوی دفتر آمار جمعیت واشنگتن كه در سال ۱۹۹۳ انجام گرفته جمعیت جهانی در هر ۱۱ سال تقریبا ۱میلیارد نفر افزایش می یابد و در سال ۲۱۰۰ یعنی در پایان قرن آینده در سطح ۵/۱۲ میلیارد نفر تثبیت شده است.

در كشورهای توسعه یافته فعالیتهای پیگیر سرویس های تنظیم خانواده منجر به كاهش نرخ رشد كل جمعیت از ۲/ در سالهای ۱۹۶۰ به ۷/۱ % در حال حاضر شده است ولی با تمام این تلاشها در اكثر كشورهای توسعه نیافته خانواده ها امكانات و آگاهی كافی برای اقدام به روشهای ضد بارداری را ندارند. و به طور كلی در حال حاضر ۳۰۰ میلیون زوج در دنیا دسترسی به سرویسهای تنظیم خانواده ندارد.

چگونه حاملگی بوجود می آید

دستگاه تناسلی مرد: شامل غده پروستات- لوله های منی بر – بیضه- آلت دستگاه تناسلی زن : شامل تخمدان ها لوله های رحم رحم مهبل و دستگاه تناسلی خارجی می باشد.در حول و حوش روز چهاردهم طبق عادت ماهیانه یك تخمك از یكی از تخمدانها پرتاب می شود و این تخمك وارد لوله های رحم می شود برای اینكه تخمك تبدیل به تخم گردد باید مرد و زن با هم نزدیكی كنند و اسپرم مرد از طریق انزال وارد رحم زن می شود اسپرم خود را به تخمك رسانده و با آن لقاح می كند و تخم بوجود می آید تخم در مخاط رحم جایگزین می شود و پس از گذشت ۹ ماه تبدیل به جنین كامل می شود و به دنیا می آید. بشر برای تداوم حیات خود نیاز به تداوم نسل دارد همان چیزی كه اصطلاحاً تناسل یا تولید مثل نامیده می شود.

روشهای جراحی جلوگیری از بارداری

بستن لوله ها یا عقیم سازی توسط جراحی پر طرفدارترین شكل پیشگیری از بارداری در میان زوجهای واقع در سنین باروری می باشد.در سال ۱۹۸۷ مطابق با اظهار انجمن داوطلبان بستن لوله به طریق جراحی نزدیك به ۹۷۶۰۰۰ عمل بستن لوله در ایالات متحده انجام شده كه ۶۶ درصد آنها روی زنان صورت گرفته است.

تا چندین سال اخیر بستن لوله در زنان به عنوان یك روش تنظیم خانواده توسط گروههای مختلف اجتماعی محكوم شده بود. برای مثال تا سال ۱۹۶۹ كالج آمریكائی متخصص زنان و زایمان توصیه می كرد كه هر خانم ۳۰ ساله پیش از بستن لوله ها باید چهار بچه سالم داشته باشد. حتی امروزه محدودیتهای اعمال شده توسط دولت مركزی باعث گردیده كه نانی كه تمكن مالی لازم ندارند از بستن لوله ها بی نصیب بمانند چرا كه ممكن است بودجه سازمان ارائه دهنده این خدمات قطع شود. این محدودیتها علاوه بر نسلهای آینده در نظر نردانی كه آنها را اعمال كرده و ترویج داده اند هم مسخره بنظر خواهند رسید.

بستن لوله ها در زنان

بیش از ۵ میلیون زن در ایالات متحده و در خلال سالهای دهه ۱۹۷۰ تحت عمل جراحی بستن لوله ها قرار گرفتند . از لحاظ پزشكی این عمل را در حین سزارین انجام می دهند.در زنانی كه به صورت واژینال زایمان می كنند اوایل دوره نفاس زمان دلخواهی برای بستن لوله هاست. لوله های فالوپ به طور مستقیم در زیر دیواره شكم قرار داشته و در دسترس هستند كه البته این حالت به مدت چند روز پس از زایمان وجود دارد.

بنابراین انجام عمل جراحی ساده بوده و نیاز به بستری شدن دراز مدت ندارد .وجود تمامی این عوامل باعث می شود كه انجام عمل را در این زمان كم خطر تر از هر زمان دیگر بدانیم.

بستن لوله ها بلافاصله پس از زایمان واژینال معایبی به دنبال دارد. از آنجا كه مادر معمولاً چند زاست احتمالاً بدون دریافت بی حسی مناسب برای وارد شدن به حفره صفاق زایمان نموده است.به این دلایل بعضی تمایل دارند كه ۱۲ تا ۲۴ ساعت صبر كنند. برای مثال در بیمارستان پاركلند به منظور كاهش دوره اقامت در بیمارستان بستن لوله ها در اوایل دوره نفاس در بخش جراحی مامائی و در صبح روز پس از زایمان صوت می گیرد. احتمال ایجاد خونریزی پس از زایمان در زنان چند زا بعد از ۱۲ ساعت نخست پس از زایمان به مقدار قابل توجهی كاهش می یابد.مسئله دیگر آنكه وضعیت نوزاد را می توان در چند ساعت پس از تولد بصورت دقیق تری تعیین نمود.

حاملگی و تشخیص آن

زایمان در چشم اندازی وسیع

مامایی شاخه ای از طب است كه وضع حمل پیامدها و عوارض آنرا مورد بحث قرار می دهد . بنابراین اساسا” دیدگاه آن متوجه پدیده حاملگی زایمان و دوران نقاهت پس از زایمان و شرایط طبیعی و غیر طبیعی و اداره صحیح آن می باشد .

در چشم انداز ویسع تر مامایی تولید مثل یك جمعیت را مد نظر قرار می دهد . مراقبت های صحیح مامایی سلامت فیزیكی و عقلانی را در بین زوج ها و نوزادان آنها برقرار می كند و تمایلات سالمی را در جهت مسائل جنسی زندگی خانوادگی و موقعیت خانواده در جامعه بوجود می آورد .

اهداف طب مامایی

هدف متعالی طب مامایی اینست كه هر حاملگی از روی میل بوده و در نهایت بوجود مادر و فرزندی سالم ختم شود .

در مامایی تلاش می شود كه تعداد زنان و نورادانی كه در اثر روند زایمان از بین می روند یا از لحاظ فیزیكی هوشی و روانی صدمه می بینند به حداقل برساند . بالاخره اینكه طب مامایی عوامل اجتماعی موثر روی تولید را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد .

برای كمك به كاهش تعداد مادران و نوزادانی كه در اثر حاملگی و زایمان از بین می روند این نكته مهم است كه از تعداد مرگ و میرها در سال مطلع باشیم .

فایل ورد ۱۷ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق ضرورت وجود قانون در جامعه و حقوق زن و مرد در جامعه

دانلود تحقیق ضرورت وجود قانون در جامعه و حقوق زن و مرد در جامعه

دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل ۱۰۸ کیلو بایت
تعداد صفحات ۱۶۳
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

فهرست مطالب

فصل اول – ضرورت وجود قانون در جامعه

– ضرورت عقلی زندگی اجتماعی بشر

– وجود اختلالات در زندگی اجتماعی

– عدم صلاحیت كافی انسان برای قانون‌گذاری

– صلاحیت انحصاری خداوند برای قانون‌گذاری

– نقش انسان در قانون گذاری

۱- در قوانین ثابت و پایدار

۲- در قوانین متغیر و دائمی

فصل دوم- جایگزینی حقوق بشر بجای قانون اساسی داخلی و فقه

فصل سوم- تاریخچه تدوین كندانسیون رفع تبعیض علیه زنان

فصل چهارم- اشاره‌ای اجمالی به مواد كندانسیون

فصل پنجم- تساوی زن و مرد- شعار محوری كندانسیون

فصل ششم- دیدگاه كندانسیون نسبت به شعار محوری كندانسیون

۱- واژه‌شناسی عدالت

۲- مقام زن در جهان بین اسلام

۳- تفاوت زن و مرد در قانون خلقت

۴- تفاوت زن و مرد در حقوق

۵- فلسفه تفاوت‌های حقوقی در اسلام

۶- نتیجه

فصل اول

ضرورت وجود قانون در جامعه

«برای اثبات ضرورت وجود نظام قانونی در هر جامعه، از دو مقدمه بهره می‌گیریم:

اول- ضرورت عقلی زندگی اجتماعی بشر

در باب منشا پیدایش جامعه و زندگی اجتماعی در میان فیلسوفان و اندیشمندان اختلاف فراوانی بروز كرده ایت و توافقی صورت نپذیرفته است به اعتقاد ما، هم در پیدایش جامعه و هم در دوام و استمرار آن، عامل طبیعی و غریزی و عامل عقلانی با هم تاثیر داشته‌اند، زندگی اجتماعی آن ضرورتی را كه برای موریانه‌ها یا زنبوران عسل دارد برای انسانها ندارد. یعنی چنان نیست كه انسان نتواند به تنهایی زندگی كند. البته عوامل طبیعی و غریزی در گرایش به زندگی جمع و پیدایش جامعه انسانی تاثیر فراوان دارند اما این تاثیر به حدی نیست كه جایی برای آزادی اراده و انتخاب انسان باقی نماند، بنابراین، انسان با اختیار خود زندگی جمعی را بر می‌گزیند و عامل عقلانی، در گزینش وی دخالت دارد. اگر انسان به تنهایی روزگار بگذراند، همه مصالحش حاصل نمی‌شود و اگر بعضی از افراد بتوانند بخشی از مصالح خویش را در خودشان تحصیل كنند، باز این كار برای همگان میسر نیست، پس برای این كه انسان هر چه بیشتر به كمال خود برسد باید زندگی اجتماعی داشته باشد.

دوم- وجود اختلافات در زندگی اجتماعی

انسان كه برای تامین هر چه بیشتر و بهتر مصالح خود به زندگی اجتماعی روی می‌آورد در اولین مراحل زندگی جمعی با یك مشكل اساسی مواجه می‌شود كه می‌تواند همه فواید زندگی اجتماعی را از بین ببرد و آن تزاحم خواسته‌ها و درگیری در مورد چگونگی تامین نیازها و بهره‌برداری از مواهب زندگی جمعی است. وجود نیازهای مشترك از یك سو و محدودیت اشیاء و كالاهای مورد نیاز خواه ناخواه به اختلاف می‌انجامد، اختلاف در این كه از فلان شیء چه كسر، چه قدر و چگونه استفاده كند. در چنین شرایطی است كه قدرت وجود قانون به منظور تعیین حق و تكلیف انسانها در زندگی اجتماعی اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسد. به همین دلیل است كه در ابتدایی‌ترین جوامع انسانی نیز ضوابط و مقرراتی هر چند ساده و ابتدایی وجود داشته است و انسانها خود را ملزم به اطاعت از آنها می‌دانسته‌اند و تخلف از آنها عواقب سختی را به دنبال داشته است.

سوالی كه در مورد ضرورت وجود نظام حقوقی در جوامع انسانی قابل طرح است این است كه آیا نمی‌توان در حل این مشكل اجتماعی به عقلانیت و مصلحت اندیشی انسان اكتفاء كرد؟ به این معنی كه در مورد تزاحم، خود افراد- بر اساس عقل- مصالح كلی خویش را در می‌یابند و هر كس از مجموع مواهب و نعمتها به اندازه‌ای و به شیوه‌ای بهره می‌برد كه مصالح عمومی كاملاً تامین شود و تزاحمات (به بهترین وجه) حل و رفع گردد و بنابراین نیازی به مقررات حقوقی نباشد. پاسخ این است كه، تاریخ زندگی بشر- از آغاز تاكنون- چنین حل و فصل‌های خردمندانه و از روی حسن نیت را نشان نمی‌دهد و كم و بیش قابل پیش‌بینی است كه در آینده نیز بشر تا این حد به مقتضیات مصالح عمومی تن در نخواهد داد.

از لحاظ نظری نیز نمی‌توان پذیرفت كه انسان با اتكاء به عقلانیت خود و بدون نیاز به مقررات الزام آور حقوقی بتواند از پدید آمدن اختلافات جلوگیری كند و زندگی اجتماعی آرام و بی دردسری داشته باشد.

گوناگونی انسانها د ربرخورداری از انگیزه‌های نوع دوست و خیرخواهی و حق جویی و نیز در درجه شناخت و معرفت، مانع از آن است كه انسانها در زندگی اجتماعی به گونه‌ای رفتار كنند كه هیچ گونه نزاع و درگیری بین آنها پدید نیاید و هر انسانی بتواند به اهداف مورد نظر خود در زندگی اجتماعی نایل شود.

بنابراین به دلیل این كه همه مردم به یك اندازه انگیزه‌های حق طلبانه ندارند و میزان شناختهای آنان نیز با یكدیگر متفاوت است. طبعاً تزاحمات به اختلافات منجر خواهد شد و از این رو وجود قانون و مقررات اجتماعی الزامی و مورد حمایت دولت ضرورت خواهد شد. چرا كه آن دسته از قواعد اخلاقی كه همه مردم، كم و بیش آنها را درك كرده و پذیرفته باشند برای حل مشكلات ریز و درشت اجتماعی كفایت نمی‌كند.

علاوه بر آن كه تعداد این قواعد كلی، بسیار اندك بوده و در بیشتر مسائل اخلاقی هم چون و چرای فراوان وجود دارد.[۱]

سوال مهمی در اینجا بوجود می‌آید اینست كه این قوانین را چه كسی باید و صلاحیت دارد كه وضع كند؟

اولین پاسخی كه به ذهن می‌آید، خود انسان است، انسانها می‌توانند برای روابط بین یكدیگر برنامه‌ریزی كرده و قوانین مناسبی ارائه دهند. برای رسیدن به پاسخ مناسب ابتدا لازم است صلاحیت انسان برای قانونگذاری بررسی شود.

«ادیان الهی قائل هستند: تشریح و قانون گذاری باید از سوی كسی انجام بگیرد كه آفرینش و تكوین، از سوی او انجام گرفته است»[2]. برای اثبات این مدعا بایستی عدم صلاحیت انسان جهت قانونگذاری ثابت شود.

الف) عدم صلاحیت كافی انسان برای قانون‌گذاری

دلایل این مدعا از این قرار است:

۱- انسان چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی، صلاحیت علمی لازم و كافی را برای قانون‌گذاری قانونی كه سعادت جاوید انسان را تامین كند ندارد، چرا كه وضع و یا كشف چنین قانونی مبنی بر یك انسان شناسی كامل و شناخت جایگاه انسان در جهان هستی است. و پر واضح است كه «انسان» هنوز بزرگترین مسئله و مجهول بشریت است، بشری كه به «موجود ناشناخته» لقب گرفته است.

۲- انسان قانون گذار، چه به صورت فردی و چه جمعی، همواره در معرض این لغزش و یا اتهام است كه در عمل قانون‌گذاری منافع خود و وابستگاه خود را در نظر گرفته باشد و به همین جهت، قوانین موضوعه او از قدرت نفوذ و مقبولیت همگانی برخوردار نیست.

۳- حتی اگر از دو مطلب فوق چشم‌پوشی كنیم و انسان را دارای علم و صلاحیت اخلاقی لازم و كافی بدانیم، از هم از جهت دیگری فاقد صلاحیت لازم برای قانون‌گذاری است. چرا كه غیر از دو آفت جهل و خودخواهی، آفت سومی نیز وجود دارد كه از آن گریزی نیست و آن آفت، غفلت، خطا و نیسان است. انسان عالم هم در بسیاری از موارد به دلیل غفلت یا نسیان دچار خطا می‌شود و به همین جهت نمی‌توان بر قانون‌گذاری او به طور كلی مهر صحت نهاد.

۴- قانون از هر نگاهی، بالاخره دستور رفتار اجتماعی انسان است، و پر واضح است تا این دستور از جانب مقامی والا و بالا صادر نگردد.

و پر واضح است تا این دستور از جانب مقامی والا و بالا صادر نگردد، قدرت نفوذ و الزام نخواهد داشت، مگر آن كه با قواست انسان موافق باشد. و البته قانون همیشه چنین نیست و در بسیاری از موارد برای انسان محدودیت و تكلیف می‌آفریند چیزی كه موافق میل بسیاری از افراد نیست. در چنین مواردی چون قانون گذاران، هیچ برتری و تفوق ذاتی بر قانون پذیران ندارند، قوانین موضوعه آنان از مقبولیت و نفوذ بی‌بهره خواهد ماند.

ب: صلاحیت انحصاری خداوند

از آنچه گذشت، دلیل انحصار حق قانونگذاری به خداوند- كه از لوازم اعتقاد به توحید است- به خوبی روشن می‌شود. چرا كه:

اولا: خداوند به همه حقایق آشكار و پنهان عالم و آدم و سعادت و شما دست انسان و برنامه‌های لازم برای كمال او آگاه است و هیچ كس جز او از چنین علمی برخوردار نیست.

ثانیاً: خداوند، خود از ملل و اعتبار قوانین هیچ سود و زیانی نمی‌برد و تنها بر اساس لطفش نسبت به بندگان و در جهت رشد و تعالی انسان به وضع قانون پرداخته و آنها را از طریق ارسال و سل و انزال كتب به انسان ابلاغ فرموده است. پس به هیچ وجه شائبه و منفعت طلبی و خود خواهی نسبت به قانونگذار وجود ندارد.

ثالثاً: خطا و غفلت و نسیان هرگز به ساحت قدس ربوبی راه ندارد.

رابعاً: تفوق و برتری ذاتی تكوینی و تشریحی خداوند بر همه انسانها، اعم از موافق قانون یا مخالف آن، روشن است بنابراین، دستور او اگر چه مخالف خواستم و مانع فرد یا گروهی هم باشد. همچنان نافذ خواهد بود، چرا كه همه خود را محكوم اراده او می‌دانند.

بنابراین تنها خداوند است كه اولاً قدرت بر قانون‌گذاری دارد ثانیاً حق قانون گذاری دارد و جز او كس دیگری نمی‌تواند و نه حق دارد، به این كار دست بزند، مگر آنكه او اجازه دهد.

ج: نقش انسان در قانونگذاری

انحصار حق قانونگذاری به خداوند و ناشر شدن مشروعیت نظام حقوقی از اراده الهی به معنای نفی مطلق نقش انسان در قانونگذاری نیست. بلكه ممكن است خداوند متعال، خود به افرادی محدود و در قلمروهایی محدود، حق قانون‌گذاری را تفویض نماید. در این گونه موارد انسان- خلافتاً نه اصالتاً- حق قانونگذاری خواهد داشت و به دلیل خلافتی بودن این حق قانون‌گذاری، طبعاً انسان تا آن جا حق قانون گذاری دارد كه در چارچوب اجازه خداوند و موافق با قوانین او باشد. به هر حال نقش انسان در قانون گذاری به صور مختلفی قابل تحقق است:

۱- نقش انسان در قانونگذاری قوانین ثابت و پایدار

قوانین و قواعد حقوقی اسلام، اعتباراتی است مبتنی بر واقعیات و این واقعیات خود واجد ابعاد گوناگون دنیوی و اخروی، مادی و معنوی فردی و اجتماعی و بالاخره ثابت و متغیر می‌باشد. بر این اساس، بدیهی است كه واگذاری حق قانون‌گذاری به انسان، در ابعاد آن جهانی، ثابت و جاوید به دلیل عدم اطلاع و علم بشر منطقی به نظر نمی‌رسد. و به همین جهت هم هست كه در نظام حقوقی اسلام، برای وضع این دسته از قوانین، كه خارج از حیطه علم بشری است، به انسان عادی اجازه قانونگذاری داده شده است و تنها در مواردی به پیامبر گرامی اسلام (ص) و نیز ائمه (ع) جاده داده شده است. دلیل منطقی بودن این استثناء هم رابطه خاصی است كه بین این بزرگواران و خداوند وجود دارد كه در پرتو آن از مقام عصمت و علم مافوق بشری برخوردار گردیده‌اند. به همین جهت است كه دستورات و اوامر ثابت صادره از جانب پیامبر و ائمه معصومین، همانند اوامر الهی، به عنوان قانون ثابت اسلام تلقی می‌شود. خداوند متعال در قرآن كریم، صریحاً فرمان می‌دهد كه باید مسلمانان هر آنچه را كه پیامبر به آنها دستور می‌دهد بپذیرند.[۳] و او را الگوی مردم قرار می‌دهد.[۴]

كه بر اساس رفتار او، رفتار خود را تنظیم نمایند.

پیامبر گرامی اسلام هم به موجب روایات قراوان- از جمله حدیث معروف و متواتر ثقلین، ائمه معصومین را به جای خویش در كنار قرآن معرفی كرده است.

به غیر از دو مورد استثنایی یاد شده[۵]

هیچ انسانی حق قانون‌گذاری ندارد بلكه نقش انسان، صرفاً كشف اراده الهی است و نه جعل و وضع قانون، بنابراین به صورت قاعده كلی می‌توان چنین نتیجه گرفت كه نسبت به قوانین ثابت و پایدار انسان حق قانون گذاری ندارد، بلكه وظیفه كشش قانون الهی را دارد، كشفی مضبط و روشمند كه علم اصول الفقه بیانگر چگونگی آن است.

۲- نقش انسان در قانون‌گذاری قوانین متغیر و غیر دائمی

از آن جا كه وضع قانون ثابت نوبت به موضوعات متحول و متغیر منطقی به نظر نمی‌رسد و وضع قوانین گوناگون هم برای همه موضوعات متغیر امكان پذیر نیست، اختیار وضع قانون در این موارد به انسان واگذار شده است. به این معنی كه دولت اسلامی مشروع، در این موارد حق دارد كه متناسب با موضوع و در راستای فلسفه اصلی احكام الهی، به وضع قانون مبادرت ورزد. این نوع احكام را كه دولت اسلامی در هنگام خلاء قانون ثابت وضع می‌كند، احكام حكومتی و یا احكام سلطانیه می‌نامند. بنابراین، احكام حكومتی آن دسته از قوانین اسلام و مقررات حقوقی است كه از ویژگی ثبات برخوردار نبوده و در جایی كه نص قانونی وجود نداشته باشد، توسط دولت اسلامی وضع می‌گردد.

این نوع از قواعد، بر حسب مورد، ممكن است مستقیماً توسط شخص خاكم و یا افراد و یا نهادهایی كه از طرف او ماذون هستند مانند هیئت دولت، پارلمان … وضع شود.[۶]

فصل دوم

جایگزینی حقوق بشر بجای قانون اساسی داخلی و فقه

بدون شك منظور از این سوال، جایگزین حقوق بشر در مواردی است كه به یكی از موضوعات قانون اساسی و یا فقه مربوط می‌شود احیاناً با آنها تعارض دارد، وگرنه واضح است كه حقوق بشر جهانی در تمام موارد قابلیت این جایگزینی را ندارد زیرا موضوعاتی كه در قانون اساسی و فقه مورد بحث قرار گرفته/ بسیار وسیع‌تر از موضوعاتی است كه در اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح شده است، مثلاً هیچگاه ساختار قوای سه گانه (مقننه، مجریه و قضائیه) و چگونگی ارتباط آنها را با یكدیگر در اعلامیه جهانی حقوق بشر نمی‌توان یافت در حالی كه این مسایل در قانون اساسی مورد بررسی شده است. همچنین احكام مربوط به معاملات و عبادات دراعلامیه جهانی حقوق بشر بیان نشده است. در حالی كه به تفصیل در فقه آمده است. واضح است كه در چنین مواردی نمی‌توان از جایگزینی حقوق بشر در این مورد با خلا مواجه است.

پس باید سوال فوق را چنین مطرح كرد كه در موارد تغایر یا تعارض حقوق بشر با قانون اسای و فقه، آیا می‌توان اعلامیه جهانی حقوق بشر را مقدم دانست؟ بعضی به این سوال، پاسخ مثبت داده‌اند و دلیل آن را چنین بیان كرده‌اند كه اعلامیه جهانی حقوق بشر حاصل عقل جمعی و فرد بین‌المللی است.

این پاسخ از جهاتی قابل فاقشه است:

۱- نمی‌توان با قاطعیت اعلامیه جهانی حقوق بشر را درست و رد عقل جمعی انسانها دانست چرا كه در كنار آن، شاهد اعلامیه اسلامی حقوق بشر هستیم كه توسط دولتهای عضو سازمان كنفرانس اسلامی در بیست و پنج ماده تنظیم شده و در اصول مبنایی خود با اعلامیه جهانی حقوق بشر تفاوتهایی دارد، چرا كه بر پایه توحید و اعتقاد به حقانیت دین اسلام تدوین شده است در حالی كه در اعلامیه جهانی حقوق بشر نه از توحید سخنی به میان آمده و نه از حقانیت دین اسلام.بلكه در ماده هجده این اعلامیه، تمامی مذاهب و عقاید در یك درجه از اعتبار و ارزش دانسته شده‌اند كه بدون شك مخالف اصول و قطعی پذیرفته شده در دین اسلام است. در قرآن كریم می‌فرماید: «ان الدین عندالله الاسلام همانا دین در نزد خداوند تنها اسلام است. ال عمران/۱۹

و نیز می‌فرماید: و من تبع غیرالاسلام دنیا فلن یعمل منه و هو فی الاخره من الخاسرین هر كس دین دیگری غیر از اسلام بجوید و برگزیند از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرتاز زیانكاران خواهد بود. آل عمران/۸۵ ارزش یكسان ادیان مخالف دستاوردهای عقل قطعی بشر نیز هست زیرا می‌دانیم دین اسلام بر ادله خوشه ناپذیر عقلی استوار بوده و اصولاً حقانیت این دین از راه عقل اثبات می‌شود كه از راه نقل:

به این ترتیب چگونه می‌توان آنچه را كه قدرتهای پیروز جنگ دوم جهانی در اعلامیه حقوق بشر آورده‌اند دستاورد عقل جمعی بشر دانست؟ و آنچه را كه خردمندان و عقلای دول اسلامی تنظیم كرده‌اند، دستاورد عقل بشری به شمار نیاورد؟

آنان كه از علم حقوق اطلاع دارند به خوبی می‌دانند كه دو مكتب حقوقی رایج در میان كشورهای غربی یعنی مكتب حقوق رومی- ژرمنی و مكتب حقوق Comen law بر مبانی و اصولی استوار هستند كه یكی از آنها پاره‌ای از عقاید مسیحیت و دیگری افكار آزادی خواهانه حكیمان قرن هجدهم و نوزدهم اروپاست و البته مبانی دیگر نیز وجود دارد. بدون شك حقوق بشری كه توسط طرفداران این مكاتب حقوقی تدوین شده است متاثر از همین مبانی است اكنون آیا صحیح است كه چنین حقوق بشری را دستاورد عقل جمعی انسانها بدانیم آیا اگر در جنگ جهانی دوم متحدین بر متفقین پیروز می‌شدند و حقوق بشر به سبك و سیاق دیگری تدوین می‌شد، باز هم می‌توانیم آن را دستاورد عقل بشری به شمار آوریم.

حقیقت آن است كه یكی از شگردهای تبلیغاتی كشورهای قدرتمند جهان آن است كه اعتقادات خود را به عنوان حاصل عقل بشری وانمود می‌كنند و از این طریق مخالف خود را مخالف با عقل می‌شمارند. عجیب تر و ناگواتر آن كه بعضی مردم مشرق زمین نیز كه احیاناً برخوردار از پاره‌ای عناوین علمی هستند بر این ادعای باطل صحه می‌گذارند.

۲-با صرف نظر از نسبت بین اعلامیه حقوق بشر و قانون اساسی كشورها و از جمله ایران، نمی‌توان تقدم اعلامیه مزبور را بر فقه پذیرفت، چرا كه فقه اسلامی بر مبانی استوار كتاب و سنت و اجماع و عقل بنا نهاده شده است.

یعنی علاوه بر این كه دستاوردهای قطعی عقل به عنوان یكی از منابع شرع پذیرفته شده وحی نیز به كمك عقل آمده و كاستی‌های او را جبران كرده است. یعنی خداوند خالق انسان كه نعمت عقل را به وی ارزانی داشته و از توانایی‌های عقل انسان كمال آگاهی را دارد، از آن‌جا كه می‌داند عقل در محدوده كلیات، اظهار نظر می‌كند و در امور جزئی و تشخیص مصادیق با شكل مواجه می‌شود، وحی را به كمك عقل فرستاده است تا نقصان آن را برطرف كند. واضح است كه دینی كه بر پایه عقل روحی استوار است بر عقیده و مكتبی كه فقط بر پایه دستاوردهای عقلی بنا نهاده شده است، ترجیح دارد و بر آن مقدم خواهد بود. البته این سخن طبق این فرض است كه مبتنی بودن حقوق بشر را بر پایه دستاوردهای عقلی بپذیریم اما، چنان كه گفتیم، حقیقت است كه اعلامیه جهانی حقوق بشر را نمی‌توان حاصل عقل جمعی بشر دانست.

اما در خصوص قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باید به این نكته توجه داشت كه قانون اساسی بر گرفته از فقه اسلامی است و بنابراین همچون فقه بر پایه عقل و وحی استوار است. چنان كه می‌دانیم در اصل چهارم این قانون تصریح شده است كه كلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها برباید بر اساس موازین اسلامی باشد.

دكتر محمدجواد ارسطا- همشهری- ۲/۲/۸۳ خردنامه

فصل سوم

تاریخچه تدوین كندانسیون

كندانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان مجموعه‌ای است از همه استانداردهای حقوق زنان كه توسط سازمان ملل متحد در طی سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۹ میلادی به تدریج شناسایی و تعیین شده‌اند و در تاریخ ۱۸ دسامبر سال ۷۹ توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب گردید.

اولین توافق بین‌المللی در مورد برابر جنسیتی به عنوان یك حق اساسی بشر در منشور سازمان ملل عنوان شد.[۷] در طی نیم قرن بعد سازمان ملل متحد به عنوان تعیین كننده استانداردهای جهانی تلاش نمود تا استراتژی‌ها، استانداردها برنامه‌ها و اهداف مشترك جهانی را برای تعیین موقعیت زنان ارائه نماید.

تاسیس كمیسیون مقام زن[۸] (۱۹۴۵) و تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹۴۸ اولین گامهای اساسی در این مسیر بوده‌اند.

در طی ساده‌ای ۲-۱۹۴۵ بیشترین تلاش در جهت تحكیم برابری حقوقی زنان صورت گرفت. اولین سندی كه مجمع عمومی در این زمینه تدوین نمود، «كندانسیون حقوق سیاسی زنان»[9] بود كه ابتدا در سال ۱۹۴۸ از طرف «كمیسیون زنان قاره آمریكا»[10] طرح و تصویب شده بود. در واقع در این مقطع زمانی، مسائل و مشكلات زنان با توجه به آنچه در آمریكا و اروپا می‌گذشت مطرح می‌شد و برابری حقوقی به خصوص حقوق مدنی و سیاسی مهم‌ترین معضل آنان شناخته شده بود در سال ۱۹۶۳ مجمع عمومی سازمان ملل متحد از «كمیسیون مقام زن» درخواست نمود تا پیش‌نویس، «اعلامیه رفع تبعیض علیه زنان»[11] را تهیه نماد. این اعلامیه كه در سال ۱۹۶۷ توسط مجمع عمومی تصویب گردید، شامل ۱۱ ماده بود و تبعیض علیه زنان را یك بی‌عدالتی اساسی نامید و ضمن ناهماهنگ خواندن آن با رفاه خانواده و جامعه، خواهان یك مجموعه قوانین جدید برای پایان دادن به تبعیض علیه زنان گردید.

در این اعلامیه تاكید شده بود كه «همه زنان باید از حمایت كامل تحت قانون برخوردار شوند.

در سال ۱۹۷۵ اولین كنفرانس جهانی زنان (مكزیكوسیتی) از سازمان ملل خواست كه مصرانه كشورها را متعهد به پذیرش و اجرای یك كندانسیون رفع تبعیض علیه زنان بنماید.[۱۲]

و بالاخره در سال ۱۹۷۹ «كندانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان»[13] توسط مجمع عمومی اعلام گردید تا از تاریخ سوم سپتامبر ۱۹۸۱ به اجرا درآید.

در دهه ۱۹۸۵-۱۹۷۶ كه به نام دهه «سازمان ملل برای زنان» نامیده شد، فعالیتهای بین‌المللی برای پیشرفت زنان وارد مرحله جدیدی گردید. تا نیمه دهه ۷۰ به مشكلات زنان در چارچوب نیاز به توسعه نگریسته می‌شد. در طی سه كنفرانس جهانی زن كه در مكزیكوسیتی (۱۹۷۵) كپنهاك (۱۹۸۰) و نایروبی (۱۹۸۵) برگزار گردید، دیدگاه جدیدی معرفی شد كه زنان را به عنوان عامل توسعه» در تمامی فرآیند توسعه شناسایی می‌نمود. اساس این دیدگاه آن بود كه بر اساس ارزیابی‌ها و آمارهای گردآوری شده، برابری و حقوق زنان مسائل جدا و مستقلی نیستند. بلكه عوامل مهمی در رفاه جوامع در سراسر جهان هستند.

«كندانسیون رفع هر گونه اشكال تبعیض علیه زنان» و «استراتژی‌های آینده‌نگر نایروبی برای پیشرفت زنان»[14] (1985) را می‌توان حاصل مستقیم فعالیتهای این دهه شناخت كه معتبرترین معیارهای بین‌المللی برای رفاه زنان شناخته شده‌اند.

دهه ۱۹۹۵-۱۹۸۵ شاهد تلاشهای سازمان ملل در جهت ادغام امور و مسائل مربوط به زنان در تمامی فعالیتهای و برنامه‌های مراكز و آژانس‌های وابسته به سازمان بوده است.

در طی این دهه، سازمان ملل و مراكز وابسته آن اسناد دیگری را تصویب نموده‌اند كه با تبعیت از كندانسیون فوق طرح شده‌اند، به عنوان مثال «كندانسیون كارگران با مسئولیتهای خانوادگی»[15] توسط «دفتر بین‌المللی و كار» تدابیر اتخاذ گردیده كه به شرح چگونگی قوانین مربوط به رفع تبعیض در اشتغال كارگران متاهل می‌پردازد.

در سال ۱۹۸۷ شورای اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل، برنامه كار دراز مدت را كه توسط «كمیسیون مقام زن» ارائه شده بود برای تعیین اولویت‌ها در اجرای «استراتژی‌های آینده‌نگر نایروبی برای پیشرفت زنان» تصویب نمود.

كمیته رفع تبعیض علیه زنان[۱۶] (GEDAW) نیز در ژانویه ۱۹۹۲ ضمن اتخاذ «توصیه عمومی ۱۹» در مورد خشونت علیه زنان اعلام نمود كه مسئله خشونت علیه زنان به اكثر موارد «كنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان» مربوط می‌شود.

در سال (۱۹۹۳) مجمع عمومی در قطعنامه ۱۰۴/۴۸ «اعلامیه رفع خشونت علیه زنان» را تایید نمود. این اعلامیه هر گونه عملی كه موجب صدمات فیزیكی، جنسی، روانی یا باعث رنج زنان شود، خواه در خانواده یا جامعه یا توسط دولت اعمال شود را محكوم نموده و از دولت‌ها می‌خواهد كه آداب،رسوم یا ملاحظات مذهبی را بهانه قرار از تعهدات خود برای رفع خشونت علیه زنان قرار ندهند.

در مارس ۱۹۹۴ «كمیسیون حقوق بشر»[17] سازمان ملل یك «گزارشگر ویژه»[18] برای گردآوری اطلاعات در مورد خشونت علیه زنان تعیین نمود، تا اقداماتی را برای رفع خشونت مزبور در سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی به جا آورده.

در مارس ۱۹۹۵ به مناسبت روز جهانی زن «پطرس غالی» دبیركلی سازمان ملل متحد به كشورهای عضو پیشنهاد داد كه «اعلامیه‌ رفع خشونت علیه زنان» در یك قالب تعهدآور مجدداً نوشته شود.

و بالاخره در سپتامبر ۱۹۹۵ چهارمین كنفرانس جهانی زن در پكن برگزار شد و ضمن اعلام مجدد اعتبار پایدار دوسند «كندانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان» و «استراتژی‌های آینده‌نگر نایروبی برای پیشرفت زنان تا سال ۲۰۰۰» سند جدیدی را ارائه داد كه ضمن بر شمردن موانع اجرای دو سند قبلی، با ارائه رهنمود دقیقی برای دولت‌ها، مراكز بین‌المللی و سازمانهای غیر دولتی، چگونگی اجرای موفق «استراتژی‌های نایروبی» و «كندانسیون» را به تفصیل تدوین نموده است.[۱۹]

اجرای كندانسیون رفع همه اشكال تبعیض علیه زنان به عمده كمیته رفع تبعیضات علیه زنان (CEDAW) می‌باشد[۲۰] این كمیته شامل بیست و سه كارشناس است كه از طرف دول عضو كاندید انتخاب می‌شود. دول عضو هر چهار سال یكبار گزارش به كمیته تسلیم می‌كنند كه حاوی اقداماتی است كه در ارتباط با اجرای مواد این كندانسیون به عمل می‌آید.

اعضای كمیته با نمایندگان دول در مورد این گزارشها طی اجلاس سالانه به بحث می‌پردازند تا زمینه‌های فعالیت گسترده‌تر هر كشور را بررسی كنند.

هم اكنون كندانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان بعد از تصدیق بیستمین كشور در سوم سپتامبر ۱۹۸۱ به عنوان معاهده بین المللی به اجرا درآمد.

فصل چهارم:

اشاره‌ای اجمالی به مواد كندانسیون متن كندانسیون

رفع هر گونه تبعیض علیه زنان مشتمل بر یك مقدمه، شش بخش و سی ماده می‌باشد.

در مقدمه كندانسیون اشاره شده كه «تبعیض علیه زنان به صورت گسترده و دامنه‌دار ادامه دارد» و تاكید می‌نماید كه این تبعیض ناقص اصول برابری حقوق و احترام به انسان و كرامت انسانی اوست.

بنابراین ضمن تعریف تبعیض، دولت‌ها را ترغیب می‌كند كه حقوق افراد را بدون هیچگونه تمایز جنسی، محترم شمارند و متعهدشان می‌سازد كه با اتخاذ تدابیر مناسب از جمله، وضع و تصویب قانون و حمایت قانونی و نیز خودداری از انجام هر گونه عمل یا رفتار تبعیض‌آمیز تحقق این تساوی در برابر قانون و به طور كلی تساوی حقوقی را تضمین نماید.

در پنج بند نخست مقدمه، به سابقه اسناد مورد توافق اعضای سازمان ملل متحد اشاره شده است در ادامه مقدمه بندهای ۶ تا ۱۵ بر نكات زیر تاكید دارد:

– نگرانی از گسترش تبعیض علیه زنان

– یادآوری نقش تبعیض به عنوان مانع مساوات و گسترش سعادت جامعه و خانواده

– نگرانی از فقر و تنگدستی و دسترسی كم به غذا، بهداشت، آموزش و اشتغال و …

– اعتقاد به نفش نطام نوین اقتصادی در تحقق برابری زنان ومردان

– تاكید بر ریشه كن كردن آپارتاید جهت تحقق حقوق زن و مرد

– تاكید تحكیم صلح و امنیت بین‌المللی جهت دستیابی به مساوات

– اعتقاد به لزوم شركت یكپارچه زنان در توسعه كشور

– اعتقاد به نقش زن در رفاه- اهمیت مادری، تقسیم مسئولیت بین زن و مرد

– ضرورت تغییر در نقش‌های كلیشه‌ای و سنتی مردان و زنان

– اتخاذ اقدامات ضروری برای رفع تبعیض كندانسیون باری ایجاد تساوی واقعی میان زن و مرد برنامه اجرایی را ارائه می‌دهد و به طور كلی سه بعد حقوق زن را در نظر می‌گیرد.

«حقوق مدنی و وضع حقوقی زن، تولید مثل بشری و نقش زن در آن، اثر عوامل فرهنگی در روابط زن و مرد»

در زمینه حقوق مدنی، مشاركت سیاسی و اجتماعی زن در عرصه داخلی و بین‌المللی مورد حكم قرار گرفته است (مواد ۷ و ۸) به تابعیت زن شوهر دار جدای از وضع نكاح او توجه شده و نیز در كندانسیون تابعیت زن شوهر دار ملاك حكم قرار گرفته است (ماده ۹)

حقوق زن و تساوی حقوق او با ورود در زمینه آموزشی، استخدام فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی در مواد (۱۰و ۱۱و۱۲) تصریح شده است. به برابری كامل زن در زمینه حقوق مدنی و فعالیتهای وی در ماده ۱۵ تاكید شده و در این ماده از دولت‌ها خواسته شده كه هر سند یا قراردادی كه از اهلیت حقوقی زن می‌كاهد را باطل و بی اثر شناسد كندانسیون در ماده ۱۶ به مسئله نكاح «در روابط خانوادگی» پرداخته است و حق مساوی زن و مرد را در زمینه انتخاب همسر، حقوق شخصی و تسلط بر اموال را تایید می‌كند.

در این ماده «حق تولید نسل زن» مد نظر قرار گرفته است و با پذیرش این اصل كه مادر شدن وظیفه‌ای اجتماعی است، قائل به برقراری مقررات حمایتی از زن در هنگام بارداری و بارور شدن و انجام وظایف مادری می‌شود. حمایتی كه هم باید در چارچوب خانواده از طریق مشاركت مرد در مسئولیتها و انجام وظایف مادری محقق شود و هم در عرصة اجتماع با تراهم آوردن تسهیلات لازم از سوی دولت، حمایت‌های ویژه‌ای كه نباید تبعیض‌آمیز تلقی شوند (ماده ۴) و از همه مهمتر این كه دولت‌ها موظف شده‌اند «قانون خانواده» را به صورتی اصطلاح كنند كه حق زن را در زمینه تعیین تعداد فرزندان و فاصله سنی میان آنها تضمین نماید.

فایل ورد ۱۶۳ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق خاستگاه و زمان پیدایی تعزیه خوانی

دانلود تحقیق خاستگاه و زمان پیدایی تعزیه خوانی

دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل ۱۸ کیلو بایت
تعداد صفحات ۱۸
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پیوند تعزیه با اسطوره و آیین

بحث و گفتگو درباره خاستگاه تعزیه و زمان پیدایی تعزیه خوانی در جامعه ایران، دو موضوع بسیار مهم در تاریخ تعزیه پژوهی بوده است. پژوهشگرانی كه در زمینه تعزیه و تعزیه خوانی بررسی و تحقیق كرده اند در مورد اصل و منشأ و تاریخ پیدایی تعیه خوانی نظرهایی گاه مشابه و گاه متفاوت با یكدیگر ارائه داده اند. هیچ یك از تعزیه پژوهان نیز در پژوهش های خود در زمینه خاستگاه و پیدایی تعزیه خوانی به یك نتیجه و نظر دقیق و قطعی نرسیده اند و همچنان راه جست و جو و تحقیق درباره این مقوله گشوده مانده است.

در سرزمین های كهن جهان، بیشتر نمایش های كلاسیك رشته پیوندی با نمایش های آیینی و ریشه در اسطوره ها، افسانه ها، عقاید و باورها و به طور كلی فرهنگ عامه مردم داشته اند. مثلاً، آیین نیایش و بزرگداشت دیونیسوس[۱]، یا باكوس[۲]، خدای تاكستان ها و باروری و شور و جذبه عارفانه، بن مایه نمایش های كلاسیك تراژدی و كمدی یونانی بوده اند. ترائوره[۳] (بی تا: ۳۳) با اشاره به این موضوع و استناد به عقیده برخی نویسندگان درباره شكل گرفتن تراژدی و كمدی هجو آمیز یونان بر اساس آیین های سری دیونیسوسی و مراسمی كه به افتخار باكوس برپا می شده است، می نویسد: «نمایش های آتن، حتی پس از شناخته شدن به عنوان آثار ادبی و جدایی از مذهب، برای مدتی طولانی بخشی از مراسم جشن و سرور بوده اند».

ایرانیان شیعه نیزبه یقین در ساختن تعزیه و به نمایش درآوردن واقعه های كربلا و حدیث مصائب سیدالشهدا به سنت نمایش های آیینی ایرانیان قدیم و شیوه اجرای مناسبك و آیین های نیاكان خود و پاره ای از عناصر اسطوره ای و حماسی سازنده نمایش های آیینی نظر داشته و از آنها بهره گرفته اند. یكی از نویسندگان مصری می‌نویسد كه ایرانیان با پیش زمینه هنر تیاتر كه در جامعه داشتند، توانستند از شهادت امام حسین (ع) و اصحابش درام های مذهبی بیافرینند، در صورتی كه عرب ها هیچ گاه به این اندیشه نیفتادند كه از این وقایع بهره بگیرند، زیرا در میانشان هنر نمایش، سنت نبود (ابوالنقه، ۶۹:۱۳۶۷).

نمایش «مصایب میترا» و «سوگ سیاوش» در ایران به احتمال قوی خاستگاه یا اصلی ترین نمونه از آیین های زمینه ساز نمایش «مصایب امام حسین» و وقایع كربلا بوده و این دو آیین در شكل گیری تعزیه خوانی تأثیر داشته اند.

ایرانیاین مهرپرست به هنگام برگزاری مناسك آیین خود، واقعه «مصایب میترا» را نیز به نمایش درآورده اند. در این نمایش چند تن از نقش آفرینان صورتك هایی بر جهره خود می زدند و روی سكویی كه پیروان آیین مهری برای نیایش های مذهبی ساخته بودند، می رفتند و همراه نیایش، واقعه مصایب مهر را نشان می دادند (رضوانی: ۱۶۷:۱۳۵۷).

در سال مرگ سیاوش، مردم بخارا همراه آیین سوگواری سیاوش شهادت او را نمایش می دادند. در این نمایش، شبیه سیاوش را می ساختند و در عماری یا محملی می‌گذاشتند. این عماری یا محمل كه چهار سویش باز بود روی دوش می گرفتند و مویه كنان و سینه زنان در گذرگاه ها می گرداندند.

برخی از پژوهشگران، عناصری از اساطیر بین النهرینی، آناتولیایی و مصری را نیز در شكل دادن به آیین نمایشی تعزیه مؤثر دانسته و اسطوره تموز، رب النوع جوان بین النهرین را یكی از نمونه های تأثیرگذار بر تعزیه یاد كرده اند (یار شاطر، ۱۳۵:۱۳۶۷).

برخی دیگر مسایب حضرت مسیح و شخصیت های افسانه ای و تاریخی دیگر در فرهنگ و سنت های هند و اروپا و سامی را در شكل گیری آیین تعزیه خوانی مؤثر می‌دانند. (بیمن، ۳۰:۱۹۷۹).

پایگاه تكوین تعزیه خوانی

تعزیه خوانی بیرون از حوزه مسجد و منبر و حیطه عمل و نفوذ دستگاه رسمی مذهب و دور از نظر و رأی جامعه روحانیت و در میان توده مردم دیندار و متعصب كوچه و بازار تكوین یافت و شكل گرفت. در آغاز، بسیاری از فقیهان سنت گرا با شبیه و تشبیه و تعزیه خوانی مخالفت می كردند و به لباس معصومان درآمدن و در نقش آنان ظاهر شدن و شبیه درآوردن های مذهبی را گناه و اهانت به ساحت مقدس ائمه اطهار می دانستند. این گروه روحان معتقد بودند كه نباید به قصد عزاداری برای سیدالشهداء و اهل بیت و یاران او، و برا انجام دادن هر كار ثواب یا مستحب به كاری ناشایست و حرام دست زد. مثلاً، حاج زین العابدین كرمانی در رساله هفتاد مسأله، لازمه «شبیه به اهل بیت» را «علاوه بر جسارت و سوء ادب» به انبیاء و اولیاء، «تشبیه مردان به زنان» می دانست و می‌گفت این كار «در شرع مذموم است» (ستاری، ۳۲:۱۳۷۰ حاشیه).

پس از اینكه تعزیه خوانی در جامعه ایران جا افتاد و علاقه توده مردم دیندار شیعه را به سوی خود كشانید، روحانیان سنت گرا با مشاهده شور و هیجان مردم به حضور در مجالس تعزیه خوانی، و دریافت شدید نمایش مصایب ائمه بر عامه مردم و نزدیك كردن بیش از پیش مردم به مذهب و دستگاه مذهبی، دست از مخالفت با تعزیه خوانی كشدیند و رفته رفته به پذیرش آن تن در دادند و اجرای تعزیه را با رعایت شرایطی مجاز و مشروع دانستند.

سوگواری های شیعان بغداد در سده ۴ ق را می توان آغازی ترین شكل پیدایی نمایش مصایب حضرت سیدالشهداء، امام حسین (ع) به شمار آورد. بنابر گزارش هایی كه از جغرافی نویسان و تاریخ نویسان اسلامی درباره وقایع سال ۳۵۲ ق در دست است، به دستور و تشویق معزالدوله دیلمی شیعیان در روز عاشورا با بستن بازارها و تعطیل كا و خرید و فروش گرد هم می آمدند و در نمایشی حزن انگیز به سوگواری می پرداختند. در این روز خیمه هایی در بازارها برپا می كردند و پلاس از خیمه ها و دكان های خود می آویختند و زنان موی سر را پریشان و صورت های خود را سیاه می كردند و در كوچه ها راه می افتادند و مویه كنان نوحه سرایی می كردند و به سر و روی خود می‌زدند (به نقل از فهیمی، ۴۶۶:۱۳۵۷-۴۶۷).

مهمتر از نمایش های سوگ شیعیان، اشاره ابن اثیر در الكامل به واقعه ای نمایشی در وقایع سال ۳۶۳ ق است. او می نویسد مردم سنی محله سوق الطعام بغداد گرد آمده بودند، گروهی از آنان زنی را شبیه عایشه ساخته و بر شتری سوار كرده بودند و همراه دو تن شبیه طلحه و زبیر با گروهی دیگر كه آنها را اصحاب علی بن ابی طالب می‌نامیدند، جنگی به ظاهر در میان خود ترتیب داده بودند. فقیه برگزاری این نمایش را كه در واقع نمایش جنگ جمل بود، در مقام معارضه با شیعیان كرخ، كه به احتمال قوی شبیه واقعه كربلا را در عاشورا نمایش می دادند، دانسته است (همان،۴۶۸).

فایل ورد ۱۸ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق حجاب، لباس مشاركت

دانلود تحقیق حجاب، لباس مشاركت

دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل ۴۹ کیلو بایت
تعداد صفحات ۷۷
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

مقدمه:

حجاب، لباس مشاركت است، لباسی است كه خدای متعال از ابتدای بلوغ به تن زن مسلمان كرده، و او را به عنوان عضوی موثر در جامعه عقیدتی اسلام پذیرفته است. این لباس، نشان فعالیتی است كه نه تنها اسلام آن را مجاز می داند بلكه بر این فعالیت صحه می گذارد. در طول تاریخ حجاب دچار هجمه های مختلف فرهنگی- نظامی شده است برخی سعی كرده اند كه ظاهر آن را حفظ كرده و هدف باطنی آن را خنثی سازند و فرهنگ غنی آن را كه همان فرهنگ پویای ولایت است از زن مسلمان دور سازند، برخی به ظاهر حجاب نیز حمله كرده آن را نشانی از وجود ولایت در جامعه تلقی كرده اند، كه در صورت وجود ظاهر، باطن آن نیز امكان بازگشت خواهد داشت.

آری این حجاب است، لباس مشاركتی كه تمامی ابعاد یك مشاركت رسمی الهی را در بردارد. بسیاری از ساده اندیشان سعی دارند آن را یك لباس مشاركت صرفاً اسمی قلمداد كنند تا از كاركرد آن بكاهند و زن را به پذیرش تحقیرهای تحمیلی شرق و غرب بكشانند.

اما آنچه كه مبهم است، این سوال است كه چگونه جامعه اسلامی با وجود این نمودهای عینی مقاومت ایثار، باز در پی ابزار دیگری برای مقابله با هجمه های ببیگانه می گردد و از طراحی سیستم تبلیغ آن هراس می كند؟!

ادیان و برنامه ریزی جنسیتی

ادیان بعنوان قویترین منبع فكری كه برنامه ریزی جنسیتی را مطرح نموده اند. برای این مهم نیز تدابیری را اندیشیده اند. در دین اسلام ساز اسلام ابتدای اجتماعی شدن زن و شیوه جامعه پذیری او، در دوران بلوغ با طرحی جامع طراحی گشته است، بلوغ، آغاز زمان اجرای حكم حجاب اسلامی برای زن مسلمان است. این حكم به مفهوم صحه نهادن بر شیوة صحیح مشاركت در اجتماع، با تكیه بر لباس مشاركت اسلامی است.

اجتماعی شدن دختر در این سنین، با یادگیر اصولی احكام الله پایه ریزی گردیده است. این امر بهمراه ارائه الگوی شخصیت زنان، فاطمه زهرا (س) به ثبات فرهنگ مشاركت تمسك به الگوی ایده آل اسلامی همچون فاطمه زهرا (علیه سلام) كه در سنین كم به حركت تاریخی ولایی خود دست زد و تاریخ، در مقابل عظمت شخصیت و منزلت او سر تعظیم فرود آورد، با تمسك به لباس مشاركت اسلامی زنان، امنیت فكری و ذهنی را برای دختران مسلمان، بهمراه می آورد كه می توانند با قدرت و پایداری، قدم به اجتماع نهاده، اظهار عقیده نموده و در مشاركت، عضوی فعال محسوب گردند.

الف) انواع مشاركت

حیطه مشاركت وسیع است و بنا به توان و سرمایة فكری زن، مشاركت می تواند انواع مختلفی داشته باشد:

  • مشاركت اسمی

گاهی مشاركت در رعایت حجاب، مشاركتی است. در این مشاركت. زن سعی می نماید از مزایای آن برخوردار گشته و با همراهی در گروه به نتایج سودمند مشاركت در سطوح ساده دست یابد.

  • مشاركت رسمی

گاهی مشاركت رسمی است. زیرا فرد با نهادینه كردن اهداف مشاركت، به تعمیق و گستردگی ابعاد آن همت گماشته و بعنوان فردی موثر در تصمیم گیری ها وارد شده و در نهایت با دست یابی به مدیریت بر خود، به مدیریت در گروه می پردازد. گرچه این سیر دارای سلسله مراتب و سطوح مختلف است، اما در ارزشیابی مراتب آن، سن و حتی تحصیلات، نقش چندانی ندارد، زیرا،

«ان تتقوا الله یجعل لكم فرقانا»

« اگر تقوا پیشه كنید، خداوند قدرت تمایز حق از باطل برای شما قرار می دهد»

حجاب لباس تقوا است، عارضة صحیح آن، توسعة تقوای فكری و عملی زن مسلمان است و در صورت تحقق كامل آن، به فرقان كه قدرت تمایز حق از باطل است، دست پیدا می كند. و این مرحله در مشاركت، مرحلة فرهنگ پذیری است، مرحله ای كه مشاركت كننده برای تعمیق اهداف، به سمت علم و تزیكه برای ایفای رسالت خود حركت كرده و با تمسك به الگوی شخصیت ایده ال خود، مورد تایید قرار گرفته است.

طراحی حجاب در بهترین زمان ممكن، برای شكل گیری شخصیت زن صورت گرفته است، تا زن تعاملی خود را با استفاده از این ابزار تكاملی آغاز نماید، چرا كه بدون ججاب، فراغت لازم را برای دستیابی و درك مراتب بالاتر نخواهد یافت و در راه تكامل، از پرتگاههای سقوطی كه بر سر راه او قرار می گیرد، نخواهد رهید و محك های شناخت در او ضعیف خواهد گشت.

لذا در آغاز طرح اجتماعی شدن و مشاركت اصولی زن در اجتماع، اجرای این حكم قرار داه شده است.

اگر حقیقتاً بطن و معنای حجاب درك شود، تحولی شگرف در زمینه های شناخت عرصه های تفكر ایجاد خواهد گشت. و در این میان نقش اعتماد آفرینی حجاب برای زن و قدرمند نمودن او برای رفع شبهات تاریخی، مشخص خواهد گردید.

ب) اهداف حجاب بعنوان لباس مشاركت اجتماعی زن مسلمان:

در این بخش، به چند هدف از اهداف حجاب بصورت خلاصه اشاره می شود.

  • اصل برابری و مساوات در مشاركت اجتماعی:

تقسیم متعادل امكانات و ایجاد فضای متوازن برای توسعه و شكوفایی استعدادهای امت، از اصول اساسی و خدشه ناپذیر اهداف الهی است. این توازن و تعادل در برنامه ریزی جنسیتی، زمانی به تحقق خواهد رسید كه هم مساوات را میان زن و مرد ( دو جنس متفاوت) و هم بین زنان ( یك جنس) برقرار نمائیم.

-مساوات میان زنان ( یك جنس):

گسترة امكانات جهت بهره برداری انسان بدون در نظر گرفتن جنسیت- بر اساس اصل مساوات- از اصول اساسی معنویت است. حذف افكار و تلقینات تحمیلی كه خلاقیت ها و رشد را تحت الشعاع قرار داده و معادلات منطقی انسانی را بسوی تبعیض های ناروا می كشاند، از موارد ضروری است. در محیط سالم فعالیت، مشاركت باید بر اساس بكارگیری ابزارهای منطقی انسانی باشد. هرگونه اجحاف جلوه گری جنشی یا جسمی، ریا و مكر، در مخدوش نمودن روابط و مناسبات انسانی تاثیر داشته و حاكمیت قانون را با مكر و حیله بسوی حاكمیت تبعیض می كشاند. در سیستم مشاركت اسلامی، افراد نمی توانند هر وسیله و ابزاری را برای بهره بردن از امكانات بیشتر بكار گیرند و در نتیجه موجب محرومیت صاحبان حق گردند!!

در میان تمامی ابزارهای مشاركت، شاید استفاده از مكر و زیبایی های ظاهری و طنازی رفتار، بیشترین تأثیر را در خارج كردن مبادلات و ارتباطات انسانی از مسیر خود داشته است، زیرا فرد طناز سعی دارد از تمامی سرمایه های جسمی خود بجای خلاقیت و سرمایة فكری استفاده كرده و از ضعف مردان در برابر قدرت طنازی زنان، بهره گیرد تا امكانات و قدرتها را بسوی خود سرازیر نماید.

در سیستم مشاركت اسلامی، ابزار مشاركت، ابزاری منطقی و عقلایی است هر گونه حركتی كه به خارج شدن سیستم عقلانی از ضوابط خود كمك نماید، مطرود است و بعنوان شیوه ای برای حاكمیت تبعیض بجای اجرای عدالت، نه طنازیهای جسمی و رفتاری، لذا تمای افرادی كه از این حربه برای سست نمودن تفكر و جلب توجه بسوی خود استفاده می كنند بعنوان استفاده از حركتی جنون آمیز- در جهت نفی تفكر صحیح- مطرود خواهند گردید.

زنان باید بدانند نظام مشاركت آنان بر اساس رفتار سلیم انسانی و تعقل و تفكر، طراحی شده است و در این روش مهمترین محور: در پایداری، حركت و باور، خود زنان هستند. این روش، زن را انسانی جنسی نمی بیند. بلكه انسانی متفكر می داند كه برای اثر بخشیو كارایی خود در جهت رشد بشریت، گام برداشته و لباس مدیریت بر پایه مشاركت اسلامی را بر تن كرده است.

این تفكر، هر زنی را برای خارج كردن سیستم، از عدالت بسوی تبعیض، با استفاده از جنسیت بعنوان ابزار كار بكار گیرد، مطرود تلقی نموده و با او مبارزه خواهد كرد. بدین سبب زنان با تحقق هدف لباس اسلامی خود- یعنی مشاركت اسلامی – اصل برابری و مساوات زنان را در مشاركت بر اساس ارائه امتیازهای فكری و خلاقیتی در اجتماع به ثبوت می رسانند و هر گونه تحریك تعمدی را در محیط اجتماعی به مثابه تلاش برای بازگرداندن سیستم بسوی تبعیض، تلقی می نمایند.

-مساوات میان زن و مرد ( دو جنس مخالف):

عدالت اسلامی ایجاب می نماید كه امكانات برای رشد تمامی افراد بشر، بر اساس استعداد و خلاقیت آنان گسترش یابد و در اختصاص امكانات به افراد، جنسیت بعنوان عامل تعیین كننده مطرح نباشد.

لباس رسمی مشاركت اسلامی، زنان را به سبب حذف جلوه گریهایی كه بعنوان امتیازات كاذب محسوب میگردد، در یك سطح قدرتی برابر، در مقابل مردان قرار می دهد و شیوة مشاركت را براساس ارائه امتیازات منطقی بشری، به پیش می راند.

حذف جلوه گیری رفتاری و جسمی زن از زن شخصیتی همچون كارگزار رسمی ( با لباس رسمی) می سازد كه این كارگزار دارای آنچنان توان فكری است كه نیازی به خدشه دار ساختن روابط در سیستم مشاركت ندارد. و در حقیقت حجاب نه تنها به نیرومند كردن نیروی كار زنان پرداخته بلكه به سبب ایجاد فضای مناسب، به گستردگی مشاركت آنان كمك می نماید.

همچنین حجاب نشان میدهد كه رهبر مشاركت اسلامی، در برنامه ریزی خود بر نیروی انسانی و نگاه داشتن این نیرو در فضای سالم فعالیتی، تاكید می كند و تلاش دارد نه تنها هرگونه تبعیضی را از روابط كار محو سازد، بلكه به توسعه و پایداری ارزشهای در بهره وری نیروی انسانی مدد نماید.

در حقیقت زن با برخورداری از این مساوات در مشاركت اسلامی، مسئولیت مضاعفی را بر دوش میكشد، چرا كه علاوه بر آنكه خود تلاش میكند، فعالیت مردان را نیز در جهت مثبت تقویت نموده و نیروی آنان را نیز از هرز شدن، دور می سازد.

  • پی آمد های روحی لباس مشاركت اسلامی:

لباس اسلامی مشاركت ( حجاب) از نظر روحی پیامدهای مثبتی دارد كه به برخی از آنها اشاره می شود:

  • مدیریت بر خود

زن با تمرین مشاركت در حریم الهی، به تجربه های سودمندی دست می یابد، زیرا در اسن حریم امن، زمینه بروز و شكوفایی توان خود را می یابد و به سبب در اختیار گرفتن دائمی نفس در جلوگیری از تنوع طلبی و جلوه گری های جسمی و رفتاری. ( این مراقبت برای زن، ملكه می شود) قدرتی را در حاكمیت بر خود می یابد.

اصل این مدیریت بر خود، اساسی ترین و ریشه ای ترین زمینه ها برای تجلی مدیریت بر دیگران است. بررسی توان و سرمایه های درونی و جلوگیری از هرز رفتن آنها یا جلوه گری كاذب آنها، همچنین استفاده از سرمایه های درونی در مسیر منطقی و چارچوب عقلانی و تنظیم رفتار و مناسبات اجتماعی با مردان و زنان بر اساس اصول و معیارهای ارزش های انسانی، رفته رفته به زن در این حریم امن، قدرت و توان مراقبت رفتاری را می دهد كه این امر «مدیریت بر خود» یا « كنترل رفتاری» خوانده می شود.

زن مسلمان، انسانی معرفی می شود كه از خود شناخت داشته و با شناخت مناسب از محیط، رفتاری متین و مناسب شأن و منزلت عظیم خود بروز می دهد، و رفته رفته شیوة مدیریت خودگردانی را از سنین كودكی برای اداره نظام بزرگ خانواده و تربیت كودكان، در مهد عطوفت خود می یابد، زیرا تربیت نیروی انسانی در صورتی امكان پذیر است كه مدیریتی توانمند و خودگران، در رأس این كانون مقدس به ساماندهی امور بپردازد.

  • باز خورد عمل

حجاب، قویترین ابزار محك زدن میزان مشاركت اجتماعی است، زیرا زن براحتی میتواند بدون مكر و فریب های رفتاری گروه، باز خورد كار و كوشش خود را مستقیماً ببیند و با بررسی و ارزیابی آنها، تجربیات لازم را اخذ نماید.

ابزار مشاركتی كه در اختیار زن قرار داده شده است، آنچنان قوی است كه میتواند مصلحت اندیشی و ریاكاری گروه را كنار زده و زن را بدون ایجاد مبالغه، مستقیماً در ارتباط با مفاهیم مشاركت قرار دهد.

  • توسعه روانشناختی مشاركتچ

مالكیت، نیاز طبیعی آدمی است . این احساس با پرورش دادن و توسعه انسانیت در جامعه، همچون زایش و تربیت نیروی انسانی میتواند در زن رشد نماید و احساس تعلقی را در پیوند عاطفی میان زن با كل انسانیت ایجاد كرده و زن را آمادة هرگونه ایثارگری نماید. این خصیصة ذاتی هر گاه در مسیر پدید آوردن و پرورش دادن عنصری معنوی یا اندیشه ای مثبت قرار گیرد، نه تنها تمامی آن خصوصیات را ایجاد خواهد كرد، لكه به سبب پایداری و ثبات هر چه بیشتر معنویت، این تعلق و احساس مالكیت، به رضاتی از وجود و فعالیت خود منجر می گردد.

هر گاه آدمی به واسطة پشتیبانی از امری در پدید آوردن یا توسعة آن موثر باشد، دیگر حاشیه نشینی را برای تداوم آن تفكر از دسد داده و بعنوان فردی موثر وارد گوره شده و از نظاره گری به عنصر فعال مشاركت تبدیل می گردد. حضور زن در جامعه، مشئولیت مدیریت فرهنگی فكری جامعه را بر دوش او می گذارد، و گویی در وسعتی به پهنای محیط فعالیت، حس مادری و هدایت و پرورش فكری نسبت به تمامی آحاد، بر اساس اصل رحمت وجودی زن شكل گرفته و فعال می شود. بعبارتی دیگر زن با ملبس شدن به لباس مشاركت اسلامی، مستقیماً پدید آوردن و گسترش تفكر معنوی و اهداف الهی شركت می نماید و بعنوان عضوی فعال نسبت به این حركت، احساس تعلق خاطر نموده و مالكیتی روانشناختی را نسبت به رشد آن پیدا می كند.

  • احساس هویت و منزلت در مشاركت

ناتوانی در كار و فعالیت، عموماً فرضی است نه ماهیتی، زیرا بسیاری از افراد امكان و زمینه پرورش استعدادهای خود را نیافته اند و بسیاری از آنها در طول عمر گرانبار خد، به عظمت درون و استعدادهای خود پی نبرده اند، و یا سیستم و نظامی را نیافته اند كه به توان و ارزشهای آنها بها بدهد و زمینه شكوفایی آنرا فراهم نماید.

زنان بر برخورداری از تمامی این موارد سوء مكرراً و مرتباً از طریق فرهنگ بشری ورد استضعاف قرار گرفته اند، لذا ناتوانی در فعالیت را متاسفانه بعنوان امری ماهیتی پذیرفته اند در حالی كه دین الهی اسلام برای از میان بردن این زمینه های سوء با قرار دادن حكم عظیمی حجاب، به جبران تمامی این موارد با ویژگیهای ذیل پرداخته است.

اولاً اسلام، سرمایه و زمینه های خلقتی زن را بعنوان عظمت آفرینش یاد كرده است و به سبب توان و ظرفیت فكری و فطری او، اجرای حكم حجاب اسلامی را به او تفویض نموده است و این تفویض اختیار از سوی قادر سبحان، با آگاهی به ظرفیت و توان عظیم زن صورت گرفته است، نه به خاطر آگاهی بر ضعیفه بودن او حجاب در حقیقت ارائه قالب های جدیدی از بهره مندی از قدرت است كه به زن ارائه گردیده است.

در ثانی با اجرای حكم حجاب در سن بلوغ و قبول تكلیف، زن باید در چارچوب منظمی از برنامه های پرورشی آموزشی قرار گیرد تا ابزارهای قدرت فكری را هت اجرای صحیحتر حجاب بیابد. چرا كه قبول تكلیف، به مفهوم برخورداری از چارچوب فكری اسلام و آموزش احكام الهی می باشد كه باید مدیریت جامعه اسلامی برای آن برنامه ریزی مشخصی را ارائه نماید.

ثالثاً تقسیم فرصتهای بالنده و ایجاد زمینه برای پرورش و تزكیه در مشاركت، از جمله اصول برنامه ریزی رشد است كه مدیریت باید زمینه های تعالی را برای استعدادهای زنان در جامعه فراهم آورد، اما در مورد عملكرد حجاب میتوان گفت كه با وجود عدم تحقق قطعی برنامه ریزی ردش كه اشاره گردید، باز حجاب با وجود كاستی های برنام ریزی فرهنگی جامعه مسلمین به نیرومند كردن زن مبادرت ورزیده و به سبب شركت او در تحقق اهداف هستی، ناتوانی را از وی تا حدی زدوده است.

حجاب توانایی نیروی انسانی زنان را در جهت اخذ آموزش به اثبات می رساند و جامعه را جهت تدارك برنامه ریزی رشد به حركت وا می دارد. اما عجیب است كه اسالم مسئولیت زن را، در صورت فراهم نبودن زمینه های اجتماعی منتفی نمی داند ، و تاكید دارد كه زن حتی در صورت عقب بودن افكار عمومی از ارزشهای اصیل، باید زمینه تحقق ارزشها را با اجرای حكم حجاب و رفتار اسلامی فراهم آورد.

۴ – پذیرش نقش

حجاب در سازگاری نقش و عدم تعارض نقش ها، رل اساسی را برعهده دارد.

امروزه به سبب تبعیت بعضی از عناصر فرهنگی جامعه ما از پدیده های بیگانه و گسترش هجمه های فرهنگی، مسیر فرهنگ جامعه و به تبع آن نقش های تحمیلی به افراد، در تعارض یكدیگر قرار گرفته و با كلیه ارزشهای مذهبی ( به سبب مبارزه عناصر فرهنگ بیگانه با مذهب) در مبارزه ای دائمی قرار گرفته است.

حجاب از جمله محورها و عومل شناخته شده ای كه هیچیك از نقش های فعال مشاركت زنان با آن تعارضی ندارد، حجاب نه تنها محور سازگاری و انطباق نقش های مختلف زن را فراهم می آورد. بلكه محور ثابت و غیر قابل خدشه برای محل رفتار نه تنها زنان بلكه همه انسانهاست.

محك و محور بودن حجاب برای توسعة شناخت رفتاری و تعمیق اراده انسانی تا آنجاست كه نه تنها به تنظیم و عقلایی شدن رفتار زن كمك می كند، بلكه به عقلایی و منظقی شدن رفتار مرد نیز در جامعه مدد می رساند. متاسفانه به سبب آنكه در جامعه انتقالی ما پدیده ها و عناصر فرهنگی هنوز در جایگاه خود قرار نگرفته اند. بنظر میرسد با یكدیگر و بخصوص با حجاب در تعارضی شدید قرار دارند. و دائماً فشارهای فرهنگی دائر بر افزایش مدارای اجتماعی برای عدم حجاب افزایش می یابد و متاسفانه از سوی روشنفكران ناآگاه ارتباطهای صمیمی و راحت زن و مرد كه خود جزو جلوه گریهای رفتاری زن محسوب می گردد، بعنوان نیاز اجتماعی مطرح شده و این فشار ها برای عقب راندن ارزشها تا محو حجاب و نابودی چارچوب ارزشی رفتارهای عفاف در جامعه ادامه خواهد داشت، در حالیكه حجاب، محوری است كه نقش ها را به ارزش ها پیوند داده و تعارض آنها را با یكدیگر می زداید.

حجاب، محوری برای همنوایی توسعه و پیوند دادن نقش های زنان با ارزشهای معنوی است و می تواند هرگونه دگرگونی را براساس نو آفرینی بسوی پذیرش بهترین راه، سوق داده و تقویت نماید و اعتبار و ارزش هر نو آفرینی را محك زند. و دگرگونیها را متناسب با اهداف خود به سرمنزل هدایت برساند، تا زن نه تنها از نو آفرینی و دگرگونی هراس نداشته باشد، بلكه با امنیت خاطر و اعتماد به نفس در این نوآفرینی ها شركت نماید.

فایل ورد ۷۷ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق جنبش های دانشجویی و كودتای ۲۸ مرداد

دانلود تحقیق جنبش های دانشجویی و كودتای ۲۸ مرداد

دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل ۳۷ کیلو بایت
تعداد صفحات ۶۰
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

روشنفكران:

مؤثرترین قشر بر ایده‌ها و گرایشات دانشجویان، روشنفكران می‌باشند. به عبارت بهتر یكی از گروه‌هایی كه همواره هدف گروه‌های روشنفكری قرار گرفته‌اند دانشجویان می‌باشند.

در دوران دهه ۱۳۲۰ روشنفكران خصائص رادیكال پیدا می‌كنند و مبارزات ضد استعماری اوج می‌گیرد. در این دهه به دلیل امكان فعالیت‌های باز سیاسی دانشجویان ایرانی به احزاب سیاسی و روشنفكران ملی و چپ (جبهه ملی و حزب توده) گرایش دارند.

پس از كودتای ۲۸ مرداد به دلیل مدرنیسم آمرانه پهلوی، روشنفكران ایرانی به سوی فرهنگ ضد تجدد گام بر می‌دارند و در دهه ۴۰ و ۵۰ این مبارزات به اوج خود می‌رسد.

طیف ملی گرایان به دلیل مطرح شدن به عنوان ایدئولوژی رسمی شاهنشاهی و طیف چپ به دلیل اینكه تجلی فرهنگ ما دیگرایانه است، در میان دانشجویان و مردم مورد استقبال قرار نمی‌گیرد. در عوض گرایش دینی شدید در میان دانشجویان و نقش شریعتی در پل زدن بین دانشجویان و توده مردم، زمینه را برای افزایش نفوذ اندیشه‌های مذهبی فراهم می‌كند.

دورة پیش از انقلاب، جامعه روشنفكری ایران، تنها مانع برای تولیدات فكری و فرهنگی خود را دخالت دولت محدود بودن آزادی می‌دانستند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی جریان روشنفكری به طور دهه جانبه در روند انقلاب اسلامی وارد شد و به نوعی دهه ۱۳۶۰ ادامه همان گرایش‌های دهه ۱۳۵۰ است.

گرایش مسلط در آغاز انقلاب، اندیشه‌های شریعتی است. حتی بسیاری از روحانیون در این دوره تلاش می‌كنند اندیشه‌های خود را با وام‌گیری از زبان و مفاهیم ساخته و پرداخته شریعتی ارائه دهند. اما، پس از حدود دو سال، با تحكیم پایگاه روحانیت در ساختار قدرت سیاسی، اندیشه‌ شریعتی به تدریج توسط روحانیت سنتی كنار زده می‌شود.

در این مقطع اندیشه رضا داوری كه نشانه استمرار گفتمان رادیكالی انقلاب اسلامی است بازسازی مذهب سنتی را با خود به همراه دارد. در واقع اندیشه‌های داوری همزمان با عملیات وسیع اسلامی سازی در اوایل دهه ۱۳۶۰ آغاز می‌شود و بازتاب این اندیشه‌های اسلامی سازی در انقلاب فرهنگی و تعطیلی دو نیم سال دانشگاه‌ها به وضوح دیده می‌شود. دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز ادامه منطقی همان اندیشه‌هاست.

پایان جنگ و تغییرات ساختاری در سه عرصه بین‌المللی منطقه‌ای و داخلی باعث تجدید نظر و بازسازی دیدگاه‌ها و اندیشه‌ها گردد و در این مقطع شاهد ظهور نسل جدید با دیدگاه‌های نوین هستیم. در این دوران دیدگاه‌های دكتر سروش به بسیاری از مطالبات اجتماعی و سیاسی جوانان و دانشجویان پاسخ می‌دهد. تاكید ایشان بر عقلانیت، جامعه مدنی و گفتگو با غرب، نشانه‌های گست از گفتمان انقلاب اسلامی است.

در اواخر دهه دوم انقلاب، نشانه‌هایی از افول نظریات داوری و سروش آشكار می‌گردد. و با احیاء و بارسازی اندیشه‌های شریعتی فصل جدید در تاریخ روشنفكری آغاز می‌شود.۱۰۵

بنابراین در آغاز انقلاب شریعتی در میان دانشجویان مسلمان هوادارانی دارد اما به تدریج دیدگاه‌های سنت گرایی و اقتدارگرایی دینی جایی برای این تفكر نمی‌گذارند.

دانشجویان در طی دوران جنگ بطور صادقانه در خدمت نظام قرار می‌گیرند و در این مقطع تاكید بر غرب ستیزی و عدالت خواهی مهمترین شعار آنهاست. پس از پایان جنگ دانشجویان و روشنفكرانی كه تجربه انقلاب و جنگ داشتند به جای نگاه بیرون و موضعگیری ستایش آمیز یا خشم آلود علیه آن، به یك نگاه درون چشم می‌اندازند.

در دهه ۱۳۷۰ دانشجویان به همراه روشنفكران (بویژه روشنفكران دینی) به توسعه سیاسی، دموكراسی حقوق شهروند و مدنی و آزادی و… روی می‌آورند.

روحانیون:

در دو دهة ۱۳۶۰و ۱۳۵۰ یك ارتباط دو طرفه میان روحانیون و دانشجویان وجود داشت. در دهه ۱۳۶۰ روحانی برای دانشجویان مسلمان با ارزش شناخته می‌شد. در همین دهه بحث وحدت حوزه و دانشگاه مطرح می‌شود. اما به تدریج روحانیون با مسلط شدن بر اوضاع و در دست گرفتن حاكمیت نیازی به ارتباط دو طرفه با دانشجویان نمی‌دیدند و بیشتر رابطه یك طرف و میرد و مرادی مطرح می‌شود.

اما دانشجویان هم مرید محض نشدند و پیروی را مشروط و مقید می‌دانستند بطوری كه در انتخابات دوره دوم، سوم و چهارم مجلس این اختلافات خود را نشان می‌دهند.

در انتخابات شاهد نزدیكی بخشی از روحانیون (روحانیون مبارز) به دانشجویان هستیم در حالی كه بخشی از روحانیون (روحانیت مبارز) بیشتر رابطه مراد و مریدی با دانشجویان برقرار می‌كردند و همین سبب دوری دانشجویان از این بخش از روحانیون گردید.۱۰۶

در مجموع دانشجویان با روحانیونی كه در نقش هم پیمانان سیاسی آنها ظاهر می‌شدند، بیشترین ارتباط را داشتند. روابط بین آنها تا حدودیدو طرفه بود (انجمن‌های اسلامی و روحانیون مبارز) اما روحانیانی كه بیشتر با زبان قدرت با دانجشویان سخن می‌گفتند (روحانیت مبارز) در میان دانشجویان مسلمان طرفدار نداشتند و حتی شاهد برخوردهای دانشجویان مسلمان انجمن‌های اسلامی با روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه در صحنه‌های مختلف سیاسی (بویژه انتخابات) هستیم.

جناحها و نیروهای سیاسی پس از انقلاب اسلامی تا ۱۳۷۶:

در جامعه ایران تشكل‌های سیاسی و خوبی سازمان یافته آن چنان كه در جوامع اروپایی یا سایر جوامع دموكراتیك ملاحظه می‌گردد، حضور ندارند. با وجود این، دوگانگی راست و چپ در دنیای امروز جنبه‌ جهانشمول دارد و در همه جوامع به اشكال مختلف خودنمایی می‌كند.

در ایران هر دو جریان به گرایش كلی‌تر یعنی به جریان تجدد تعلق دارند. به لحاظ فرهنگی اگر به دو حوزه فرهنگی مجزا منجر نشوند حداقل از نظر فرهنگی – سیاسی كاملاً متفاوت هستند.

پیدایش این دو جریان به سالهای انقلاب مشروطیت بر می‌گردد. در مجلس دوم این دو جریان در قالب دو حزب (دموكرات عامیون با گرایشهای چپ و حزب اجتماعیون اعتدالیون) با گرایش ملایم‌تر و محافظه‌ كار (نه) تجلی یافتند.

پس از انقلاب مشروطه تحت تاثیر احزاب كمونیست اروپا و روسیه، در ایران نیز حزب سوسیالیست از استحاله حزب دموكرات بوجود آمد.

طیف راست در واكنش به جریان چپ تولد یافت و عمدتاً در قالب ملی گرایی پا به عرصه گذاشت. البته جریان راست به ملی گرایی ختم نمی‌شود بلكه طیفی از جریان مذهبی و گروه‌های اجتماعی و اقتصادی مثل بازاریان را نیز شامل می‌شود.۱۰۷

همانطور كه اشاره شد هر چند تشكل‌های سیاسی و حزبی ایران در مقایسه با احزاب جوامع دموكراتیك غرب بسیار متفاوتند. اما علیرغم فقدان احزاب سیاسی (به معنای خاص آن كه در جوامع دموكراتیك اروپایی وجود دارد)، گروه‌ها و تشكل‌هایی به مرور زمان و بویژه پسی از سال ۱۳۶۱ به تدریج شكل گرفته و هویت یافته‌اند كه به نظر برخی از كارشناسان مسائل سیاسی، كاركرد احزاب را دارا هستند و به عبارتی حالتی از شبه حزب از كارشناسان می‌دهند. این گروه‌ها را عمدتاً در دو جناح راست و چپ طبقه‌بندی كرده‌اند كه به لحاظ محتوایی با احزاب سیاسی (چپ و راست) اروپایی متفاوتند.

به نظر دكتر حسین بشیر به چهار بلوك از احزاب سیاسی در سالهای پس از پیروزی انقلاب پدیدار شدند: ۱- احزاب و گروه‌های سكیولاریست و لیبرال طبقه‌ متوسط جدید (نهضت آزادی، گروه‌ جنبش، حزب جمهوری‌خواه خلق مسلمان و…

۲- احزاب غیر لیبرال و بنیادگرای متعلق به روحانیت سیاسی (حزب جمهوری اسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران)

۳- گروه‌های اسلام گرای رادیكال متعلق به بخشی از طبقه روشنفكران (سازمان مجاهدین خلق، جنبش مسلمانان مبارز و…)

۴- احزاب هوادار سوسیالیسم۱۰۸ (سازمان فداییان خلق، سازمان پیكار، سازمان طوفان …) نهضت آزادی سمبل جناح لیبرال محسوب می‌شود. این نهضت با فضای باز سیاسی سال ۱۳۳۹ و به دنبال آن در اردیبهشت ۱۳۴۰ تاسیس شد.

با تحولات ۱۵ خرداد این نهضت به سمت مبارزه مسلحانه رفت و در سال ۱۳۴۴ سازمان مجاهدین خلق از دل آن بوجود آمد. در دهه ۱۳۵۰ با نهضت روحانیون هماهنگ شد و در زمان انقلاب و بعد از آن تا بركناری و عزل بنی صدر نفوذ فراوانی داشت (در كابینه موقت ۶۰% وزراء به این نهضت تعلق داشت)۱۰۹

با عزل بنی صدر و تشكیل دولت با هنر و رجایی و بروز اختلاف میان دو تشكل مهم (سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی) شاهد شكل‌گیری دو جناح چپ و راست هستیم.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸ از وحدت ۷ گروه اسلامی مسلح (امت واحده، توحیدی خلق، توحیدی فلاح، توحیدی بدر، موحدین، توحیدی صف، منصورون) تشكیل گردید ولی به دلیل اختلافات چپ و راست در ۱۳۶۵ منحل شد اما در مورد ۱۳۷۰ طیف چپ آن دوباره فعالیت خود را آغاز كرد۱۱۰

حزب جمهوری اسلامی در ۱۳۶۰ برای جلوگیری از تفرقه گروه‌های انقلابی تشكیل شد. واحدهای این حزب شامل: واحد امور خارج از كشور، شاخه كارگری، واحد دانشجویی، روحانیون و دانش آموزی می‌شود.۱۱۱

در درون این حزب نیز بین افرادی كه به فقر سنتی معتقدند (طیف راست) و افرادی كه به فقه پویا معقتدند (طیف چپ) اختلافاتی پیش آمد كه در نهایت باعث انحلال این حزب سیاسی در این سالها را به شش دسته (بر اساس كتاب «كالبد شكافی جناحهای سیاسی ایران (۱۳۵۸ تا ۱۳۷۰»، به شرح زیر تقسیم می‌كنیم:

جناح چپ سنتی، جناح راست سنتی، جناح راست مدرن، جناح راست سنتی افراطی (رسا)، جناح چپ مدرن، جناح روشنفكر تلفیقی.

در سطور زیر بطور مختصر به بررسی هر یك از این جناحها می‌پردازیم:

فایل ورد ۶۰ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق جرم سیاسی

دانلود تحقیق جرم سیاسی

دسته بندی علوم سیاسی
فرمت فایل doc
حجم فایل ۵۰ کیلو بایت
تعداد صفحات ۹۰
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

فهرست عنوان های اصلی

بخش اول- احكام و مسائل جرم سیاسی…………………………………………….. ۱

فصل اول – تعریف جرم سیاسی و ماهیت و ضوابط تشخیص آن……………………… ۱

فصل دوم- تاریخچه جرم سیاسی…………………………………………………………………… ۲۹

بخش دوم- جرائم سیاسی……………………………………………………………………………… ۴۲

فصل اول- مصادیق جرائم سیاسی………………………………………………………………….. ۴۲

فصل دوم- رسیدگی به طرح جرائم سیاسی و تصویب موادی از آن…………………… ۵۶

فهرست تحلیلی عنوانها

صفحه

بخش اول- احكام و مسائل جرم سیاسی

فصل اول- تعریف جرم سیاسی و ماهیت و ضوابط تشخیص آن

مبحث اول- تعریف جرم سیاسی

گفتار اول- مفهوم جرم سیاسی در نزد علمای حقوق

مفهوم جرم سیاسی در حقوق فرانسه

گفتار دوم- جرائم مركب یا مرتبط با جرم سیاسی

مبحث دوم- ضوابط تشخیص جرم سیاسی

  • ضابطه افكار عمومی
  • ضابطه كیفیت وقوع جرم
  • ضابطه عینی
  • ضابطه ذهنی
  • ضابطه ارفاقی یا تشدیدی
  • ضابطه دادرسی
  • ضابطه مجازات
  • ضابطه احصای جرائم سیاسی
  • ضابطه مرجع رسیدگی

۵-ضابطه استرداد و عدم استرداد

گفتار اول- عدم قبول تقاضای استداد در مورد جرائم سیاسی

استرداد در مورد جرائم مركب و مرتبط با جرم سیاسی

گفتار دوم- فواید تشخیص جرم سیاسی و جرم عادی

مزایای مجرمین سیاسی نسبت به مجرمین عادی

فصل دوم- تاریخچه جرم سیاسی

مبحث اول- تحویل تاریخی مجازات جرائم سیاسی

۱- تاریخچه جرم سیاسی در حقوق ایران

  • تاریخچه جرم سیاسی در حقوق اسلام

مبحث دوم- راههای جلوگیری از وقوع جرم سیاسی

  • رعایت آزادی در مقابل یكدیگر و رعایت اصول قانون اساسی
  • شكایات و رسیدگی به شكایات مردم

مراجع رسیدگی به شكایات مردم

  • انتخاب افراد صالح برای اداره حكومت
  • نظارت و كنترل دقیق عملكرد كارگزاران
  • مشورت با مردم در اداره امور
  • اجرای عدالت

بخش دوم- جرائم سیاسی

فصل اول- مصادیق جرائم سیاسی

مبحث اول- جرم بغی

گفتار اول- مستندات جرم بغی

مبحث دوم- جرم جاسوسی

تعریف و خصوصیات جاسوسی

خیانت به مملكت

مبحث سوم- جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی كشور

مبحث چهارم- محاربه

فصل دوم- رسیدگی به طرح جرائم سیاسی و تصویب موادی از آن

مبحث اول- تعریف جرم سیاسی

  • تفاوت جرائم سیاسی با جرائم عادی

مبحث دوم- مصادیق جرائم سیاسی

بخش اول- احكام و مسائل جرم سیاسی

فصل اول- تعریف جرم سیاسی و ماهیت و ضوابط تشخیص جرم سیاسی :

مبحث اول- تعریف جرم سیاسی:

تا به حال در مورد جرم سیاسی تعریف كامل و جامعی نشده و تعریفی كه خالی از تعرض و ایراد باشد ارائه نشده است و همچنین هیچ تعریفی نیست كه بعد از اعلان مورد ایرادات و انتقادات وارد نشود و همچنین مصادیق جرم سیاسی مشخص نشده بنابراین ممكن است حقوق افراد ضایع شود و چه بسا افرادی با انگیزه شرافتمندانه و به قصد اصلاح جامعه مرتكب جرم سیاسی شده اند ولی چون حد و مرز و تعریفی برای جرم سیاسی وجود ندارد اشتباهاً به جرائم دیگری محكوم شده اند كه این مشكل جامعه می باشد و باید مجلس شورای اسلامی این مسئله را حل كند كه حق كسی ضایع نشود[۱].

اصل ۱۶۸ قانون اساسی در مورد تعریف جرائم سیاسی مطالبی را مقرر كرده است كه چنین می باشد جرائم سیاسی باید با حضور هیأت منصفه رسیدگی شود كه تا كنون به این اصل توجه نشده كه باید مطالبات اجتماعی افراد افزایش پیدا كند و سعی در تثبیت نظام سیاسی كشور شود و همچنین احزاب سیاسی فعال شوند و این احزاب سیاسی باید به سوی روابط مسالمت آمیز و حل شدن مسائل و مشكلات و از بین بردن چالش‌های غیرقانونی و خشونت بار گام بردارند و احزاب برای رسیدن به این اهداف باید تعریف جامع و كاملی را برای جرم سیاسی ارائه كنند و نحوه برخورد با مجرمان سیاسی در قانون مطرح شود چون شایسته جامعه اسلامی نمی باشد كه با مجرمان سیاسی كه انگیزه شرافتمندانه و قصد بهتر كردن جامعه را دارند همانند مجرمین جرائم دیگر برخورد شود.

همچنین در برنامه سوم توسعه اقتصادی و اجتماعی مصوب ۷۹ و در اصل ۱۸۸ قانون اساسی تلاش برای ارتقاء كیفی و همچنین افزایش كارایی محاكم و تخصصی كردن آنها از اهداف نظام می باشد و لذا تعریف جرائم سیاسی نیز از موارد برنامه سوم توسعه می باشد[۲].

در اصل ۱۶۸ ق.ا بدون اینكه تعریفی از جرم سیاسی شود مقرر می دارد كه رسیدگی به جرائم سیاسی باید با حضور هیأت منصفه و به صورت علنی در محاكم دادگستری صورت گیرد و تعریف جرم سیاسی بر اساس موازین اسلامی در قوانین عادی می باشد ولی هنوز در قوانین عادی كشور ما تعریفی از جرم سیاسی نشده و همچنین حقوقدانان هر كدام از زاویه دید خود جرم سیاسی را تعریف كرده اند یك عده معتقدند جرم سیاسی جرمی است كه به منافع سیاسی و به حقوق سیاسی لطمه وارد یم كند و عده ای دیگر معتقدند جرم سیاسی جرمی است كه هدف از ارتكاب آن واژگون كردن نظام سیاسی و اجتماعی و همچنین هدف برهم زدن نظم و امنیت كشور را دارند و یك عده دیگر معتقدند جرم سیاسی جرمی است كه در آن هدف بر هم زدن نظم و امنیت كشور و اختلال در نظام سیاسی و اجتماعی و همچنین اخلال در مدیریت و صدمه به مقالات سیاسی و رئیس كشور می باشد این جرم ممكن است به تنهایی یا همراه با جرائم عمومی سیاسی و امنیتی دیگر صورت گیرد. ولی تعریف كامل تر دیگری كه از جرائم سیاسی به عمل آمده جرم سیاسی كه در آن قصد لطمه زدن به مبانی سیاسی و امنیتی كشور و اخلال در نظام سیاسی و امنیتی و اقتصادی و اجتماعی مملكت باشد و لایحه ای در مورد جرم سیاسی و تعریف و نحوه رسیدگی به آن در محاكم دادگستری وجود دارد كه ماده ۱ این لایحه از جرم سیاسی تعریف كرده است كه چنین مقرر می دارد: «جرم سیاسی فعل یا ترك فعلی كه مطابق قوانین موضوعه قابل مجازات است هرگاه با انگیزه سیاسی علیه نظام سیاسی مستقر و حاكمیت دولت و مدیریت سیاسی كشور و مصالح نظام جمهوری اسلامی ایران و یا حقوق سیاسی اجتماعی و فرهنگی شهروندان و آزادی های قانونی آنان ارتكاب یابد جرم سیاسی به شمار می آید مشروط بر آنكه مقصود از ارتكاب ان نفع شخصی نباشد» در ابتدای این ماده از انگیزه سیاسی ذكر شده و در آخر ماده گفته شده مجرم هدفش از ارتكاب جرم نفع شخصی نباشد یعنی اگر انگیزه مجرم از ارتكاب جرم نفع شخصی باشد هرچند كه انگیزه ای كه او را به سمت ارتكاب جرم سوق داده سیاسی باشد جرم سیاسی محسوب نمی شود پس در جرم سیاسی نیاز به انگیزه سیاسی برای ارتكاب و همچنین هدف از انجام جرم نفع شخصی نباشد كه با این دو شرط جرم سیاسی محقق می‌شود[۳].

گفتار اول- مفهوم جرم سیاسی در نزد علمای حقوق:

دو نظر مختلف در بین علمای حقوق راجع به جرم سیاسی وجود دارد كه باعث به وجود آمدن دو سیستم درونی و بیرونی شده است. در سیستم بیرونی هرگاه به تشكیلات حكومت ضربه وارد شود جرم سیاسی می دانند در كنفرانس بین المللی كه در سال ۱۹۳۵ در كپنهاك تشكیل شد جرم سیاسی را چنین تعریف كرده اند جرم سیاسی جرمی است كه علیه تشكیلات و طرز اداره حكومت و مباین ناشی از آن می‌باشد حقوق جزای ایتالیا روند شدیدی در مورد مجرمین سیاسی پیش گرفته و بنا به حقوق این كشور هر جرمی كه به حقوق سیاسی اشخاص و منافع سیاسی حكومت لطمه وارد كند جرم سیاسی محسوب می شود همینطور در جرائم عمومی كه ارتكاب تمام و قسمتی از آن ناشی از عللی باشد كه سیاسی است و جرم سیاسی محسوب می‌شود.

سیستم درونی برعكس سیستم بیرونی می باشد در سیستم درونی به هیچ وجه به امور خارجی و نتایج محسوس آن توجهی نمی شود بلكه خود عامل جرم مدنظر است و به عبارت دیگر انگیزه در ارتكاب جرم در جرائم سیاسی مد نظر است.

اشخاصی كه سیستم درونی جرم سیاسی را پدید آورده اند معتقدند كسانی كه به حكومت لطمه وارد می كنند ولی مدعی امیالی كه جنبه خودپسندی دارد می شوند از جمله حرص اینها مجرم سیاسی نمی باشد.

برعكس اشخاصی كه اقداماتشان مستقیماً لطمه به تشكیلات و منافع حكومت است و انگیزه عمومی برای ارتكاب جرم دارند كه این افراد را مجرمین سیاسی و اجتماعی می‌‌دانند.

پس در سیستم بیرونی جرم سیاسی آن جرمی می باشد كه به تشكیلات و منافع جامعه لطمه وارد كند ولی بر اساس سیستم درونی جرم سیاسی آن است كه قصد مجرم لطمه وارد كردن به جامعه است پس سیستم بیرونی جرم باید كاملاً سیاسی باشد[۴].

مفهوم جرم سیاسی در حقوق فرانسه:

مفهوم جرم سیاسی كه بیان شد در رابطه با جرم كاملاً سیاسی جرمی كه مستقیماً به تشكیلات و منافع و حیات كشور لطمه وارد می كند هیچ مشكلی ندارد ولی تعریف جرم سیاسی در رابطه با جرائم مركب و مرتبط با جرائم سیاسی یعنی جرائمی كه در ضمن آن به منافع خصوصی اشخاص و منافع اجتماعی لطمه وارد می كند اشكالاتی وجود دارد ولی در مورد اشخاصی كه مقدم ترند در اقدام علیه امنیت خارجی كشور جرم آنها سیاسی است و در مورد آنها رویه خاصی را اتخاذ كرده اند[۵].

گفتار دوم- جرائم مركب یا مرتبط با جرم سیاسی:

۱- جرائم مركب: در جرائم مركب راه حل هایی كه در حقوق داخلی و بین المللی مطرح شده با هم اختلاف جزئی دارد و به همین دلیل در اتخاذ تصمیم قطعی هنوز تردید وجود دارد از لحاظ بیرونی یك جرم كه نفع دولت و امنیت كشور را در معرض تهدید قرار می دهد یك جرم عمومی می باشد در سوء نیت قاعده ای بیان كرده كه تشخیص جرم سیاسی از غیرسیاسی بر عهده قاضی می باشد تا با توجه به خصیصه‌‌های اصلی جرم خصیصه هر جرمی كه رجحان دارد آن جرم می باشد و نسبت به آن حكم صادر می وشد و وجود سوء قصد باعث شده كه در قرار داد بلژیك و فرانسه جرائم را سیاسی ندانند و آن را قابل استرداد می دانند[۶].

جرائم مركب كه در ارتكاب آن به منافع خصوصی افراد خلل وارد می كند ولی هدف از ارتكاب آن سیاسی می باشد آیا این جرم عمومی می باشد یا سیاسی؟ اگر این جرم كاملاً سیاسی باشد مثل سوء قصد به هیأت رئیس جمهور كشور كه كشور فرانسه این جرم را جرم عمومی تلقی كرده است و مجازات آن اعدام می باشد در بسیاری از قراردادهای استرداد ماده ای به اسم سوء قصد وجود دارد كه استرداد این قبیل مجمرین را متعاقدین قبول می نمایند و این خود می رساند كه جرم مركب به طور كامل جرم سیاسی نیست زیرا در صورت سیاسی بودن استرداد مجرم ممكن نمی باشد[۷].

۲- جرائم مرتبط با جرم سیاسی: جرم مرتبط را نباید با جرم مركب اشتباه نمود جرم مرتبط عبارتست از جرمی كه به واسطه رابطه علیت با جرم سیاسی مربوط می باشد مثلاً افرادی برای تجاوز به كاخ دولتی به یك مغازه اسلحه فروشی حمله كنند و اسلحطه ها را تاراج نمایند كه خود تاراج اسلحه جرم عمومی می باشد ولی چون متجاوزین هدف سیاسی داشته اند آیا می توان تاراج اسلحه را نیز جرم سیاسی دانست و بهترین راه حل كه مورد قبول مؤسسه حقوق بین الملل قرار گرفت این است كه این جرم را هم سیاسی بداند اگر جرائم مركب و مرتبط با جرم سیاسی خیلی هولناك و شدید نباشد مثل قتل و مسموم كردن عده ای و یا قطع عضو بدن و جرم های ارادی افراد جرم سیاسی محسوب می شوند ولی اگر جرائم ارتكابی هولناك باشد مثل مواردیك ه ذكر شد و یا از قبل نقشه انجام این جرائم گرفته شده باشد و شروع به این اقدام جرائم و آسیب رساندن از راه حریق و انفجار و طغیان اب به املاك و سرقت مسلحانه صورت گیرد جرم عمومی محسوب می شود[۸].

جرم مركب جرمی است كه شامل جرم سیاسی و عادی باشد و این جرم در صورتی سیاسی محسوب می شود و قوانین جرائم سیاسی برای آن اعمال می شود كه جنبه سیاسی این جرم اهمیت بیشتر داشته باشد و عده ای جرائم مركب را جرم عادی می‌دانند و عده ای هم معتقدند جرائم مركب جرم سیاسی است.

برای تشخیص جرائم مرتبط با جرائم سیاسی ضوابطی وجود دارد مثلاً اگر طی تظاهرات افرادی به مغازه ها حمله كنند و شیشه های مغازه ها را بشكنند و یا آتش سوزی ایجاد كنند این افراد مرتكب جرم عادی شده اند كه این جرم مرتبط با جرم سیاسی است در این باره مؤسسه حقوق تطبیقی در سال ۱۸۹۲ میلادی چنین گفته است:

«جرائمی كه در ارتباط با جرم سیاسی هستند در صورتی سیاسی محسوب می شوند كه از لحاظ افكار عمومی و اخلاقی قابل سرزنش نباشد ولی اگر در ارتكاب جرم سیاسی شخصی مرتكب آدمكشی یا آتش سوزی و یا مسموم كردن افرادی شود در این صورت اعمال آن فرد از طرف افكار عمومی قابل سرزنش است و این اعمال مشمول امتیازات جرائم سیاسی نمی شود» و همچنین در سال ۱۹۳۵ كنفران بین المللی ایجاد شد به منظور یكنواخت كردن قانون جزا با حضور نمایندگان ۴۸ كشور كه نماینده ایران هم در این كنفرانس شركت داشت كه در این كنفرانس در مورد جرائم مرتبط گفته شد كه «جرم های عمومی كه عملیات اجرایی جرائم سیاسی را دارد و همچنین اعمالی كه ارتكاب آن باعث تسهیل در جرائم سیاسی می شود و یا باعث مصون ماندن مرتكب از كیفر قانونی می شود به عنوان جرم سیاسی می باشد[۹]».

جرائم اجتماعی جرائمی است كه نتایج آن متوجه عموم جامعه باشد و جرائم اجتماعی همان جرائم سیاسی نمی باشد و كسی كه دست به تخریب تأسیسات عمومی و مواردی شبیه آن می زند جرائم سیاسی نیست مگر اینكه شخص از ارتكاب این جرائم هدف سیاسی داشته باشد.

قانونگذار ما بعضی جرائم را به عنوان جرائم علیه آسایش عمومی نام برده كه این جرائم علیه آسایش عمومی جدای از جرائم سیاسی ما باشد جرائم علیه آسایش عمومی عبارتند از جعل، استفاده از سند مجعول، ضرب سكه قلب یا تخدیش آن و… و اشخاصی كه مرتكب جرائم علیه آسایش عمومی می شوند هر چند كه همانند مجرم سیاسی آسایش مردم را بر هم می زند ولی معمولاً مجرم جرم علیه آسایش عمومی هدفش از ارتكاب جرم نفع شخصی و اهداف مادی را دارد.

جرائم مطبوعاتی بر اساس اصل ۱۶۸ قانون اساسی در كنار جرائم سیاسی قرار گرفته اند و این دو جرم همیشه یكسان نیستند و رابطه این دو جرم عموم و خصوص من وجه است یعنی ممكن است جرم از یك جهت مطبوعاتی باشد چون در قالب مطبوعات رخ داده و از جهت دیگر سیاسی باشد چون بر علیه نظام سیاسی صورت گرفته.

قتل های سیاسی نیز از جمله جرائم مركب است و كشورها رویه های مختلفی در مورد این قتل ها پیش گرفته اند به طوری كه بعضی كشورها قتل های سیاسی را جرم سیاسی می دانند و از استرداد مجرمان خودداری می كردند و این رویه به تدریج تغییر كرد تا اینكه قتل های سیاسی به عنوان جرائم سیاسی محسوب نشدند ولی اعمال تروریستی كه با هدف سیاسی صورت می گیرد رویه تمامی كشورها و مصوبات كنفرانس های بین المللی مانند كنفرانس سال ۱۹۳۵ كپنهاگ قطعنامه سال ۱۸۹۲ انجمن حقوق بین الملل آن است كه این جرم سیاسی نمی باشد[۱۰].

مبحث دوم- ضوابط تشخیص جرم سیاسی:

حقوق دانان برای تشخیص جرم سیاسی از جرم عادی ضابطه هایی را در نظر گرفته‌اند كه بعضی از این ضابطه ها عبارتند از:

۱- ضابطه افكار عمومی: همواره جرم سیاسی مورد تقبیح و خدمت افكار عمومی قرار گرفته و چه بسا یك خائم و جاسوس چهره ای زشت تر از یك سارق و یا كلاهبردار میان مردم دارد مگر اینكه از ضابطه افكار عمومی استفاده كرد و جرم جاسوسی و خیانت به دو كشور را از دایره شمول جرم سیاسی خارج كرد كه چنین چیزی امكان ندارد و افكار عمومی بر اساس احساسات مردمی است و زودگذر می باشد و هیچ قانونی بر آن حاكم نیست پس افكار عمومی را نمی توان ضابطه جرم سیاسی دانست همچنین نحوه تعقیب و مجازات مجرمین سیاسی در ملأعام صورت نمی گیرد و مردم در جریان كامل رسیدگی به جرم سیاسی قرار نمی گیرند همچنین مجرمین سیاسی كیفیت حقیقی جرم را به مردم معرفی نمی كنند و مجرمان به صورت افراد خیانتكار به مملكت هستند[۱۱].

۲- ضابطه كیفیت وقوع جرم: از آنجایی كه مجرمان سیاسی قصد برقراری روندی عادلانه دارند هرگز در مخالفت خود با نظام به انجام اقدامات قتل و غارت نمی‌پردازند كیفیت و نوع جرم ممكن است راهی برای تشخیص جرائم سیاسی باشد پس تمایز جرم عادی با جرم سیاسی كه در جرم عادی رنگ خشونت و قتل و غارت دارد ولی اگر اندیشه مجرم واژگونی حكومت و تأمین هدف های ملی باشد جرم سیاسی تلقی می شود همچنین جرم سیاسی در ظرف جرم عادی به وجود نمی آید زیرا كه هر جرمی در حالات عادی و با هر غرضی كه باشد جرم عادی می باشد پس اگر كسی رئیس دولت را با غرض سیاسی به قتل برساند مرتكب جرم عادی شده است هر چند كه قاتل از ساسیون باشد و همچنین قصد صدمه وارد كردن به حكومت از طریق آتش زدن انفجار، غارت و تعرض مستقیم و غیرمستقیم به مردم جامعه همچنین ایجاد اضطراب در مردم و خدشه دار كردن امنیت اجتماعی تهدید و استقلال داخلی و خارجی كشور به قصد تضعیف دولت و یا اسقاط كردن دولت اگرچه هدف شخص تأمین هدف های مقدس ملی باشد به هیچ وجه این موارد در گروه جرم سیاسی نمی‌باشد.

خشونت و قتل و غارت نمی تواند ضابطه تشخیص جرائم عادی و جرائم سیاسی باشد چرا كه جرائمی به آرامی و بدون خشونت صورت می گیرد ولی جرم سیاسی تلقی نمی شود مثل جرم كلاه برداری و فریب دیگران كه در ظاهر برای نیكوكاری به دیگران می باشد و از طرف دیگر جرائم سیاسی گاهی ممكن است به صورت خشونت باشد. در اینجا باید به جرم مركب به رجم سیاسی و یا جرم مرتبط با جرم سیاسی توجه شود یعنی ممكن است جرم عادی مرتبط یا مركب با جرم سیاسی باشد كه اگر جرم عادی قابل تفكیك نباشد به ضوابط جرمی كه مهمتر از دیگری می باشد و تناسب و نظایر آن عمل می شود[۱۲].

۳- ضابطه عینی: بنابراین ضابطه هر جا كه هدف دولت و حومت باشد و عملیات مجرمانه بر آنها واقع شود جرم سیاسی است اگر ملاك تشخیص جرم سیاسی ضابطه عینی باشد در جرائم سیاسی همواره افكار عمومی مدنظر است و گاهی جرمی مورد تخفیف و تعدیل افكار عمومی است و گاهی جرمی مورد انزجار و نفرت مردم است مثل جرائم جاسوسی و خیانت[۱۳].

مطابق ماده ۸۷ قانون مجازات فرانسه كه به این ضابطه اشاره دارد هر جنجه و جنایاتی كه بر ضد امنیت داخلی كشور ارتكاب می یابد سیاسی است و هر كس بخواهد با اقدامات خود نظم حكومتی را بر هم زند و با مسلح بودن مردم را علیه دولت برانگیزاند مرتكب جرم سیاسی شده اگر این ضابطه پذیرفته شود توطئه برای ارتكاب جرم علیه امنیت داخلی و همینطور تقلب در انتخابات هم جرم سیاسی می باشد تقلب درا نتخابات یعنی افرادی را به طور غیرقانونی به عنوان نماینده انتخاب كنند پس انتخاب افراد به طور غیرقاونی براساس این ضابطه از مصادیق جرم سیاسی می باشد.

۴- ضابطه ذهنی: براساس این ضابطه برای شناسایی جرائم سیاسی نباید تنها به هدف ارتكاب جرم توجه كرد و باید داعی مرتكب جرم را در نظر گرفت پس اگر مجرم جرم عمومی را انجام داد ولی از ارتكاب آن داعی سیاسی داشته باشد جرم سیاسی می‌باشد پس بر اساس این ضابطه كلیه جرائم عمومی كه با داعی سیاسی ارتكاب یابد سیاسی می باشد و بر اساس این ضابطه مصادیق جرائم سیاسی زیاد می شود و همچنین جرائم مرتبط و مركب با جرم سیاسی را زیاد می كند[۱۴].

فایل ورد ۹۰ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

دانلود تحقیق تهاجم فرهنگی و آثار آن بر جامعه امروزی

دانلود تحقیق تهاجم فرهنگی و آثار آن بر جامعه امروزی

دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل ۴۸ کیلو بایت
تعداد صفحات ۶۰
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

مقدمه

مستكبران و جهانخواران از دیرباز جهت تحقق اهداف شوم خود سعی بر فرهنگ سازی و تخریب فرهنگ ملت ها را داشته اند آنان می كوشند تا فرهنگ مبتنی بر ادبیات استعماری خود را كه توجیه كننده این تهاجم می‌باشد را با پوشش دموكراسی در بین ملت ها شایع نمایند لذا ترفندهای مختلفی را با هدف قلب مفاهیم ارزشی و ملوث كردن فضای فرهنگی جوامع به ابهام و تردید و نیز سؤال برانگیز نمودن ارزشهای دینی و قومی جامعة تحت تهاجم، راه وصول به مقصد را بری خود هموار كنند، بدیهی است در چنین فضای آلوده و مصمومی حق از باطل و ارزش از ضد ارزش و … شناخته نمی‌شود. خوشبختانه در جوامع اسلامی كه یكی از هدف های اصلی تهاجم فرهنگی است ( به ویژه كشور عزیزمان ایران) عزیزانی هستند كه ضمن آگاهی از ماهیت تهاجم فرهنگی و شناخت شگردهای پیچیدة آن در معرض ابعاد تهاجم و دفاع از فرهنگ كمل طلب و پویا و حیات بخش اسلامی سعی داشته تا اثرات تهاجمی دشمن را خنثی و یا كم رنگ نمایند

« تهاجم فرهنگی جدی است»

فرهنگ مهمترین عامل نگهداری و پایداری ایرانیان است، زیرا ایرانیان در مواردی چند با فرهنگ خویش از پیروز شدگان تطامی مجذ وبین فرهنگی ساخته اند، تجربه نشان داده است كه ایرانیان ملتی فرهنگ پرور، قانع، حق جو، سخت اعتماد، ولی پایدار در پاسداری از باورها و اعتقاد خود هستند موضوع تهاجم فرهنگی نیز برای ایرانیان كه سهم بزرگی در گسترش و ایجاد فرهنگ و تمدن بشری دارند، بسیار جدی و با اهمیت است زیرا تنها راه، از پای درآوردن ایران و ایرانیان، گرفتن این سه دفاع فرهنگی از این ملت سرافراز در تاریخ است. ایرانیان حتی در هنگام كمبود امكانات ثبت و نگهداری دست آورد فرهنگی و داشن خود را به روش سینه به سینه (گفتاری) به نسل های بعدی منتقل نموده اند، فرهنگ: فرهنگ هر ملت عبارت است از مجموعه باورها و رفتارهای آن قوم یا ملت در واقع فرهنگ هر ملت مانند شناسنامه آن قوم و ملت است، تهاجم فرهنگی هنگامی آغاز می شود كه خود خواهان و زیاده خواهان، فرهنگ امتی را همچون سوی در مقابل خواسته های ببینند.

هدف تهاجم فرهنگی: چون معمولاً انسانها از باورشان پیروی نموده و باورها در واقع الگوهای رفتاری اقوام و ملت ها را مشخص می‌كند، ساده ترین راه به خدمت در آوردن مردم، ایجاد باور دیگری در آنان است پیش از آن نیز در فرهنگسازی به صورت های ابتدایی تر: بهانه جویی، اشكالتراشی، تهمت ناروا، همجو، تمسخر و انكار فرهنگ های ناب الهی انجام می‌شده است. سابقه تهاجم فرهنگی اگر چه تهاجم فرهنگی قدمتی همپای تاریخ دارد ولی خطر آن برای ملت ها از زمان بیرون راندن پرتقالی ها از بندرعباس كه انگلیسی ها متوجه توانایی های رزمی ایرانیان شدند، شكلی جدید به خود گرفت، در زمان تسلط كامل انگلیس در ایران( به علت بی رقیب شدن در اثر تغییر نظام روسیه) با روی كار آوردن رضاخان، بازهم روحانی آزاد، آیت الله سید حسن مدرس یكه و تنها در مقابل استبداد رضاخانی را ادامه و سرانجام به فیض شهاد رسید نهضت ملی شدن نفت نیز با حمایت آیت الله سید ابوالقاسم كاشانی شكل گرفت اما روشنفكرانی كه روحانیت را فقط برای كسب قدرت می خواستند با عدم توجه لازم به مذهب، حمایت عامه را از دست داده و زمینه كودتای، آمریكایی فراهم شد. اولین مقاومت گسترده در مقابل حكومت كودتای آمریكایی به دنبال افشاگری حضرت امام خمینی (ره) در پانزدهم خرداد ماه ۱۳۴۲ آغاز شد، همین مقاومت، سرآغازی شد برای انقلاب اسلامی بهمن ۱۳۵۷ كه همچون بهمنی بر توطئه های چهار صد ساله انگلیس و تسلط ۲۵ ساله، آمریكا فرود آمد. اهمیت انقلاب ۲۲ بهمن چنان قاطع بود كه آخرین سفیر انگلیس پیش از پیروزی انقلاب را وادار به اعتراف شگفت آوری نمود.« رضاشاه در مدت سلطنت خود نتوانست بیشتر از یك خراش سطحی در زیر بنای جامعه ایرانی به وجود آورد.»

رخنه های فرهنگی: هنگامی كه ملت ایران در سایه رهبری روحانیت و مقاومت های دین باوران تا حدی جلوی نفوذ های استعماری را به درون كشور گرفت، فراموشخانه ایها كه همواره در اندیشه كسب و جاهت مردمی بودند با پوشش روشنفكری برای بهره برداری از این شناخت مردمی و گرایش حاصل از آن، با ظاهر ملی گرایانه برای ترقی كشور، مجاری چندی را به روی استعمار گران مترصد گشودند: ۱- گشودن مدارس خارجی= حتی افراد با استعداد در میان شاگردان آنها به علت روشن ننمودن علل واقعی عقب افتادگی كشور، در اثر مقایسه آنچه كه از كشور خود می دیدند، با آنچه را كه از اروپا می شنیدند، به جهت ظاهر بینی دچار شیفتگی به غرب می شدند.، و لذا غالباً محصول كار آن مدارس پروردن شیفتگا به غرب بود! ۲- اعزام محصل به خارج= آنچه را در اروپا این محصلین می‌دیدند، بسیار برتر از آن چیزهایی بود كه در كشور خود دیده بودند، خصوصاً اینكه بشتر آنها به علت كمی سن و تجربه حاصل از آن و كمبود دانش عقیدتی غالباً دچار خود باختگی شده و بسیاری نیز عامل فراموشخانه شدند.۳- تهدید و تدوین كتابهای درسی توسط این تربیت یافتگان: مدارس خارجی یا تحصیل كردگان خارج، ذهن پویا ولی خالی جوانان را با آموخته های غالباً جهت دار فراموشخنه ای می انباشتند، این روش ضمن معمول نمودن فرهنگ غیر خلاق حافظه ای، (متكی بر محفوظات) شیفتگان و خود باختگان بسیاری را برای فرهنگ غرب ساخت. ۴- مطبوعات مروج فرهنگ اروپایی: خصوصاً طی پادشاهی پهلوی ها كه كم سوادان را هدف قرار می دادند و زمینه مردمی را برای همراهی با شیفتگان تمدن غربی فراهم می‌نمودند ۵- احزاب و گروه های سیاسی= چپ و راست همگی مروج فرهنگ سیاسی غرب و بیگانه از خودی بودند غالباً لامذهبی را ترویج می نمودند، كم دشمن فرهنگ ایراین بود. گسست فرهنگی، از آنان چنان سر گشتگان بی اعتنا به دین و فرهنگ خوری ساخت كه حتی بسیاری از فرط بیگانگان از پیرامون خود، به انواع اعتیاد گرفتار شدند! خطر این خود باختگان هنگامی بیشتر می‌شد كه غالباً خواسته های برنامه ریزان تهاجم فرهنگی را با رنگ و لعاب روشنفكر و طنخواه به جامعه خودی تلقین می‌نمودند.

كارگذاران تاریخی تهاجم فرهنگی: فن شناسان و متخصصان فاقد فرهنگ راستین بدون توجه لازم به اجتماع با ساختن، اهرم عظیم به گور فدا عنه عظمت بخشیدند و توانایی تخصصی خود را اثبات نمودند، اما آیا نسل های سازنده آن دچار ستم بودگی نبودند؟ آیا ساختن بناهایی با چنان عظمت بدون دانش و تخصص معماران و مهندسان همراه استثمار و بهره كشی از محرومان مقدور بوده است؟ پس با كنار زدن پرده ها كه كسب مكتوم نگهداشتن حقایق می‌شوند، در می یابیم دانشمندان بدون فرهنگ راستین ابزاری در خدمت فراعنه زمان برای بیداد گری و ظلم بر مردم بوده‌اند و خواهند بود. برای اینكه تلقین نشود تحت تأثیر احساسات محض چیزی به گزافه آورده شده است، یا نوك پیكان تهاجم فرهنگی، یعنی جوسازان حرفه ای، چیزی از اهمیت این واقعیت نكاهند و كسانی كه روز به روز بر دانششان افزوده می شود و در عین حال روز به روز كم فرهنگ تر می شوند و این افراد كه نمونه های برجسته محیط فرهنگی را تشكیل می دهند از آنجا كه روز به روز سطح عملشان در محیط محدودتر و كوچكتری ارتقاء می یابد، و این متخصصین كه هر روز در رشته های محدودتر و فشرده تری متخصص می شوند برای حیات فرهنگی موجودات خطرناكی می باشند درپاهای تهاجم فرهنگی = برای روشن شدن گستردگی تهاجم فرهنگی و میازن مظلومیت اسلام، از كتاب فرهنگ لغات شروع می‌كنیم. لغت نامه كه ظاهراً نمی باید چیزی جز ارائه تعریف واژگان یا مترادف های واژه ها باشد، اما در كتاب فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی كه توسط آقای سلیمان جیم كه از اقلیت یهودی تدونی شده ( به تاریخ ۱۱ دیماه ۱۳۲۹) معانی را برای بعضی واژه های انگلیسی آورده اند كه می تواند، برای تو هم پنداران تهاجم فرهنگی قابل توجه باشد و جالب تر اینكه در تجدید چاپهای آن هم این موضوع تكرار شده است. اسلام آخرین و جوانترین ادیان صاحب كتاب و بیش از شش قرن جوان تر از مسیحیت است، حال آنكه مسیحیت دیانتی قدیمی است. كه مسیحیت در تكمیل و جایگزینی آن برای هدایت شبه از جانب خداوند عرضه شده است از این رو به جهت تارخی، معنی مترادف و منطقی تازه یهودی، واپگرا، كهنه گر یا ساده تر، مرتجع می‌شود. موردی از گذشته ها تاكنون: چون بخش بزرگی از جزیره العرب را صحرا تشكیل می‌دهد اروپاییان از این واقعیت جغرافیایی سوء استفاده نمودند در بخش تبلیغاتی جنگلهای صلیبی بر آن تكیه نمودند تمام مسلمانان را صحرانشین می نامیدند. بعدها اروپاییان با افزایش كینه ای كه در اثر شكست های متعدد در جنگلهای صلیبی پیدا نمودند حتی این كلمه ترد آنان معانی زشتی چون كافر، وحشی حتی زشت تر، همچون اجامروا و باش نیز پیدا نمود. یكی از سیاست های انگلیس از دیر باز تفرقه انداختن بود، اكنون صهیونیسم نیز از این سیاست برای تفرقه اندازی بیشتر بین اعراب و همسایگان غیر عربشان سود بسیاری برده و می برد در مطلب « ولو آنكه عراق بیش از حد به شرق نگرد تا غرب» در حالیكه دشمن واقعی اعراب، اسرائیل است، كه در غرب كشور عربی اردن آن هم در غرب عراق قرار دارد، نویسنده با تلقین، برای ایجاد توجه بیش از حد عراق به شرق، یعنی ایران فارس زبان متوجه می نماید. برای اینكه عمق این تحریك به درگیری اعراب با همسایگان غیر عربشان خصوصاً ایران روشن شود، شما را به كتاب صد میلیون عرب» ارجاع می‌نماید « عراق، شاید كشوری واقع نباشد و بی گمان ایالت در حدی ایران است» ضمن انحراف توجه اعراب از اسرائیل به همسایگان غیر عرب بهانه خرید اسلحه های غربی را هم برای شاه فراهم می‌نموده اند. چون امكان دارد واژه ی صحرانشینی مورد سوء استفاده قرار گیرد. ضروری بی نظر می‌رسد برای دانش پژوهان درستكار با وجود آگاهی كه دارند، حقیقت و حدود این صحرانشین یكبار و برای همیشه روشن شود، تا صحرانشینی فقط بخشی از اعراب جزیره العرب كه اصری روشن و قابل قبول است! به جهت پیدایش درخشانترین بخش تاریخ اعراب یعنی ظهور اسلام و آخرین پیامبر الهی (ص) كه از میان صحرانشینان می‌باشد، همچنین وجود مقدس ترین شهرهای مسلمانان همچون مكه معظمه و مدینه منوره در كنار صحرا كینه ورزان فراموش كننده شكست های صلیبی را به واكنش های بزرگنمایانه امر صحرانشینی موفق ننماید تا نتوانند بدینوسیله از علایق مسلمانان برای جریمه دار نمودن احساست یا افكار حقوق آنان سوء استفاده نمایند. تهاجم فرهنگی و فرهنگ خودی = قبل از اینكه به نمونه ای از تهاجم فرهنگی در كتابهای تحت عنوان فرهنگ فارسی اشاره داشته باشیم، باید یادآوری نمود، آوردن این نمونه ها از آن جهت مهم است كه كاربرد كلمه فرهنگ، مسوولیت تهیه كنندگان این كتابهای پرزحمت را می افزاید. از اینرو می باشد همه سونگرانه تر تدارك شوند تا وافق برازنده كلمه فرهنگ باشند، در ارائه مطلب تاریخی نیز رعایت نكاتی چند لازم است: نخست: برای انتقال درست رویداد و اهمیت تاریخی آن بایستی ترتیب زمانی رویدادها رعایت شود. دوم: بایستی ارزیابی درست یا حتی المقدور تلاش به ارزیابی درستی را برای ارائه داشته باشیم در غیر این صورت علی رغم زحمات طاقت فرسایی كه این گونه كارها دارند كاری همراه انصاف و عدالت نخواهند بود، زیرا ارائه مطلب بر موضع ارزشی خود قرار نگرفته است، در تعریف سیاسی نیز كاری را كه كمتر یا بیشتر ارزیابی شده باشد فرصت طلبی می نامند. نخست: همانطوری كه در تعریف آورده شده تحولات اروپایی، در قرن نهم هجری ( قرن پانزدهم میلادی) شروع شده است حال آنكه تحولات ملل اسلامی پنج قرن زودتر در قرن چهارم هجری ( قرن دهم میلادی) آغاز شده بود. اگر نتایج جنگلهای صلیبی را كه در اواخر قرن پنجم هجری ( ۱۰۹۹ میلادی) تا اواسط قرن هفتم هجری (۱۲۷۰ میلادی) پیش آورده شدند نیز در نظر گرفته شود. به راحتی قابل دریافت است كه طی دو قرن جمعاً هشت جنگ به مسلمانان تحمیل شد اگر ویرانی هایی را به سرزمینهای اسلامی تحمیل نمودند اروپاییان را با فرهنگ و علوم ملل اسلامی آشنا ساخت. دوم: نكته مهمی كه نیازمند ژرفتگری است اینكه اگر ظاهراً رشد و نمو ادبیات و هنر حاصل از تحولات اروپایی با دور شدن از دین صورت پذیرفت، تا دیگر نتوانند گالیله را مجبور به پس گرفتن اظهارات و نظریات خود نمایند یا ژاندارك را به تلی از آتش بسپارند ولی رشد و شكوفایی ملت مسلمان ایران پس از كاهش اقتدار مطلقه خلفای عباسی ظاهراً اسلامی و امكان توجه بیشتر به خاتم پیامبران (ص) و خاندان حضرتش كه به روشنی در آثار بزرگان ادب و هنر ایرانی نیز منعكس است آغاز گردید خلاصه اینكه رشد فرهنگی مسلمانان به ویژه ایرانیان در سایه اسلام و تكامل باورهای دینی صورت پذیرفت. در این رابطه اشاراتی هر چند مختصر از اوادات بزرگان علم و ادب و فرهنگ ایران به دین و مقامات مذهبی ضروری به نظر می‌رسد: ۱- حكیم ابوالقاسم فردوسی، احیا كننده زبان پارسی و بزرگترین حماسه سرای جهان به لحاظ شیعه بودن از دریافت صله و پاداش محروم شد ۲- ابوعلی سینا كه به خاطر تشریح برای كالبد شناسی مورد تهمت كفر قرار می گیرد، گلایه و اعتراض خود را در قالب شعری اظهار نموده است، تا مسلمان بودن خود را نشان دهد. ۳- ناصر خسرو ملقب به حجت از مبلغین فاطمی ( شیعه هفت امامی) بوده است. ۴- شیخ فرید الدین عطار كه در اواسط قرن ششم متولد شد و در سال ۶۲۷ هجری قمری هنگام حمله مغولان به شهادت رسید نام شاهكار خود را منطق الطیر را از آیه ۱۶ سوره نحل قرآن مجید گرفته است. ۵- جلال الدین محمد مولوی عارف و شاعر بزرگ هم چنانكه عنوانش نشان میدهد عنوان مولوی را برادران اهل تسنن برای روحانیون خود بكار می‌برند. ۶- شیخ مصلح الدین سعدی كه مطالعه آغاز گلستان آرمی را بیاد مجلس علمای دین می اندازد. سوم = تعریف معانی و بیان در مورد اسم معرفه یك رویداد تاریخی غیر ضروری است خصوصاً این كه این تعریف مغایر با نگرش و باورهای دین باورانه باشد! در آغاز شرح آورده شده « بحث بعد از موت» این توضیح به معنی معاد می شود در باور دینی ما مسلمانان، نبوت و معاد، فقط در حیطه قدرت خداوند بی همتا می‌باشد و بس! ارتباط آنان به هر چه غیر از خداوند بی همتا شرك است به فرمایش شهید آیت الله مطهری نمی باید به نفی تلویحی اصول همچون توحید و معاد اقدام نموده، زیرا این كار حاصل اندیشه های مات( بایستی، چپ، ماركسیستی) یار است ( فراماسیونی) می‌باشد. ردپا در كتابهای قابل قبول= با وجود احترامی كه به جهت وسعت دید و چند سونگری نویسنده كتاب ژیوپلیتیك گرسنگی برای ایشان قایل هستم، زیرا علاوه بر طرح مسأله گرسنگی همراه استدلالهای ارزشمند علمی و تجربی جنبه های جغرافیایی سیاسی آن را هم مدنظر قرار داده اند، اما نمی‌باید تسلیم شدن چنین نویسنده محققی در مقابل شیوه های حاكم در محیط سیاسی غرب همچون توطئه سكوت كه در واقع ارثی از گذشته های اروپایی استعمار گر می‌باشد را ندیده گرفت. تحریكات و تشدید جو ضد اسلامی در اروپا سبب آغاز جنگهای صلیبی شد و دامن زدن به این جو همچنان برای افزایش داوطلبان ادامه داشت اما در اثر شكستهای مكرر با وجود داوطلبان فراوان، كینه حاصل از آن در اروپا نهادینه شد. پس از قرنها با تشكیل آژانس یهود، صهیونیست ها برای بهره برداری از این ذهنیت قدیمی اروپاییان آنرا احیاء نموده و شدت بخشیدند همراه تشدید تبلیغات ضد عربی، داستان ارض موعود را كه توسط حضرت موسی (ع) همراه معجزه گذشتن از نیل انجام شده بود و احیاء مجدد این داستان قدیمی یهودیان پراكنده در اروپا و سایر نقاط جهان از طریق به خدمت گرفتن باور آن مردم، پیاده نظام بی هنر ولی ابدای بیرون آوردن بیت المقدس از دست مسلمین فراهم نمودند تداوم چنین جوی كه پنهان و گاهی آشكار می شود نویسنده محققی چون ژوزویه و كاستر و كه كار سیاسی قطعاً بزرگی را با نوشتن این كتاب انجام داده به تلاش گسترده ای برای بی طرف و غیر سیاسی نشاندادن نوشته خود در این كتاب وا داشته است. همچنین با درك توطئه سكوت در مورد مسلمانان كه در بهترین حالت، امری عادی است، تلاش نموده است، از این خطر قرمز عبور ننمایید. نخست اینكه اروپاییان برای تخریب نمودن چهره اسلام با كاربرد عناوینی ناروا نسبت به اعراب مانند اشغل گر و خشن با تحقیر آنچه را كه به اعراب تعلق دارد همچون صحرانشینی در بسیاری از اشارات و آثار خود تبلیغات گسترده ای را برای علیه اعراب انجام می دهند.

فایل ورد ۶۰ ص

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود