مقاله درباره منطق و فلسفه ۲۴ ص

مقاله درباره منطق و فلسفه ۲۴ ص

مقاله درباره منطق و فلسفه 24 ص

دسته بندی فلسفه و منطق
فرمت فایل doc
حجم فایل ۱۴ کیلو بایت
تعداد صفحات ۲۴
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

توضیحات :

مقاله درباره منطق و فلسفه ۲۴ صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

بخشی از متن :

علم منطق :
یكى از علومى كه از جهان خارج وارد فرهنگ اسلامى شد و پذیرش عمومى یافت و حتى به عنوان مقدمه اى بر علوم دینى جزء علوم دینى قرار گرفت علم منطق است .
علم منطق از متون یونانى ترجمه شد واضح و مدون این علم ارسطاطالیس یونانى است.این علم در میان مسلمین نفوذ و گسترش فوق العاده یافت اضافاتى بر آن شد و به سر حد كمال رسید . بزرگترین منطقهاى ارسطویى كه در میان مسلمین تدوین شد منطق الشفاى بو على سینا است منطق الشفا چندین برابر منطق خود ارسطو است.
تعریف منطق :
منطق < قانون صحیح فكر كردن > است . یعنى قواعد و قوانین منطقى به منزله یك مقیاس و معیار و آلت سنجش است كه هر گاه بخواهیم درباره برخى از موضوعات علمى یا فلسفى تفكر و استدلال كنیم باید استدلال خود را این مقیاسعا و معیارها بسنجیم و ارزیابى كنیم كه بطور غلط نتیجه گیرى نكنیم منطق براى یك عالم و فیلسوف كه از آن استفاده مى كند نظیر شاقول یا طراز است كه بنا از وجود آنها براى ساختمان استفاده مى كند و مىسنجد كه آیا دیئارى كه بالا برده است عمودى است یا نه ؟ و یا آیا سطحی كه چیده است افقى است یا نه؟
فائده منطق :
از تهریفى كه برای منطق ذكر كردیم فایده منطق نیز روشن مى شود معلوم شئ فایده منطق جلوگیرى ذهن است از خطاى در تفكر ؛ تفكر عبارت است از مربوط كردن چند معلوم به یكدیگر براى بدست آوردن معلوم جدید و تبدیل كردن یك مجهول به معلوم . در حقیقت تفكر عبارت است از سیر و حركت ذهن از یك مطلوب مجهول به سوى یك سلسله مقدمات معلوم و سپس حركت از آن مقدمات معلوم به سوى آن مطلوب براى تبدیل آن به معلوم.
ذهن آنكاه كه فكر مىكند و می خواهد از تركیب و مزدوج كردن معلومات خویش مجهولى را تبدیل به معلوم كند باید به آن معلومات شكل نظم و صورت خاص بدهد . یعنى معلومات قبلى ذهن تنها در صئرتى مولد و منتج مىشوند كه شكل و صورت خاصى به آنها داده شود منطق قواعد و قوانین این نظم و شكل را بیان مى كند .

خطاى ذهن :
ذهن آنگاه كه تفكر مى كند و امورى را براى امرى دیگر قرار میدهد ممكن است صحیح عمل كند و ممكن است دچار خطا گردد. منشاء خطا یكى از دو امر ذیل ممكن است باشد :
۱- آن مقدماتى كه آنها را پایه قرار داده و معلوم فرض كرده خطا و اشتباه باشد . یعنى مقدماتى كه مصالح استدلال ما را تشكیل مىدهد فاسد باشد.
۲- نظم و شكل و صورتى كه به مقدمات داده شده غلط باشد یعنى هر چند مصالح استدلال ما صحیح و درست است ولى شكل استدلال ما غلط است.
خطا سنجى منطق ارسطویى منحصراً مربوط به شكل و صورت استدلال اما سنجش خطاى ماده استدلال از عهده منطق ارسطویى خارج است لهذا منطق ارسطویى را منطق صورت مى نامند .
موضوع منطق :
موضوع علم عبارت است از آن چیزى كه آن علم در اطراف آن بحث مىكند و هر یك از مسائل آن علم را در نظر بگیریم خواهیم دید بیانى است از یكى از احوال و خواص و آثار آن . عبارتى كه منطقیین و فلاسفه در تعریف موضوع علم بكار برده اند اینست : موضوع كل علم هو ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیه یعنى موضوع هر علم آن چیزىاست كه آن علم درباره عوارض ذاتى آن بحث مىكند.
در اینجا دو نظریه است :
۱- علت این امر اینست كه مسائل هر علمی بالاخره در اطراف یك حقیقت معینى بحث میكند . مثلا علت هم خانواده بودن مسائل حساب اینست كه همه آنها در اطراف عدد و خواص و آثار اعداد است و علت هم خانوادگی و قرابت مسائل هندسى اینست كه همه آنها در اطراف مقدار مى باشند.
۲- نظریه دوم اینست كه پیوند مسائل علوم با یكدیگر ناشى از آثار و فوایدى است كه بر آنها مرتب میشود. فرضا یك عده مسائل در اطراف یك موضوع معین نباشد هر مسئله ای مربوط به موضوع جداگانه ای باشد اگر آن مسائل از لحاظ اثر و فایده و غرضىكه به دانستن آنها تعلق میگیرد وحدت و اشتراك داشته باشند كافى است كه قرابت و هم خانوادگى میان آنها برقرار گردد و ضمناا آنها را از مسائل دیگرى كه علم دیگر بشمار میرود متمایز كند. ولى این نظریه صحیح نیست اینكه یك عده مسائل از لحاظ اثر و فایده و غرضى كه به دانستن آنها تعلق میگیرد وحدت و سنخیت پیدا مى كند ناشى از شباهت ذاتى لأن مسائل بیكدیگر استو شباهت ذاتى آن مسائل بیكدیگر ناشى از اینست كه همه أن مسائل از حالات و عوارض موضوع واحدی می باشند.
كلی و جزیى :
یكی دیگر از بحثهای مقدماتى منطق بحث كلى و جزیى است .تصورات كلى و تصورات جزیى :
تصورات جزیی یك سلسله صورتها است كه جز بر شخص واحد قابل انطباق نیست در مورد مصداق این تصورات كلماتى از قبیل ” چندتا” كدامیك ” معنى ندارد.
ادراك كلى علامت رشد و تكامل انسان در میان جانداران است . راز موفقیت انسان – بر خلاف حیوانات-
به درك قوانین جهان و استخدام آن قوانین و ایجاد صنایع و تشكیل فرهنگ و تمدن ، همه در ادراك كلیات نهفته است .منطق كه ایزار صحیح فكر كردن است هم با سروكار دارد هم با كلى ، ولى بیشتر سرو كارش با كلیات است .

مقاله درباره منطق و فلسفه ۲۴ صفحه در قالب Word قابل ویرایش

تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى

فایل تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى در ۶۴ صفحه در قالب Word

تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى

تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى

دسته بندی فلسفه و منطق
فرمت فایل doc
حجم فایل ۶۰ کیلو بایت
تعداد صفحات ۶۴
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

توضیحات :

فایل تحقیق درباره مفهوم شهود در فلسفه اسلامى در ۶۴ صفحه در قالب Word.

بخشی از متن :

مقدمه
مفهوم «شهود» (1) را مى‏توان در زمینه‏هاى مختلف بررسى كرد. این مفهوم، در فلسفه جایگاهى رفیع داشته و در تقسیمات اولیه وجود، مباحث علم و عالم و معلوم، شناخت‏شناسى و هستى‏شناسى توسط فلاسفه به مورد بحث گذاشته شده است. (۲) همچنین، مفهوم «شهود» در عرفان و تصوف منزلتى بس ارجمند یافته و عرفا مباحثى ارزشمند در خصوص «شهود» و «حضور» از خود بر جاى نهاده‏اند. در مباحث اخلاقى و فلسفه اخلاق هم برخى صاحب‏نظران به این واژه عطف توجه كرده و مكتب شهودگرایى در اخلاق، در اواخر قرن
نوزدهم رونق خاصى یافته است. (۳) همین‏طور متكلمان و دین‏شناسان به مناسبت‏هایى مفهوم شهود و پى‏آمدهاى حاصله از آن را مورد مداقه خود قرار داده و در اعتلاى نظر خود به شهود مطلق كه مختص خداى متعال است نائل شده‏اند. (۴)
حال با توجه به گستردگى زمینه بحث و كنكاش علمى در این واژه، مناسب است تنها به بحث پیرامون یك جنبه آن اكتفا كرده و در موارد دیگر تنها به اشاره‏اى گذرا بسنده كرد. هرچند به یك معنا، بررسى دقیق و موشكافانه یك مفهوم در یك جنبه خاص مستلزم پرداختن به جنبه‏هاى دیگر است. اما به لحاظ محدودیت این مقاله، تا حد امكان از گستردگى بحث اجتناب خواهد شد. در این نوشتار، جنبه‏هاى عقلى و یا به تعبیر دقیق‏تر جنبه‏هاى فلسفى «شهود ش مورد بررسى قرار گرفته با نگاهى گذرا به سیر تاریخى این بحث و آشنایى با اندیشه‏هاى فلاسفه غربى و اسلامى، به كنكاش در این مبحث‏خواهیم پرداخت. هر چند باید اذعان داشت تتبع عمیق در این بحث از حوصله یك مقاله خارج بوده و نیازمند مبحثى گسترده و فراگیر مى‏باشد. اما این اعتراف نمى‏بایست مانع پرداختن اجتمالى به آن شود. ابتدا، قبل از پرداختن به هرگونه بحثى، به معانى لغوى و اصطلاحى «شهود» نظر مى‏افكنیم.
واژه «شهود»
در بسیارى موارد، واژه «شهود» با واژه «حضور» به یك معنا به كار مى‏رود و بعضا به جاى یكدیگر استعمال مى‏شوند. شهود از ریشه «شهد» مشتق شده كه به معناى حضور مى‏باشد. و حضور از ریشه «حضر» در مقابل غیبت‏به كاكر مى‏رود. (۵) هرگاه شهود و حضور به یك معنا گرفته شوند، معناى مقابل این دو غیبت است. اگر شى‏ء از شى‏ء دیگر غایب بود (غیبت فیزیكى یا معنوى) حضور و یا شهودى صورت نمى‏گیرد. و اگر غیبت‏برطرف شد و دو شى‏ء بدون مانع در كنار یكدیگر قرار گرفتند، در این صورت آن دو شى‏ء براى یكدیگر حضور دارند. (۶) در لغت معناى دیگرى براى شهود بیان داشته‏اند كه عبارتند از: وجدان، حدس، كشف، اشراق، ادراك، الهام، وجود و مانند آن. (۷)
در علوم مختلف عقلى، براى این واژه اصطلاحات متفاوتى وجود دارد. در اصطلاح فلسفى، در بحث معرفت‏شناسى، شهود غالبا به معناى حضور مى‏آید. در تقسیم‏بندى علم، علم شهودى كه همان علم حضورى است در مقابل علم حصولى قرار مى‏گیرد. در این‏گونه علم، معلوم در محضر عالم است و عالم به معلوم شهود دارد. در این صورت مى‏توان گفت عالم و معلوم نسبت‏به یكدیگر حضور یا شهود دارند و اتحاد عالم با معلوم صورت مى‏گیرد. (۸)
در اصطلاح عرفانى، واژه شهود معنایى غیر از حضور به خود گرفته است. هر چند در مرحله‏اى كه عارف هب شهود حق نایل مى‏شود، حتما حضور هم صدق خواهد كرد. حضور عرفانى در مقابل غیبت است. شهود عرفانى به معناى كشف و مكاشفه است و در این صورت معنایى مرادف با رؤیت پیدا مى‏كند. (۹)
در اصطلاح اخلاقى، شهود بر یك احساس درونى اطلاق مى‏شود. احساسى كه برخاتسه از درون است و هیچ‏گونه تجربه بیرونى در آن دخالت ندارد. این احساس مى‏تواند بین خیر و شر، حسن و قبح تمیز دهد. در این صورت شهود به یك نوع قضاوت درونى بازگشت مى‏كند كه معناى مرادف با وجدان دارد. (۱۰)
در اصطلاح كلامى، شهود دو معناى صاعد و نازل به خود گرفته است. در معناى اولیه، شهود به معناى شهادت در مقابل غیبت است. عالم شهادت كه در اصطلاح دینى آمده، همان عالم حسوسات است كه مشهود انسان قرار مى‏گیرد. در مقابل آن عالم غیب است كه از حوسا ظاهرى انسان غایب مى‏باشد. معناى ثانوى شهود كه معناى صاعد و متعالیه‏اى است، تنها در مورد خداى متعال اطلاق مى‏گردد. به این معنا، تنها خداى متعال شاهد بر همه موجودات بوده و بر همه چیز و همه جا شهود مطلق دارد. (۱۱)
پس از آشنایى كوتاه با معانى و اصطلاحات عقلى مفهوم شهود، ابتدا نظرى اجمالى به اصطلاح عرفانى اخلاقى و كلامى خواهیم انداخت و آن‏گاه اصطلاح فلسفى شهود را بسط بیش‏ترى خواهیم داد.
شهود عرفانى
مفهوم شهود در عرفان و تصوف از مفاهیم اصلى به حساب مى‏آید. شهود و یا مشاهده بر موردى اطلاق مى‏شود كه رؤیتى صورت گیرد. محل این رؤیت قلب بوده و چنین رؤیتى تنها به دلیل توحید یعنى بالحق محقق مى‏شود. با این خصوصیات است كه شهود عرفانى حاصل یم شود. زمانى كه مشاهده صورت گرفت، شاهد در مشهود فانى شده و خودى نمى‏بیند، در این صورت شهود حق بالحق است. این‏گونه شهود به تجلى ذات حق تعلق خواهد گرفت. (۱۲)
شهود واقعى نزد عرفاء، رؤیة حق به حق است. (۱۳) و شهود ذاتى یا مشاهده ذاتیه، شهود حق تعالى است كه حاصل آن یك نوع معرفت‏یقینى خواهد بود كه به «عین الیقین‏» موسوم مى‏گردد. (۱۴)
حضور در اصطلاح عرفانى در مقابل غیبت‏به كار مى‏رود. هر گاه قلب عارف از خلق غایب و به حق حاضر باشد، در این صورت حضور صورت مى‏گیرد. (۱۵) و گاه حضور در مقابل غفلت‏به كار مى‏رود، كه در این صورت به معناى تنبه خاص است. اگر براى عارف تنبهى سبت‏به حق صورت گرفت كه نتیجه این تنبه غیبت از ماسواى حق باشد، در این صورت حضور نزد حق محقق شده است، (۱۶) و به دنبال این حضور و تنبه، عارف مى‏تواند شهودى نسبت‏به حق داشته باشد (اگر اسباب مشاهده را از قبل فراهم ساخته باشد) . در این معنا، حضور مقدمه‏اى براى شهود است. آنچه در قلب حاضر است و ذكر و یاد انسان را به خود مشغول داشته است همان مشهود انسان بوده و عارف شاهد آن است. اگر آنچه كه در قلب غلبه حضورد ارد علم باشد، در این صورت عارف شاهد علم است. و اگر امر غالب وجد باشد، عارف شاهد وجد است، و اگر غالب بر قلب او حق باشد (۱۷) در این صورت عارف به شهود واقعى دست‏یافته و شاهد حق شده است. پس این‏گونه حضور مى‏تواند شرط شهود باشد، همچنین مى‏تواند شرط سماع هم باشد. تا حضورى صورت نگیرد. سمعى در كار نخواهد بود. (۱۸)
در عرفان، اصطلاح كشف گاه به معناى شهود به كار رفته است، اما غالبا عرفا كشف را بر مقامى كه فوق شهود است اطلاق مى‏كنند. تشابه كشف و شهود در این است كه هر دو طریقى براى كسب معرفت‏به حساب مى‏آیند. اما تفاوت آن‏ها از دو جهت است: یكى این‏كه متعلق مكاشفه معانى است ولى متعلق شهود ذوات است. و دیگر این‏كه كشف اتم و اعلى از مشاهده است. لذا مكاشفه یك نوع ادراك معنوى است كه اختصاص به معانى پیدا مى‏كند. (۱۹)
نتیجه آن‏كه بر اساس اصطلاح عرفانى، شهود مى‏تواند طریقى براى كسب معرفت‏باشد و اگر معرفتى از این طریق براى عارف حاصل شد، این معرفت‏یقینى است، زیرا هیچ‏گونه واسطه‏اى در كسب این آگاهى دخالت نداشته عارف مستقیما مشهود را رؤیت مى‏كند.
شهود اخلاقى
شهود اخلاقى به معناى یك احساس درونى است كه انسان توسط این احساس قادر خواهد بود بین خیر و شر ویا حسن و قبح تمایز ببیند. یكى از مسائل مهم فلسفله اخلاق همین نكته است كه آیا تشخیص خیر و شر و یا حسن و قبح بر چه اساسى است؟ آیا مى‏توان وجود نیرویى را در انسان پذیرفت كه خود خوبى‏ها و بدى‏ها از هم متمایز سازد؟ اگر چنین نیروى درونى را بپذیریم، آیا فطرى است‏یا كسبى؟ آیا در تقویت و یا تضعیف این احساس درونى مى‏توان كوشش كرد؟ (۲۰)
این‏ها مسائلى است كه از دیرزمان در فلسفه اخلاق به بحث گذاشته شده و عده‏اى را بر آن داشته است تا در درون انسان به وجود احساسى قایل شوند كه در قضایاى اخلاقى حاكم است هر چند در طول تاریخ بررسى‏هاى حكمت عملى، این احساس و نیروى درونى نام‏هاى متفاوتى به خود گرفته، اما همگى یك معنا را دربرداشته است.
ارسطو و پیروان مشایى وى، نیروى عقل را در این امر حاكم مى‏دانند و تعبیر عقل عملى را به كار گرفته‏اند، عده‏اى دیگر، نیروى وهم را بدین قضاوت گمارده‏اند و برخى از نیرویى غیر از عقل و وهم به نام وجدان و یا ضمیر اخلاقى نام برده‏اند. (۲۱) در اسلام، دو طرز تفكر نسبت‏به حسن و قبح در بین اندیشمندانى كه به این امر پرداخته‏اند، به چشم مى‏خورد. عده‏اى حسن و قبح را عقلى دانسته‏اند، معناى این سخن این است كه عقل را یاراى قضاوت در این میدان مى‏باشد. آنان كه براى عقل چنین توانایى قایل هستند، در این زمینه قایل به شعور اخلاقى شده‏اند كه این تعبیر دیگرى از همان احساس درونى و یا شهود اخلاقى خواهد بود. (۲۲)
شهودگرایى اخلاقى در غرب، طرز تفكرى است مبنى بر این‏كه انسان مى‏تواند خود شهودا خوبى را از بدى متمایز نماید، و این شهود یك احساس درونى است. و بر اساس این احساس، فرد ذاتا بدون اتكاء به خارج و یا داشتن هرگونه تجربه خارجى بین خیر و شر تشخیص خواهد داد. (۲۳)
شهودگرایى اخلاقى معتقد است، ادراك خوبى و بدى و قضایایى از این قبیل بدون واسطه براى انسان حاصل شده و این نوع آگاهى و علم به امور اخلاقى كه خود برخاتسه از یك نوع استعداد خاصى در انسان است، همگى مقدم بر تجربه است. این احساس مقدم بر تجربه به طور شهودى متعلق درك انسان قرار مى‏گیرد. (۲۴)
با توجه به این برداشت‏خاص از مفهوم «شهود» در شهودگرایى اخلاقى، معناى اصطلاحى این واژه بازگشت‏به همان علم شهودى مى‏كند، كه معلوم مشهود بلاواسطه عالم مى‏شود.
شهود كلامى
كاربرد این مفهوم در كلام به وسعت كاربرد آن در فلسفه و عرفان نیست. متكلمین اسلامى و غیراسلامى در چند مورد خاص به این مفهوم تمسك كرده‏اند. یكى از آن موارد، در زمینه حسن و قبح اخلاقى است كه در مبحث قبل بدان اشارت رفت. (۲۵) مورد دیگر، در تمایز بین عالم جسمانى و عالم روحانى و یا به تعبیر متكلمین، عالم شهادت و عالم غیب است. مفهوم شهود یا شهادت در این اصطلاح، معنایى در مقابل غیب داشته و جهان محسوس كه مورد رؤیت‏حسى انسان است عالم شهادت نام گرفته است. در مقابل آن، جهان غیر محسوس و غایب از نظر عالم غیب نامیده شده است. شهود در این معنا همان مشاهده حسى است كه شى‏ء از طریق حواس ظاهرى متعلق شهود انسان واقع مى‏گردد. (۲۶)
مورد دیگرى كه مفهوم شهود به كار گرفته مى‏شود، در مورد ذات بارى تعالى است. خداى متعال نسبت‏به تمامى موجودات (ماسوى الله) شهود داشته و از این‏رو شهادت كامله اختصاص به او پیدا مى‏كند. تمامى مخلوقات در مشهد و مراى حق تعالى است. لذا او شاهد مطلق است و مفهوم شهود محض تنها وى را سزاوار است. (۲۷)
و…
فهرست مطالب

  • مفهوم شهود در فلسفه اسلامى ۱
  • مقدمه ۱
  • واژه «شهود» 2
  • شهود عرفانى ۳
  • شهود اخلاقى ۵
  • شهود كلامى ۶
  • شهود فلسفى ۷
  • مفهوم «شهود» در فلسفه غرب ۸
  • سقراط (۳۹۹ – ۴۶۹ ق م) ۸
  • افلاطون (۳۴۸ – ۴۲۷ ق م) ۸
  • ارسطو (۳۲۲ – ۳۸۴ ق م) ۹
  • قرون وسطى (اسكولاستیك) ۱۰
  • دكارت (۱۵۹۶ – ۱۶۵۰ م) ۱۰
  • جان لاك (۱۶۳۲ – ۱۷۰۴ م) ۱۱
  • كانت (۱۷۲۴ – ۱۸۰۴ م) ۱۱
  • فیلسوفان معاصر غربى ۱۲
  • كندى (۱۸۵ – ۲۶۰ ه) (۷۷۵ – ۸۵۰ م) ۱۳
  • فارابى (۲۵۸ – ۳۳۹ ه) (۸۴۸ – ۹۲۹ م) ۱۴
  • ابن سینا (۳۷۰ – ۴۲۸ ه) (۹۶۰ – ۱۰۱۸ م) ۱۵
  • شیخ اشراق (۵۴۹ – ۵۸۷ ه) (۱۱۳۹ – ۱۱۷۷ م) ۱۶
  • صدرالمتالهین (۹۷۹ – ۱۰۵۰ ه) (۱۵۶۹ – ۱۶۴۰ م) ۱۷
  • بررسى و نتیجه‏گیرى ۱۹
  • نكته‏هاى قابل تامل: ۲۰
  • تذكر ۲۱
  • مراتب كشف و شهود عرفانى ۲۲
  • ۲ . درجات و مراتب مكاشفه ۲۲
  • ۲ – ۱ . لوایح، لوامع و طوالع ۲۲
  • ۲ – ۲ . مكاشفه علم، مكاشفه حال و مكاشفه عین ۲۳
  • ۲ – ۳ . مشاهده معرفت، مشاهده معاینه و مشاهده جمع ۲۴
  • ۲ – ۴ . معاینه بصر، معاینه قلب و معاینه روح ۲۴
  • ۲ – ۵ . الهام نبى، الهام عین و الهام تحقیق ۲۵
  • ۲ – ۶ . كشف نظرى، شهودى، الهامى، روحى، خفى و ذاتى ۲۶
  • ۲ – ۷ . مكاشفه علمى، حال و وجد ۲۷
  • ۲ – ۸ . مكاشفه غیب و شهادت ۲۸
  • ۲ – ۹ . مكاشفه صورى و معنوى ۲۹
  • كشف صورى به لحاظ متعلق سه‏گونه است: ۳۲
  • ۲ – ۱۰ . مشاهده فعلى، صفاتى و ذاتى ۳۴
  • ۴ . انسان و كشف ۴۰
  • ۵ . حالات همراه كشف ۴۷
  • یكم: حیرت ۴۷
  • دوم: سكر ۴۸
  • سوم: ذوق ۴۹
  • چهارم: شوق ۵۰
  • پنجم: وجد ۵۱
  • ششم: عشق ۵۱
  • هفتم: یقین ۵۲
  • كتاب‏نامه ۵۵

مقاله ابراء و آثار و احكام آن در فقه و حقوق موضوعه ايران

مقاله ابراء و آثار و احكام آن در فقه و حقوق موضوعه ايران

مقاله ابراء و آثار و احكام آن در فقه و حقوق موضوعه ايران

دانلود فایل ابراء و آثار و احكام آن در فقه و حقوق موضوعه ايران ۷۷ صفحه با فرمت WORD چكيده تحقيق مجموعه حاضر با موضوع ابراء و آثار و احكام آن در فقه و حقوق موضوعه ايران تدوين يافت كه اولاً به بررسي ماهيت و احكام ابراء در فقه و حقوق پرداخت و ثانياً احكام ابراء در عقود و ايقاعات مختلف و مقايسه آن با اعمال حقوقي ديگر مورد بررسي قرار گرفت كه براي نيل به اين اهداف مباحث در پنج فصل تهيه و تنظيم گردد. در فصل اول كليات تحقيق، تعريف لغوي و اصطلاحي ابراء و چند اصطلاح ديگر كه باين شده؛ كه به عبارت مختصر ابراء مشتق از «برء» به معني بيزار كردن، ادا كردن وام و صرف نظر كردن از طلبكار از حق خود به

پاورپوینت مبانی نظری ژاک دریدا و فلسفه دیکانستراکشن

پاورپوینت مبانی نظری ژاک دریدا و فلسفه دیکانستراکشن

پاورپوینت مبانی نظری ژاک دریدا و فلسفه دیکانستراکشن

دانلود پاورپوینت مبانی نظری ژاک دریدا و فلسفه دیکانستراکشن ۴۸ اسلاید مقدمه دغدغه‌ی ساختار شکنی بحثی است که در دهه ی پایانی قرن گذشته مطرح شد. از فلسفه و با دریدا اغاز شد و پایش به بسیاری عرصه های دیگر کشید این موج جدید که دوران ساختار گرایی را خاتمه یافته می داند بحث روز بسیاری از روشن فکران است.در بسیاری از کشور ها از جمله ایران نیز راه یافته و در شماری عرصه ها از جمله ادبیات و سینما جایگاه قوی پیدا کرده. در هنر های تجسمی و معماری نیز گرچه به صورت تک مضرابی حضوری واضح ندارد اما از انجایی که نحوه ی تفکر،تفسیر،فلسفه و رخدادها تاثیر غیر قابل انکاری بر هنر و به طور اخص معماری دارند. برآنیم که در تحقیق پیش رو فلسفه ی دریدایی را کنکاش نموده و

منطق فازی و معرفی پروفسور لطفی زاده

منطق فازی و معرفی پروفسور لطفی زاده

دسته بندی فلسفه و منطق
فرمت فایل ppt
حجم فایل ۲۲۴ کیلو بایت
تعداد صفحات ۲۴
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

منطق فازی و معرفی پروفسور لطفی زاده

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

پاورپوینت بررسی سكولاریسم

پاورپوینت بررسی سكولاریسم

دسته بندی فلسفه و منطق
فرمت فایل pptx
حجم فایل ۴۵ کیلو بایت
تعداد صفحات ۶
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

پاورپوینت سكولاریسم در ۶اسلاید زیبا و قابل ویرایش با فرمت pptx

سكولاریسم (secularism) :

در لغت : دنیا مداری ، دنیا محوری ،‌ دین گریزی و …

در اصطلاح : نفی همه امور ماورای طبیعت و كاركردهای آن و سامان بخشی به زندگی است فقط از راه ابزارهای مادی ( عقل ابزاری و علوم تجربی ) بدون كمك گرفتن از وحی.

•سكولاریسم :

•به لحاظ فلسفی ← تكیه بر عقل ابزاری و نادیده گرفتن ماورای طبیعت

•به لحاظ سیاسی ← جدایی دین از سیاست

•به لحاظ تربیتی ← كنار نهادن تعالیم دینی از برنامه های آموزشی

زمینه ها و عوامل پیدایش سكولاریسم :

۱- متون مقدس و منابع اولیه دینی

اندیشه های تحریف شده در این متون وجود دارد ، مانند :

الف : جدایی دین از سیاست

در متی و لوقا آمده كه حضرت عیسی (ع) در پاسخ به این سوال فریسیان كه آیا جز به دادن به متغیر رواست ، گفت :

مال متغیر را به متغیر ادا كنید و مال خدا را به خدا

در یوحنا ← عیسی در پاسخ پیلاكس كه پرسید آیا تو پادشاه یهود هستی ؟ گفت : اگر پادشاهی من از این جهان می بود خدام من جنگ می كردند تا به یهود تسلیم نشوم پس اكنون پادشاهی من از این جهان نیست.

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل